| اخبار تبریز |
اين وبلاك جهت پوشش اخبار سياسي فرهنگی و اجتماعي شهر تبريز راه اندازي شده است
|
درباره وبلاگ
خواننده محترم وبلاك: اين وبلاك متعلق به خود شما مي باشد لطفاً اخبار ،رويدادها ،پيشنهادات و انتقادات خود از مسئولين استان و شهر را از طريق ايميل( تماس با ما ) و يا بخش نظرات خبرها به ما ارسال فرمائيد تا در اسرع وقت در وبلاك درج گردد.
آخرين اخبار استان آذربايجان شرقي و تبريز
ایمیل:p.karimzade@gmail.com سخنرانى حضرت مام در جمع مسئولان روزنامه هاى كیهان، اطلاعات و جمهورى اسلامى در روز ۱۰ شهریور ۱۳۶۴ اخبار روزنامه ها تكرارى نباشد، آخر كى با كى ملاقات كرده، این چه خبر مهمى است؟ این اصلًا قابل نیست بگوییم خبر، تا بگوییم مهم! اینكه بگویید من هر روز با كى ملاقات و به او چه گفتم، این تكرارى است. آخر هر روز من یك مسأله را مى گویم، و هى تكرار مى كنند كه فلانى چه گفت، این چه فایده اى دارد؟ من راجع به خودم مى گویم كه عكس من مطلقاً در صفحه اول نباشد، همان طور كه گفتم. گاهى لازم است كه گفته شود، مثلًا فرض كنید بناست ریاست جمهورى معرفى شود، خوب، این مسئله مهمى است و یا مثلًا هیأت دولت آمده است، خود این مسئله اى است، ولى هر چند وقت یك بار از این مسائل پیدا مى شود. اما هر روز كى آمد این جا و من چى گفتم و چى شد و یا كى با كى ملاقات كرد، این چه اثر و فایده اى دارد؟ "روزنامه ها(رسانه ها) مال طبقه سوم است"، تصریح كردند: (رسانه ها) مال طبقه اول نیست و این هم نیست كه همه اش مال حكومت باشد و از چیزهاى حكومتى بنویسید، این صحیح نیست. به نظر من روزنامه ها براى همه مردم است و همه مردم در آن حق دارند و مى شود گفت كه گاهى جاى دیگران غصب مى شود،- البته بدان معناى غصب نه! ولى نظیر آن- این عرض من است. ![]() پیوندها
تبریز شهر آرزوها
گوزل تبریز قلم و کاغذ (طاهر خیری) گروه مطبوعاتی بهار تبریز مشکات تبريز كوه پيش بيني هواي تبريز آزادلو-مغان تبريز در ويكي پديا دارالارشاد(حجه الاسلام دکتر سید حسن عاملی) دكتر فرهنگي مسائل آموزشی فرهنگی بیقراران فرياد دل وقایع الاتفاقیه هنر تبریز اخبار اردبیل ستاره بدر سولدوزنيوز حرکت اسلامی شعبه باکو يوخا (اهر) دهكده جهاني آذر قلم (روزنامه نگاري از تبريز) آموزش واليبال تبريز تراکتور آذربایجان پرطرفدارترین تیم لیگ حامیان دولت مهر طرفداران تيم فوتبال ماشين سازي تبریز شهر آرزوها(پویا) هيات ورزش سه گانه استان خسرو چولچي مهر اشراق سایت تحلیلی خبری یاشیل وطن (شهرستان مرند ) سایت رایانه سافت تبریز اطلاعات خبر آگهی (لیلا) یاشاسین آنایوردوم آذربایجان یاشیل یاغیش دانشگاه شهید مدنی آذربایجان تراختور دوسلاری هواداران باشگاه تراکتورسازی توپچي تکواندو (استاد منافی) تبریز پرس گروه تئاتر کتل تبریز(یعقوب صدیق جمالی ققنوس ابتدا(روح لله رشیدی) هفته نامه آذر پیام اویاخ زنجان شهروند تبریزی قیام نو ستاره(خاطرات و نوشته های یک دوست از ترکیه) چشـــم انقــلاب (زندگی و آثار حاج بهزاد پروین قدس) اسکالپل هفته نامه ساقی مسعود برزگر جلالی آذربایجان اویاخدی جامع ترین بانک اطلاعات استخدام شمالغرب کشور پایگاه اطلاع رسانی فرهنگی آذربایجان انجمن روبيك تبريز فعالترين انجمن روبيك در ايران اطلاعات کلان شهرها عمران و معماری می نویسم زیر باران(شاهین بدر حیدری) تعاونی مسکن جماران تبریز هوراند سسی تسوج پایگاه خبری آسان بین دانشجویان حسابداری دانشگاه آزاد پایگاه اطلاع رسانی شهرستان سراب ذاکرین تبریز خداآفرین-جانانلو راهنمای حل جدول(رضا آقازاده کلیبر) جلفا :: قالب ساز :: طراح قالب
|
بسم الله الرحمن الرحيم
اَللهُم عَجِل لِوَلیکَ الفَرجَ والعافیه وَالنَصر وَ اجعَلنا مِن خیر اَنصاره ِو اَعوانه وَالمُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه
فيلم/ مداحي حاج فيروز زيرككار در حرم امام رضا(ع) در تاريخ سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392
فيلم/ مداحي حاج فيروز زيرككار در حرم امام رضا(ع)
سی دی هایی که شیعیان "کرکوک" عراق را تهدید به مرگ و آوارگی می کند در تاريخ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392
منابع خبری گزارش دادند که 50 درصد از شیعیان کرکوک در وضعیت واقعا بدی به سر می برند. این افراد ناشناس، فیلم شیعیانی که قبلا کشته شده و یا از خانه های خود آواره شده اند را در این سی دی ها قرار داده و برای ایجاد جو رعب و وحشت به انتشار گسترده ی آن پرداخته اند ![]() به گزارش «شیعه نیوز»، برخی افراد ناشناس به تازگی سی دی هایی در میان شیعیان کرکوک پخش نموده و در آن اهالی را تهدید کرده اند که باید شهر را ترک کنند در غیر این صورت کشته خواهند شد. منابع خبری گزارش دادند که 50 درصد از شیعیان کرکوک در وضعیت واقعا بدی به سر می برند. این افراد ناشناس، فیلم شیعیانی که قبلا کشته شده و یا از خانه های خود آواره شده اند را در این سی دی ها قرار داده و برای ایجاد جو رعب و وحشت به انتشار گسترده ی آن پرداخته اند. از سویی دیگر اوضاع امنیتی کرکوک هم رو به وخامت است و درگیریها بین نیروهای امنیتی دولتی و شبه نظامیان کرد بالا گرفته است. رونمایی از دفتر دوم «شهید علم» در آرمانشهر تبریز در تاريخ شنبه سی و یکم فروردین 1392
دفتر دوم کتاب «شهید علم» رونمایی میشود. این کتاب، حاوی 106 خاطره از دوستان، همکاران و خانوادهی «نخبهی شهید داریوش رضایینژاد»، به همراه خلاصهی چند مقالهی علمی از شهید و آلبوم تصاویر اوست که به همت دفتر مطالعات جبههی فرهنگی انقلاب اسلامی منتشر شده است. در مقدمهی کتاب میخوانیم: «داریوش رضایینژاد، یکی دیگر از شهدای انقلاب اسلامی ایران در مسیر پیشرفت و عدالت است. نخبهی نابغهای از عشایر آبدانان ایلام که علم و اخلاق و آرمانخواهی و دین و میهندوستی را در خود جمع کرد و با شهادت، چون ستارهای در تاریخ درخشان فرهنگ ایرانی جاودانه شد... به رغم خواست تروریستهای سیا و موساد، داریوش با شهادت زندگی حیاتبخش دیگری را در کنار مردمش آغاز کرده است». آیین رونمایی از کتاب شهید علم روز جمعه 30/1/92 از ساعت 30/12 ظهر در محل کتابفروشی آرمانشهر، واقع در خیابان امام خمینی(ره)، روبروی خیابان تربیت برگزار میشود. ![]() اینجا بوشهر است... در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392
شهیدی که مزارش بوی گلاب می دهد در تاريخ یکشنبه هجدهم فروردین 1392
حکایت آزادشدگی و توسعهیافتگی در جوار ارس در تاريخ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392
روح الله رشیدی
گام به گام دارد «آزاد»تر میشود منطقهی آزاد تجاری، صنعتی ارس و هر روز بر گسترهی نفوذ و حضور این پدیدهی اغواگر و زیادهخواه افزوده میشود. «نیتهای خیرِ تکنوکراتهای بدون اتیکتِ اصولگرا» هم البته در این پیشروی و قوام و دوام بیتاثیر نبوده است! این خیرخواهان که امروز دارند پایههای غول بیمنطقی به نام منطقهی آزاد را در دل طبیعت بکر و خاک گوهرخیز خداآفرین و توابعش محکم میکنند، مدعیاند که دارند به «توسعه»ی منطقه کمک میکنند... میگویند اهالی منطقه را به نان و نوا خواهند رساند از یک سو و استان را هم منتفع خواهند کرد از منافع سرمایهگذاری در این منطقه. پربیراه هم نمیگویند آقایان؛ کیست که نتواند منافع حضور صاحبان سرمایه را در یک منطقهی آزاد دریابد؟ همین الان هم کلی اتفاق بزرگ افتاده در منطقه. هیچ نباشد، صدها دستگاه خودروی بهتر از هواپیماهای دست دوم ما، دارند در جادههای استان جلوهگری میکنند و چه جلوهای دادهاند این عروسهای فرنگی به جادههای بدریخت ما! اتومبیلهای زاقارت و آبروریز خودی کجا و این محصولات اعجابآور کجا؟! اصولاً «توسعه» یعنی همین دیگر. و چرا باید بدخواه چنین پدیدهی مبارکی بود؟ چرا نباید اجازه داد که چهرهی درب و داغان شهرها و روستاهای ما، به مدد این آب و لعابِ احیاگر، رنگِ نوشدگی به خود ببیند؟ توسعه یعنی همین و تکنوکراتهای مظلوم که عدهای رفاهندیدهی سنتی دارند بدشان را میگویند، دنبال همین تحفه بودند. گیرم که تکنوکراتهای دولت سازندگی و اصلاحات بیرون گود باشند، تکنوکراتهای اصولگرا که هستند! رسالت ناتمام آن تکنوکراتهای مظلوم را این تکنوکراتهای متعهد به اتمام میرسانند امروز. سادهانگارانه است اگر تصور شود که کشاورزان و دامپروران آفتاب سوختهی خداآفرین و جلفا _ که حالا افتخار دخول در منطقهی آزاد تجاری،صنعتی ارس را یافتهاند _ با مشاهدهی خودروهای اعجابآور خارجی، تاکسی هوایی، تفریح با هواپیما و دهها جلوهی دلربای دیگر از به اصطلاح «آزادشدگی»، همچنان انگیزهی کشاورزی با هزار مرارت و ریسک را در خود زنده نگه دارند. سادهانگارانه که گفتم به حکم رعایت ادب بود وگرنه درستش این است که بگوییم بلاهت است چنین تصوری. مردمی که نظارهگر این «مانور تجمل» هستند، قوهی محاسبهی خود را به کار میگیرند و چرتکه میاندازند و میرسند به این نتیجهی عقلانی که زمینهای خود را بفروشند و خلاص شوند از رنج کشاورزیِ زیانده و سولهای بزنند و ویلایی برپا کنند و دفتر و دستکی راه بیندازند و بشوند یکی مثل همهی این خوشبحالهایی که با خودروهای چند صد میلیونی در سواحل ارس صفا میکنند. مگر دیوانهاند که بنشینند به انتظار فصل برداشت و درآمد احتمالیِ خرید تضمینی گندم؟! مناطق آزاد، این یادگار تکنوکراتهای عصر سازندگی، دارند تهماندههای استقلال اقتصادی و فرهنگی کشور را پیش پای غربِ بهبنبسترسیده حراج میکنند. و دیر نیست زمانی که هویت فرهنگی، اجتماعی و مزیت اقتصادی، کشاورزی این مناطق در منجلاب «آزادشدگیِ متوهمانه» لجنمال شود. مدیرانی که پیروزمندانه ظهور جلوات مدرنشدگی در این مناطق را فریاد میزنند، به واقع جادهصافکنِ تمدنِ پوسیدهای شدهاند که امروز نفسهایش به شماره افتاده و اگر هم هنوز از پای نیفتاده، این ماییم که داریم نجاتش میدهیم. اینجا آذربایجان است در تاريخ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392
شیر باشیم یا گرگ؟ در تاريخ دوشنبه پنجم فروردین 1392
آیا گرگ ، جانوری اساطیری در فرهنگ آذربایجان بوده است؟! نگاهی گذرا به فرهنگ ملل ، نشان می دهد که هر ملت ، جانوری را بر اساس روحیات و نیاز های خود ،عزیز شمرده شده و تا بدانجا پیش می رود که در نهایت نقش اسطوره ای در فرهنگ خود برای او قائل می شود.بر این اساس مثلا هندیان که به علت تراکم جمعیت زیاد و فقر ، همیشه در گرسنگی زیسته اند، گاو را به عنوان حیوانی مولد مواد غذایی ، عزیز داشته و اساطیری اش کرده اند.همچنین فرانسویان، که مردمانی برتری جوی و پرخاشگر بوده اند، این صفات خود را در خروس جسته و تا بدانجا خروس را بزرگ کرده اند که تصویر خروس ، نقش پرچم شان شده است. در عوض در توصیف کسی که نگاهی پر آرامش و همراه با شجاعت دارد گفته می شود: راوی کتاب «نورالدین پسر ایران»:دوستان تجار ما باید بدانند که سرمایه شان از کجا آمده است در تاريخ سه شنبه پانزدهم اسفند 1391
راوی کتاب «نورالدین پسر ایران»:دوستان تجار ما باید بدانند که سرمایه شان از کجا آمده استراوی کتاب «نورالدین پسر ایران» با اشاره به ایمان و رشادتهای رزمندگان در زمان جنگ گفت: دوستان تجار ما اگر میدانستند که سرمایهشان از کجا آمده، هرگز جنسهایشان را انبار نمیکردند. ![]() به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از یزد، سید نورالدین عافی شب گذشته در مراسم پیشواز از زائران نور در نمازخانه حضرت زهرا (س) دانشگاه یزد تصریح کرد: از سال 73 شروع به روایت کتاب «نورالدین پسر ایران» کردم و در سال 1390 به چاپ رسید و مسئول اداره ارشاد در آن موقع در خصوص این کتاب به بنده گفت که من 33 ماه در جبهه بودم؛ اما آنچه در این کتاب بیان شده واقعیتی است که حتی من هم آن را درک نکرده بودم. وی بیان کرد: مقام معظم رهبری نیز پس از مطالعه این کتاب به من گفتند که شما با نوشتن این کتاب قلب مرا خوشحال کردی و خاکریز را شکستی و کسی نتوانسته جنگ را چنین توصیف کند. نویسنده کتاب «نورالدین پسر ایران» بیان کرد: پس از نوشتن این کتاب به 18 استان و به برخی از آنها بالغ بر 20 بار سفر کردم و در 60 دانشگاه کشور نیز حاضر شدم، اما آنچه به من امیدواری داد این بود که توانستم به نحوی جنگ را به مردم نشان دهم و برخی به بنده می گفتند که ما نمی دانستیم که در جنگ، بچه ها اینقدر سختی کشیده اند. عافی خاطرنشان کرد: ما نتوانسته ایم واقعیت های جنگ را بدرستی به ملتمان نشان دهیم و دلیل برخورد با بسیاری از مشکلات نیز همین می باشد که برخی فکر می کنند کشور به راحتی دوباره بدست ما رسیده است و در این راه باید دوستان شهیدمان را که جان خود را برای این انقلاب داده اند بخوبی برای جامعه معرفی کنیم و اگر دوستان تجار ما نیز می دانستند که سرمایه آنها از کجا بدست آمده، امروز جنس هایشان را انبار نمی کردند و در این راستا نیز مشکلات اقتصادی نداشتیم. وی افزود: من زمانی که این کتاببه چاپ رسید حتی خانواده من نیز دیدگاهشان نسبت به من عوض شد و می گفتند که ما فکر می کردیم که جنگ آنطور که تلویزیون نشان می دهد، می باشد؛ اما تازه فهمیدیم که وضعیت ما در زمان جنگ چگونه بوده است. این راوی زمان جنگ همچنین ضمن انتقاد از وضعیت نشان دادن جنگ در رسانه های ما بیان کرد: یکی از این تفاوت ها در زمان جنگ و آنچه که رسانه ها امروز به ما نشان می دهند، چگونگی برخورد فرماندهان با رزمندگان است و فرماندهان در زمان عملیات، رزمندگان را قسم می دادند که مواظب خود باشند؛ اما تلویزیون ما این را متفاوت نشان می دهد؛ به نحوی که ممکن است حتی فرمانده به رزمندگان فحش بدهد و صدایش را بلند کند. عافی بیان کرد: متاسفانه فیلمهایی که امروز از واقعیت جنگ نشان داده میشود، بیانصافی محض در مورد رزمندگان و شهداست؛ زیرا در این فیلمها اکثرا عراقیها را ضعیف و رزمندگان ما را قوی نشان میدهند؛ در حالی که عراقیها بهترین جنگجوها بودند و بهترین سلاحها و تجهیزات جنگی را در اختیار داشتند و اگر در یک طرف این واقعیت جنگی و در طرف دیگر مقاومت و ایمان و شجاعت رزمندگان ما که در این شرایط سخت جنگیدند گفته میشد، به معنای واقعی به مقاومت رزمندگان ما پی برده میشد. این راوی زمان جنگ با مقایسه مقاومتها و عملیاتها در منطقه جنوب و منطقه کردستان گفت: عملیات کردستان نامردانهترین عملیاتها بود؛ چراکه منافقان و دموکراتها در اینجا حضور داشتند؛ با اینکه دشمن در این منطقه مشخص نبود، اما فوق العاده خشن بوده و قساوت قلبی داشت و منطقه را خوب می شناخت؛ گوش میبرید، پوست می کند و چشم در میآورد.. وی در پایان خاطرنشان کرد: جبهه ها واقعا بهشت بود؛ زیرا که در آن زمان انسان هایی پیدا شده بودند که یک رنگ و یک سو برای جلوگیری از تجاوز دشمن تلاش می کردند و به جرات می توانم بگویم که پس از جنگ ما را از این بهشت بیرون انداختند و در این دنیای جهنم قرار گرفتیم. برچسبها: نورالدین نگاه شما: خواهش میکنیم نخرید! در تاريخ یکشنبه سیزدهم اسفند 1391
مطالعه این متن، وقت زیادی از شما نمی گیرد. لطفا تا انتها بخوانید: همه ماها خوب میدونیم که اصلاً اوضاع خوبی توی کشور جریان نداره . قصد نداریم کسی رو متهم کنم. قصد شعار دادن نداریم. مشکل از این حرفا رد شده. این نوشته نه سیاسیه و نه قصد تحلیل اوضاع داره و نه دنبال متهم میگرده. این نوشته عین یه درده که این روزا داره یواش یواش عین خوره همه چیزو میخوره و جلو میره. متاسفانه یک مشت دلال مثل زالو و کفتار به جون مردم افتادن و هر روز یک چیزی بهونه میکنن تا خون بیشتری از بدن بی رمق مردم بکشن . از ارز و طلا و ماشین و مسکن گرفته تا ارزاق عمومی و ... حالا چشممون به جمال آجیل هم روشن شد!!! من واقعاً نمیفهمم چه اتفاقی افتاده که آجیل توی یک هفته باید 2-3 برابر بشه!!! اگه تولید کننده سودی میبرد آدم برای خودش توجیه میکرد که لااقل آدمای زحمت کش سود بردند ولی متاسفانه زالوها و کفتارها به صف شدن تا شیره جون کشاورزو با مزه خون مردم یکجا بالا بکشن. الان خیلی از هم وطنامون حتی دیگه توان سیر کردن شکم خودشون و خانواده شونو ندارن. توان خرید یه دست لباس رو ندارن. توان تامین هزینه تحصیل بچه اشونو ندارن ... حالا چرا بحث آجیلو وسط کشیدم، شاید هنوز برای خیلی از ماها 300-400 تومن هزینه آجیل عید اونقدر نباشه که توان مالیمونو تحت فشار بزاره اما این پول میتونه شب عید یه خانواده رو برقرار کنه. میتونه هزینه خوراک 1 ماه یک خانواده رو تامین کنه. قصدم این نیست که بگم بیاییم پول آجیلو به اونایی که نیازمندن و آبرودار کمک کنیم. قصدم اینه که بگم بیاییم" با هم و برای هم بودنو" تمرین کنیم. نخریدن و نخوردن آجیل کسی رو نمیکشه . اما خریدنش یک مشت مفت خور دلالو ( صنف و بازار به دل نگیرن منظورم دلالهاست ) خرکیف میکنه و صد البته جری تر که دفعه بعد یک چیز دیگه و یک شکل دیگه براشون عامل مکیدن خون مردم بشه. قصدم اینه که بیاییم به جای شعار دادن و عمل نکردن ، اینبار بدون شعار عمل کنیم. بیاییم پوزه دلال جماعتو بمالیم زمین تا حواسش جمع بشه که نه بابا، دیگه از اون خبرا نیست. اگر 15 میلیون خانواده بطور متوسط 100 هزار تومن توی جیب دلالای آجیل بکنن، همین یک قلم میشه 1500 میلیارد تومن!!! پولی که بلافاصله میره توی یک مسیر دیگه و هر بار فربه تر و فربه تر میشه و دمار مردمو درمیاره . حرف ساده است. بیاییم امسال آجیل نخریم و یک نوشته قشنگ روی سفره هفت سینمون، میزمون بزاریم که برای چی اینکارو کردیم. اگر کسی دوست داشت (دوست داشت بدون هیچ اجباری) میتونه معادلشو به افراد نیازمند اطرافش یا مثلاً به زلزله زده هایی که یک زمستون وحشتناکو گذروندن کمک کنه تا اونها هم یه کمی عید داشته باشن یه کمی مرهم آلامشون باشیم یه کمی "بگیم" هموطن ما کنارت هستیم. نه اینکه با یه نوشته توی فیس بوک ... با گفتن 4 تا جمله توی جمع ابراز هم دردی بکنیم . میتونیم با پولش مواد خوراکی، لباس، یا هر چیز ضروری دیگه تهیه کنیم و ببریم دم خونه یه آدم زحمتکش که روزگار نامرد دستشو خالی کرده، زنگو بزنیم و بزاریم پشت در و بریم. اگر هم دوست نداشتیم پولشو بزاریم جیب خودمون. حداقل نزاشتیم یه مشت مفت خور بخورن و ببرن و به ریشمون بخندن. بعضی ها فکر میکنن: مگه میشه! عیده! آبرومون...! ... ما که فکر میکنم میشه و قشنگتر هم هست. آبروی آدم به اینه که انسان باشه. آبرویی که بند 4 تا تخمه و آجیل باشه همون بره بهتره. ما (یه تعدادی از دوستان) تصمیم گرفتیم كه نه خودمون آجیل میخریم و نه جایی میخوریم. هر جا هم که بریم برای دید و بازدید یه کارت به سینهمون میزنیم و روش مینویسیم چرا اینکارو کردیم. سر سفره هفت سینمون هم یک نوشته خواهیم گداشت و موقع پذیرایی مهمون روی میز میزاریم که هزینه آجیل امسالو به نیازمندان دادیم. تا این مسئله جا بیفته توی این روزا، یه کمی کس و کار هم دیگه باشیم. امیدوارم با انتشار این موضوع و عمل به اون - نخریدن آجیل - نخوردن آجیل اگر دوست داشتید هزینه کردن پولش برای افراد نیازمند دور وبر خودتون هر کدوم سهم خودمونو ادا کنیم. از آجیل شروع کنیم، اگر خوب بود سراغ چیزای دیگه هم میریم لطفا نگیم "مردم" وقتی می فهمن یه چیزی می خواد کمیاب بشه میرن بیشتر می خرن... ما خودمون "مردم" رو تشکیل می دیم. ما حاضر نیستیم خودمون سختی بکشیم چون فکر می کنیم بعضی ها می رن می خرن و می گیم چه فایده پس این ها بی نتیجست.. مشکل اینجاست که زمانی که وجدانمون بهمون می گه ما باید از یه جا شروع کنیم، با این تفکرات سر وجدانمونو کلاه می ذاریم. سلام هموطن پس همین مردم خود ما هستیم. از خودمون شروع کنیم. توی این جمعیت اگه خود ما ، کسایی که این متنو می خونن یه عدشونم این کارو انجام بدن دفه ی بعدی چند نفر دیگه باهامون هم راه می شن. اول هر کاری سخته اما زمانی که وحدت رو یاد بگیریم همه چیز درست می شه. این چرخه معیوب رو خودمون درستش کنیم. این یک کار که ازمون بر میاد. فرستنده: خلیل ندایی
25بهمن سالروز شهادت مهندس مهدی باکری در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391
همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آنها را رسالت خود بدانید و فرزندان خود را نیز همانگونه تربیت بدهید که سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح، وارث حضرت ابوالفضل، برای اسلام ببار آیند. صحنه زیبا در ورزشگاه یادگار امام تبریز - دیدار تراکتورسازی تبریز و ملوان بندر انزلی در تاريخ شنبه بیست و یکم بهمن 1391
شهیدی که برای رفتن به تفحص تمام داراییاش را بخشید در تاريخ چهارشنبه هجدهم بهمن 1391
![]() یکی از دوستان شهید تفحص «ابراهیم احمدپوری» میگوید: ابراهیم با اصرار زیاد به نیروهای تفحص پیوست؛ حتی یک بار گفت: «من ده هزار تومان پولی را که قرضالحسنه گرفتهام به شما میدهم تا مرا سه ماه در منطقه نگه دارید». به گزارش غرب ایران به نقل از (باشگاه توانا)، شهید تفحص «ابراهیم احمدپوری» به سال ۱۳۵۵ در شهر تبریز به دنیا آمد؛ وی در یازده سالگی رهسپار منطقه عملیاتی «بیتالمقدس ۲» شد؛ او دوران کودکی و نوجوانی را در کنار بچههای مسجد محل سپری کرد و برای انجام حرکتی اسلامی به عضویت انجمن اسلامی مدرسه درآمد. ابراهیم پس از پایان دوره راهنمایی به دبیرستان «مکتبالحسین(ع)» سپاه رفت و زحمات بسیاری را جهت برگزاری کنگره سرداران شهید آذربایجان، طرح تابستانی سال ۱۳۷۳ و پادگان آموزشی ۸ شهید قاضی طباطبایی لشکر کشید. شهید احمدپوری به دلیل عشق به اباعبدالله(ع) در تمام عزاداریهای امام حسین (ع) شرکت فعال داشت و همیشه با تشکیل کلاسهای سخنرانی اساتید و پخش فیلم در مساجد جوانان را از خطر تهاجم فرهنگی دور میکرد؛ عشق او به رزمندگان جبهه باعث شد به عنوان یک نیروی فعال پایگاه مقاومت مسجد حضرت علی(ع) کار خود را آغاز کند؛ همچنین به یاری گروه تدوین تاریخچه لشکر ۳۱ عاشورا، برود. ![]()
شهید تفحص ابراهیم احمدپوری ابراهیم در سال ۱۳۷۴ همزمان با سالگرد ارتحال حضرت امام (ره) به همراه کاروان عاشقان روح الله(ره) از لشکر ۳۱ عاشورا با پای برهنه صدها کیلومتر راه را پیاده به حرم رفت و پس از بازگشت با اصرار فراوان به گروه تفحص پیوست و راهی منطقه عملیاتی «فکه» شد و سرانجام هفتم تیر ماه ۱۳۷۴ در منطقه عملیاتی «والفجر یک» در دمای ۵۰ درجه در ساعت ۱۲ ظهر مشغول جستوجوی پیکر مفقودین جنگ بود، بر اثر انفجار نارنجک پوسیدهای به شهدای گلگون کفن جنگ تحمیلی پیوست؛ پیکر معطر ابراهیم در حالی که انگشتان دست و پای راستش قطع شده بود، در گلزار شهدای وادی رحمت تبریز آرمید. * هیچ وقت جلوتر از من قدم برنمیداشت پدر شهید احمدپوری میگوید: هر وقت با ابراهیم به جایی میرفتیم، امکان نداشت که جلوتر از من قدم بردارد؛ حتی من ندیدم که سرش را بلند کند؛ همیشه سر به زیر، با متانت و با وقار تمام راه میرفت؛ بارها او را دیده بودم که شبها در اتاق کوچک خود با دلی پر از عشق به معبود خویش به عبادت و نماز شب مشغول است. با اینکه خانواده ما از اول هم دارای جوّ مذهبی بود، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، همیشه سعی داشتیم مطیع احکام الهی باشیم؛ اما با وجود اینها میتوانم عرض کنم که هیچکدام از اعضای خانواده ما، در خصوص پایبندی به احکام و مسائل معنوی و ایمان حتی نمیتوانستیم به پای او برسیم؛ خدا را شکر میکنم که چنین فرزند صالحی را به ما عطا کرده است. اخلاق و رفتار و معنویت و حضور موفق در جامعه و برخوردهای مناسب او با دوستان و آشنایان و حتی همسایگان باعث شده بود که همگی از او اظهار رضایت کنند و ملحق شدن ابراهیم به گروه تفحص، نشأت گرفته از روح والای او بود؛ روزی گفت که با یکی از برادران تفحص صحبت کرده و قصد عزیمت دارد، با اظهار رضایت گفتم: حالا که علاقه به این کار داری عیبی ندارد، میتوانی عازم شوی. از آنجایی که کار تفحص در راستای خدمت به شهدا بود، اصلاً مانعش نشدیم و اینگونه بود که ابراهیم در تکمیل حلقه عشق به معبود، به گروه تفحص ملحق شد. آنطوری که از دوستان و همسنگرانش شنیدهام، در هوای سوزان بالای ۵۰ درجه فکه، با عشق و سوز تمام به کار تفحص مشغول بود؛ در روز شهادتش نیز با لباس نو به پای کار رفت، نزدیکیهای ظهر در حین تفحص پیکر مطهر شهیدی، به علت انفجار نارنجکی که در کنار پیکر مطهر شهید بود، مجروح شد و به علت شدت جراحات وارده، در طول انتقال به مسیر بیمارستان، به آرزوی خود رسید. ابراهیم مثل بچههای بسیجی در زمان جنگ، چند روز مانده به شهادتش نورانیت خاصی در چهرهاش مشهود بود که گویای عشق و ایمان او به شهادت بود و حالا که با شهدا محشور شده، همگی به حال او غبطه میخوریم. * پسرم خبر شهادتش را به من داد مادر شهید تفحص «ابراهیم احمدپوری» روایت میکند: ایمان و تقوی پسرم از همان دوران طفولیت در وجود ابراهیم ریشه دواند؛ او از بچگی شدیداً مقید به نماز و روزه بود؛ همین رابطه خاص او با معبود خویش باعث شد تا وقتی ابراهیم بزرگ شد، هر شب برای خواندن نماز شب از خواب بیدار شود؛ به راز و نیاز با معبودش بپردازد. ابراهیم توصیه زیادی به حفظ حجاب داشت و از غیبت پشت سر دیگران ممانعت میکرد؛ او قبل از شهادتش برای زیارت راهی قم شد و پس از بازگشت، به همراه جمعی از نیروهای ۳۱ عاشورا با پای پیاده، عازم مرقد مطهر امام شد تا با این کار برات شهادت را از امام بگیرد. پسرم بعد از چند روز برای تفحص شهدا عازم منطقه فکه شد و هنوز هفتهای نگذشته بود که خبر شهادتش را به اطلاع ما دادند؛ روز شهادت ابراهیم بود که خواب دیدم در مسجد هستیم و پسرم نیز آنجا بود که رو به من کرد و گفت: بلند شو که شیر را ریختی! هراسان از خواب پریدم، زیر پایم را دیدم که شیر ریخته بود روی فرش. آن موقع از شهادت ابراهیم خبر نداشتم، گویا در عالم خواب با ریختن شیر به زمین، به زبانی میخواست خبر از ریخته شدن خونش بر روی صحرای تفتیده کربلای ایران برساند. دل مشغول تعبیر خواب بود و دو روزی همچنان غوغایی در دلم بر پا بود؛ دوستان ابراهیم هم مدام زنگ میزدند و سراغ او را میگرفتند، گویا میخواستند بفهمند که از شهادت ابراهیم مطلعم یا خیر؛ سومین روز بود که پسر بزرگم یونس را همکاران به خانه آوردند؛ کمی نگذشته بود که متوجه شدم هر سه برادر ابراهیم در اتاق را به روی خود بسته و گریه میکنند، هراسان وارد اتاق شدم و فهمیدم که ابراهیم شهید شده است. هنوز هم که هنوز هست وجود نور چشمم، ابراهیم را در جایجای این خانه احساس میکنم، عطر وجودش از سجادهاش، در فضا میپیچد و شبها صدای مناجاتش به گوش میرسد. * شهیدی که میخواست برای تفحص تمام داراییاش را ببخشد یکی از دوستان شهید احمدپوری میگوید: نیمههای شب بود که از خواب بیدار شدم، بچهها که مسافتی طولانی را در راه رسیدن به حرم امام (ره) پیاده آمده بودند، از شدت خستگی به خواب سنگینی فرو رفتند؛ صدای زمزمههایی سوزناک با صدای جریان آب در هم آمیخته بود؛ آرام قدم برداشتم تا به نزدیک رودخانه رسیدم؛ باورم نمیشد، ابراهیم در نیمههای شب با آن پاهای تأولزده و بدنی خسته در حال عبادت خداوند بود. ابراهیم علاقه زیادی به ورزش داشت و در رشته هاپکیدو در استان دارای مقام اول بود و همیشه با ریتم نظامی خاصی قدم رو میرفت؛ پس از اینکه از زیارت امام (ره) به تبریز بازگشتیم، با اصرار زیاد به نیروهای تفحص پیوست. حتی یک بار گفت: «من ده هزار تومان پولی را که قرض الحسنه گرفتهام به شما میدهم تا لطف نمایید و مرا سه ماه در منطقه نگه دارید» او یک هفته بعد در فکه به شهادت رسید. منبع:جامعه خبری غرب ایران عکس:خوشحالی! در تاريخ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391
تعجب نکنید خوشحالی اینها برای شکستن شاخ غول گرانی نیست اینها دیروز کار بزرگی کردند .... رستم را شکسته اند خوشحالند!.
خیانت به کشور!!! در تاريخ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391
پنجره دن داش گلیر ! آی بری باخ ! بری باخ در تاريخ یکشنبه هشتم بهمن 1391
آنکارا چند روزی است که میزبان نظامیان آمریکایی برای استقرار سپر دفاعی و همچنین موشکهای پاتریوت است؛ اردوغان هم سرمست از این سپر موشکی به رقص پرداخته، غافل از اینکه آمریکا تا به حال برای هیچ کشوری امنیت را تامین نکرده است. حرفهایی که اشک خلبانان عراقی را درآورد+عکس در تاريخ جمعه ششم بهمن 1391
![]() «رقیه کلانتری» جانباز بمباران زینبیه و خواهر شهید کلانتری به محض دیدن خلبانان بعثی با شور خاصی شروع به سخنرانی کرد و چنان کوبنده پیام مظلومیت شهدای زینبیه را رساند که اشک از چشمهای خلبانان عراقی جاری شد. به گزارش باشگاه توانا، وقتی که داشتند از بالای سر دانشآموزان عبور میکردند، آنها را میدیدند، میدیدند که هر کدامشان با نگاهی به آسمان دنبال جانپناهی میگردند اما با تمام این وجود، انگشت را فشار دادند و بمبها را بر سر دانشآموزان ریختند، دانشآموزانی که زمین هم از مهربانی آنها به شگفت آمده بود. * مدارای مردم میانه با اسرای بعثی داریوش اردبیلی فرمانده عملیات سپاه میانه وقت است که به اسارت گرفتن خلبانان صدام و بازدید آنها از مدرسه زینبیه را روایت میکند: «دو روز بعد از بمباران میانه در ۱۴ بهمن ۱۳۶۵، در حالی که چند تن از بهترین دوستانمان را در سپاه از دست داده و سوگوار شهیدان مظلوم بودیم، به ما خبر رسید، یک هواپیمای عراقی در منطقه عملیاتی سومار سرنگون شده و خلبانان آن به اسارت سپاهیان اسلام درآمدهاند و قرار است، آنها را برای دیدار از آثار جنایات خود به میانه بیاورند. ![]() حیاط مدرسه زینبیه بعد از بمباران با چادر و کیف و کتاب دانشآموزان فرش شد * ابراز پشیمانی خلبانان بعثی از حمله به شهر میانه به هر حال جانب احتیاط را در نظر گرفتیم و با یک مینیبوس کهنه و تعدادی سرباز وارد مدرسه شدیم؛ در محوطه مدرسه تعدادی از خانوادههای شهدا و چند نفر از جانبازان زینبیه حضور داشتند، یکی از جانبازان به نام «رقیه کلانتری» خواهر شهید «محمدباقر کلانتری» بود، وی به محض دیدن خلبانان بعثی با شور خاصی شروع به سخنرانی کرد و چنان کوبنده و منقلبکننده پیام مظلومیت شهدای زینبیه را رساند که اشک را از دیدگان حاضران و حتی خلبانان عراقی جاری شد. ![]() خلبانان اسیر عراقی در جمع مردم داغدیده میانه یکی از آنها با گریه و زاری عذرخواهی کرد؛ آنها خیال میکردند که به محض ورود به مدرسه خانواده شهدا آنها را زنده نخواهند گذاشت، اما وقتی صبوری، عزت و احترام خانواده شهدا را دیدند، سخت در شگفت و شرمندگی بودند». * اعتراف خلبانان بعثی به سکوت بینالملل از جنگ شهرها علیه ایران روزنامه کیهان آن روز را اینگونه در گزارشی آورده است: «دو خلبان اسیر عراقی بعدازظهر دیروز از مناطق بمباران شده میانه توسط هواپیماهای عراقی بازدید کردند، خلبانان اسیر عراقی به اسامی «سروان باسل یحیی سلیمان» و «ستوان یکم عبدالعاسی محمدفهد» که در عملیات «کربلای ۵» به اسارت رزمندگان درآمدهاند به دیدار ویرانههای دبیرستان دخترانه زینبیه و دبستان ثارالله و فاطمه الزهرا(س) برده شدند. این دو که اعتراف کردهاند شخصاً در بمباران شهرهای مریوان، بانه، گیلانغرب، مهران، دهلران، صالحآباد، آبادان، خرمشهر و صدا و سیمای مرکز ایلام شرکت داشتهاند، مدعی شدند که در بغداد به آنان گفته شده که مردم ایران از شهرها بیرون رفتهاند و شهر تبدیل به مناطق نظامی شده است. خلبانان اسیر عراقی در گفتوگو با خبرنگارها از سکوت مجامع بینالمللی در قبال حملات هوایی عراق به شهرهای ایران ابراز تعجب کردند و آن را دلیل وابستگی رژیم عراق به ابرقدرتها و استکبار جهانی دانستند. به گزارش خبرنگار ما در جریان بازدید خلبانان اسیر عراقی از ویرانههای مدارس بمباران شده میانه ۲ دانشآموز مجروح به اسامی «رقیه کلانتری» و «رحیمه نیکنامی» از بیمارستان به محل بازدید آورده شدند؛ این دو مجروح با توصیف بمباران شهر توسط خلبانان عراقی به عنوان اوج مقاومت ایران و قساوت رژیم صدام از اقدام خلبانان عراقی در حمله به مناطق مسکونی کشورمان ابراز نفرت کردند، خلبانان عراقی نیز متقابلاً با اظهار ندامت از ملت ایران و امام امت تقاضای بخشش کردند» عوام فريبي يا دلسوزي نماينده ؟! در تاريخ پنجشنبه پنجم بهمن 1391
یکي از نمايندگان مجلس اخيراً با تهيه و ارسال خبري به مطبوعات و رسانه هاي منطقه علاوه از معرفي خود بعنوان «دکتر « بمنظور جلب نظر هواداران پر شور و نجيب تيم محبوب تراکتور سازي از مکاتبه اش با رييس جمهور محترم خبر داده تا بازي هاي آسيايي تيم فوتبال تراکتور در تبريز بخوبي انجام شود !!! عين متن خبر تهيه شده از سوي دوستان اين نماينده محترم که به رسانه ها ارسال گرديده بشرح زير مي باشد: با پيگيري هاي دکتر 000000 نماينده مردم ......... در مجلس شوراي اسلامي، ورزشگاه يادگار امام (ره) تبريز براي بازيهاي آسيايي تراکتورسازان آماده سازي ميشود. دکتر 0000000 در گفت و گو با خبرنگاران، اظهار کرد: در جلسه اي که با آقاي رييس جمهور داشتيم موضوع نواقص ورزشگاه يادگار امام (ره) تبريز مطرح و طي نامه اي از دکتراحمدي نژاد درخواست شد تا مبلغ ........ ميليارد ريال براي تکميل و نگهداري اين ورزشگاه مساعدت شود. وي افزود: با عنايت به اهميتي که بازي هاي آسيايي تراکتورسازي براي توسعه استان دارد اين نامه پيگيري شد و رييس جمهوري نيز طي دستوري به معاون برنامه ريزي و نظارت راهبردي خود ماموريت داد شخصا و فوري رسيدگي به وضعيت ورزشگاه يادگار امام (ره) را پيگيري کند تا مشکلي در برگزار مسابقات آسيايي تراکتور ايجاد نشود. گفتني است ، دکتر 0000000 در بازديدي که هفته پيش با حضور مديرکل ورزش و جوانان و رييس هيات فوتبال آذربايجان شرقي از اين ورزشگاه داشت، قول داده بود تا رسيدگي به اين موضوع را در دستور کار خود قرار دهد. مشاهده و دقت در متن تصوير نامه دفتر رياست محترم جمهوري و دستور آقاي احمدي نژاد در اين خصوص مي تواند قضاوت در مورد عوام فريبي يا دلسوزي اين نماينده محترم مجلس را آشکار کند . چرا که هيچ موضوع تازه اي براي بازي هاي تراکتور و اختصاص اعتبار ويژه در متن دستور رياست محترم جمهوري نيست و پيگيري اين مسئله به استانداري آذربايجان شرقي محول شده که اگر اين دستور هم نبود يقيناً استانداري آذربايجان شرقي و شخص آقاي استاندار بر اساس علاقمندي و وظيفه خود ، پيگير هماهنگي شايسته بازي هاي تيم محبوب تراکتور سازي بوده و هستند و يقينا اينگونه مکاتبات که هيچ دستور روشن براي اختصاص اعتبار خاص و يا تعيين تکليف خاصي براي مسئولين ندارد و صرفاٌ يک نامه عادي اداري تلقي مي شود معلوم نيست به چه منظوري در فضاي عمومي منطقه منتشر ميشود. مگر همه نامه ها و دستورات آقاي رييس جمهور از سوي نمايندگان در خصوص مسائل مهم جامعه منتشر مي شود که در اين مورد خاص ! اينچنين شتاب زده به انتشار اين نامه مبادرت مي گردد؟! و آيا بقيه نمايندگان استان نقشي در پيگيري مشکلات منطقه ندارند که اين فرد مشخص ، خود را تنها پيگير انجام بازي هاي تيم فوتبال تراکتور در ورزشگاه يادگار امام (ره ) مي داند؟ طلبه سیرجانی به ۳ سال و نیم حبس محکوم شد/ شیرازی ۲.۵ سال در تاريخ پنجشنبه پنجم بهمن 1391
دادگاه ویژه روحانیت، حجتالاسلام علیرضا جهانشاهی معروف به طلبه سیرجانی را به ۳ سال و نیم حبس محکوم کرد.
به گزارش فارس، حجتالاسلام جهانشاهی از سوی دادگاه ویژه روحانیت به 3 سال و نیم حبس محکوم شد. وی به عنوان متهم ردیف اول پرونده موسوم به طلاب عدالتخواه، به اتهام تشویش اذهان عمومی به 2 سال، اخلال در نظم عمومی به یک سال و توهین به مقامات قضایی به 6 ماه حبس محکوم شده است.همچنین محسن شیرازی طلبه 19 ساله که مدیریت سایت «قیام یاران ولایت» را بر عهده دارد و اکنون همراه طلبه سیرجانی در اوین به سر می برد، به 2 سال و نیم حبس محکوم شد. وی نیز به اتهام تشویش اذهان عمومی به یک سال، اخلال در نظم عمومی به یک سال و توهین به مقامات قضایی به 6 ماه حبس محکوم شده است. گفته میشود احکام صادره برای این دو امروز صبح به شیرازی ابلاغ شده و رأی آنها بدوی و ظرف مدت قانونی قابل تجدیدنظرخواهی است. حجتالاسلام جهانشاهی در حال حاضر در اتاق ۱ بند ویژه روحانیت زندان اوین و محسن شیرازی در بند عمومی به سر میبرند. این دو تن حدود 4 ماه پیش در تجمع حمایتی از طلاب بروجردی آمر به معروف که از سوی دستگاه قضایی محکوم شده بودند، بازداشت شدند. در روزهای اخیر حجتالاسلام مرتضی آقاتهرانی نماینده تهران در مجلس و جمعی از نیروهای ارزشی پیگیر پرونده طلبه سیرجانی و محسن شیرازی شدند. حجتالاسلام جهانشاهی از سال 83 فعالیتهایش در زمینه مبارزه با مفاسد اقتصادی را با مقابله با پدیده زمینخواری در سیرجان آغاز کرد و همراه با دو تن از طلاب عدالتخواه در آذربایجان «جبهه مردمی عدالتخواهی» را تأسیس کرد. وی همچنین در اواخر دولت خاتمی «مجمع جوانان مسجدی» را در سیرجان ایجاد کرد و به فعالیتهای مذهبی و امر به معروف و نهی از منکر میپرداخت. طلبه سیرجانی از سال گذشته در راستای تحقق فرمان ۸ مادهای مقام معظم رهبری در مبارزه با مفاسد اقتصادی اقدام به برگزاری پیادهرویهای عدالتخواهانه در قم و تهران کرده بود. یه روز یه ترکه .... در تاريخ سه شنبه سوم بهمن 1391
اگه تکراریه باور کنید ارزشش رو داره... یه روز یه ترکه میره سبزی فروشی تا کاهو بخره ، عوض اینکه کاهوهای خوب را سوا کند ، همه ی کاهو های نامرغوب را سوا میکنه و میخره . ازش می پرسند چرا اینکار را کردی میگه : صاحب سبزی فروشی پیرمرد فقیری هست. مردم همه ی کاهوهای خوب را میبرند و این کاهوها روی دست او میمانند و من بخاطر اینکه کمکی به او بکنم اینها را میخرم . اینها را هم میشود خورد. . . این ترکه کسی نبود جز عارف بزرگ آقا سید علی قاضی تبریزی (ره) یه روز یه ترکـــه میره جبهه ، بعد از یه مدت فرمانده میشه یه روز بهش می گن داداشت شهید شده افتاده سمت عراقی ها اجازه بده بریم بیاریمش جواب میده کدوم داداشم؟! اینجا همه داداش من هستن اون ترکـــه تا زنده بود جنگید و به داداش های شهیدش ملحق شد . اون ترکـــه کسی نبود جز مهدی باکری به یه ترکه گفتند کتابی بنویس ، ترکه برای تالیف آن کتاب حدود چهل سال تحقیق و مطالعه کرد و بیش از ده هزار کتاب را تمام خواند و به حدود صد هزار کتاب، مراجعه مکرر داشت. او برای یافتن منابع و کاوش در کتاب خانه های هند، ترکیه، ایران، عراق و ...، سفرهای متعدد انجام داد و بالاخره یک کتاب 11 جلدی نوشت . این ترکه کسی نبود جز علامه امینی و آن کتاب نیز همان الغدیر بود. یه روز یه ترکه داشته ذکر میگفته ، در وسط ذکر هنوز ذکر تمام نشده بود که یک حوری بهشتی با جامی در دست از سمت راست او می آید و جام شراب بهشتی را تعارف میکند اما چون ذکر هنوز تمام نشده بود ترکه به حوری اعتنا نمیکنه ، حوری از سمت چپ میآید ولی بازهم ترکه اعتنا نمیکنه و حواسش را جمع ذکر حقتعالی میکند تا اینکه حوری از نظر ناپدید میشه و ترکه بالاخره ذکر خدا را همانگونه که استادش گفته بود کامل میکنه. . . این ترکه کسی نبود جز علامه طباطبایی ...
منبع:سایت افسران نرم - لیلامعلمی
جنايتي بس هولناك در تبريز هجوم مردم برای مشاهده قاتل+عکس در تاريخ دوشنبه دوم بهمن 1391
جنايتي بس هولناك در تبريز هجوم مردم برای مشاهده قاتل+عکس
رئیس پلیس آگاهی آذربایجان شرقی تنها انگیزه قتل دختر بچه شش ساله در محله آناخاتون تبریز را سرقت گوشواره و النگو اعلام کرد. سرهنگ قنبر مداحی در جمع خبرنگاران با بیان این مطلب اظهار داشت: پس اعلام مفقودی خانواده "زهرا . د" مبنی بر مفقودی تنها فرزندشان در پی خروج وی از خانه، پیگیری پرونده در دستور کار پلیس آگاهی این استان قرار گرفت.وی افزود: پس از بررسی پرونده مشخص شد، مقتول 21 دی ماه امسال برای خرید از خانه خارج و در بازگشت مسیر خانه را گم کرده است و قاتل با استفاده از موقعیت و به بهانه کمک، دختر بچه شش ساله را ربوده و پس از سرقت طلاجات، با شال گردن کودک را خفه و به قتل رسانده است. مداحی با اشاره به دستگیری قاتل اعلام کرد: قاتل با هویت "داوود.الف" 33 ساله از اهالی محله آناخاتون تبریز است که وی پس از تماس تلفنی در تاریخ 25 دی ماه با خانواده مقتول و اعلام مکان جسد، طی 24 ساعت شناسایی و دستگیر شد. رئیس پلیس آگاهی آذربایجان شرقی تصریح کرد: قاتل پس از ارتکاب قتل، جنازه دختر بچه شش ساله را به مدت دو روز در خانه خود مخفی و سپس جسد را به نقطه کم تردد محله آناخاتون منتقل کرده بود که جسد بی جان دختربچه دو روز دیگر نیز در آنجا مانده بود.وی با تکذیب شایعات منتشر شده در رابطه با این پرونده گفت: قاتل پس از مشاهده النگو و گوشواره دختر بچه اقدام به ربودن و سرقت این اشیای قیمتی وی می کند ولی ترس از شناسایی باعث می شود تا دختر بچه را به قتل برساند. سرهنگ مداحی اظهار داشت: خانواده ها با تزیین کودکان خود به طلاجات و اشیای قیمتی زمینه را برای وقوع اینگونه جرائم مهیا نسازند. پس از شناسایی قاتل امروز پلیس برای تکمیل تحقیقات و بازسازی صحنه جرم قاتل را به محل وقوع جرم انتقال داد.این انتقال با هجوم گسترده اهالی آناخاتون برای مشاهد جنایتکار روبه رو شد.
عکس/کریم باقری در بیمارستان کودکان سرطانی در تاريخ یکشنبه یکم بهمن 1391
پیام «طلبه سیرجانی» از «اوین» در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم دی 1391
حجتالاسلام جهانشاهی معروف به «طلبه سیرجانی» پس از ۴ ماه بازداشت، پیامی از اوین برای «بچههای حزباللهی» صادر کرد.
به گزارش فارس، جمعی از طلاب بروجردی آمر به معروف، اوایل سال جاری با تهیه طوماری به امضای قریب یکصد تن از علما و روحانیون خواستار برخورد مسئولان با مظاهر بی عفتی در سطح شهر شدند. آنها پس از چندی به منظور پیگیری مطالبات خود در برخورد با مفاسد اجتماعی اقدام به تجمع در مقابل فرماندهی انتظامی این شهرستان کردند که پس از یک ساعت با وعده مسئولان برای پیگیری خواسته آنها، پایان یافت. در حالی که اقدام مذکور از سوی مدیر کل ارشاد بروجرد مورد تقدیر قرار گرفت، مدتی بعد سه تن از افراد مذکور به دادگاه ویژه روحانیت احضار، محاکمه و به حبس، نفی بلد، شلاق و جریمه نقدی محکوم شدند. آیتالله علمالهدی امام جمعه مشهد در نامهای به رئیس ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، برخورد قضایی با آمران به معروف را «اقدامی ناحق که سبب جریحهدار شدن احساسات دینی مردم شده است»، توصیف کرد. جمعی از طلاب در اعتراض به احکام صادره، از هشتم شهریور ماه امسال در حوزه علمیه امام صادق (ع) بروجرد تحصن کردند و یک روز بعد نیز، جمعی از «طلاب عدالتخواه» از شهرهای مختلف به آنها پیوستند. روز بیست و چهارم شهریور ماه، سه طلبه بروجردی و حجتالاسلام جهانشاهی معروف به «طلبه سیرجانی» و پنج تن از همراهان وی از جمله مسئول سایت «قیام یاران ولایت» بازداشت و برای طی مراحل قضایی به تهران منتقل شدند. چندی پیش برخی بازداشتشدگان آزاد شدند اما طلبه سیرجانی و محسن شیرازی طلبه 19 ساله و مسئول اطلاعرسانی جنبش مردمی عدالتخواهی با گذشت چهار ماه از دستگیری همچنان در بازداشت به سر می برند. خانواده طلبه سیرجانی آخرین بار حدود سه ماه پیش با او در اوین ملاقات کردهاند و هنوز وضعیت حجتالاسلام جهانشاهی و تنها همراه وی روشن نشده و زمانی برای محاکمه آنها تعیین نشده است. حجتالاسلام جهانشاهی نیمهشب 22 دی ماه جاری پیام کوتاهی با عنوان «کوچکترین سرباز ولایت» از «اتاق 1 بند ویژه روحانیت اوین» خطاب به «نیروهای حزباللهی» و «بچه هیأتیها» صادر کرده و از انتقال شیرازی به بند عمومی زندان خبر داده است. در این پیام که با «بسم رب الحسین (ع)» آغاز شده، آمده است: «محبین اهل بیت، حاجمنصور ارضی، حاجسعید حدادیان، حاجمحمود کریمی، حاجمهدی سلحشور، حاجسعید قاسمی، حاجآقا آقاتهرانی، حاجآقا میرباقری، حاجعلیرضا پناهیان، سیاسیون، اصحاب رسانه، عدالتخواهان، بسیجیان، دانشگاهیان و با بصیرتها، فقط یادتان باشد ما را تنها گذاشتید». مشکلات بی آر تی تبریز در تاريخ چهارشنبه بیستم دی 1391
منبع:تبریز شهر آرزوها بی آر تی تبریز اسیر بی نظمی و ناهمخوانی و بی سلیقه گی !!!! امروزه توسعه حمل و نقل عمومی در کلانشهرهای ایران از روندی روبه رشدی برخوردار است ،توسعه خطوط سامانه اتوبوس تندرو در کلانشهرها انگیزه ای شد که قدری درباره این موضوع تأمل کنیم. بی آر تی در کلانشهر تبریز هم زمان با تهران پایتخت در سال 86 اجرا شد و با فاصله کمی از تهران خط شرق -غرب آن افتتاح شد اینکه افتخاری دیگر برای کلانشهر تبریز به عنوان اولینهای ایران نصیب گردید مایه خوشحالی است ولی متاسفانه وضعیت بی آر تی تبریز چندین سال است که بسیار نا مطلوب است و مسائل زیادی در بی آر تی تبریز میبایست مورد توجه قرار میگرفت که نگرفته است!! از جمله مسائلی كه بایستی در این طرح، بیشتر بدان توجه شود ویژگی ایستگاهها و پایانه ها، ساماندهی پرداخت كرایه، خدماتدهی و «ای تی اس» و همچنین وضع وسیله ی نقلیه یا محركه است که نقشی اساسی در ترغیب و تشویق شهروندان به استفاده از این خطوط ایفا میکنند. ایستگاهها یا توقفگاههای مربوط به خطوط اتوبوس سریع السیر بایستی متفاوتتر از ایستگاههای اتوبوسهای معمولی باشند، وسیعتر و دارای امکانات گرمایشی و سرمایشی مناسب و حتی در ایستگاههای ابتدا و انتهایی خطوط دارای امكانات و تجهیزات جانبی مانند فروشگاه باشند. بعبارت دیگر، ضروریست ویژگیها و خدمات سیستم مترو و «ال. آر .تی» به این سامانه تزریق شود. همچنین بمنظور خدمات رسانی به معلولان و افراد ناتوان جسمی ضروریست ایستگاههای ساخته شده مناسب سازی شوند. گذشته از موارد فوقالذکر به علت جابه جایی حجم مسافر زیاد و یکطرفه بودن بخش اعظم مسیر، فاصله ی ایستگاهها باید کمتر از فاصله ی ایستگاههای معمولی باشند. همچنین لازم است نوع اتوبوسی كه در این سامانه مورد استفاده قرار میگیرد نسبت به اتوبوسهای معمولی متفاوت باشد، ارتفاع اتوبوسها از سطح زمین از ۳۰ تا ۴۰ سانتی متر بیشتر نبوده و به علت خدماتدهی به معلولان، دارای پلكان نباشند، ابعاد درها با عنایت به حجم زیاد مسافر و نیز جهت تسهیل در ورود و خروج مسافران بزرگتر باشد، ابعاد اتوبوسها بزرگتر بوده و حتی الامکان دو كابینه باشند در زیر به بیان چند مورد از مشکلات بی آر تی تبریز میپردازیم که امیدواریم مورد توجه شهردار محترم تبریز و سازمان اتوبوسرانی تبریز قرار بگیرد 1-ایستگاههای اتوبوس با معماری ها و رنگ های متنوع و با اندازه خیلی کوچک لطفا ادامه را کلیک کنید
ادامه مطلب با اقدام انساندوستانه شرکت گاز ؛بمبهای نفتی از مدارس آذربایجان شرقی جمعآوری میشود در تاريخ دوشنبه هجدهم دی 1391
به گزارش خبرنگار پانا نیوز، با گذشت چندین هفته از وقوع حادثه آتش سوزی بخایر نفتی در مدرسه روستای شینآباد پیرانشهر استان آذربایجان شرقی 31 دانش آموز دختر این مدرسه کشته و یا دچار سوختگی شدید شدند. بر این اساس حاجی بابائی وزیر آموزش و پرورش ابتدا از وزارت نفت را به دلیل عدم گازرسانی به این مدرسه روستائی و سپس بخاری نفتی ارج را به عنوان متهمان این حادثه دلخراش نام برد. با این وجود مطابق با مبحث 17 نظام ملی مهندسی ساختمان باید گازرسانی به تمامی ساختمانهای مسکونی، تجاری و به ویژه آموزشی دارای استانداردهای بالایی باشد و از این رو گازرسانی به هر گونه ساختمان فاقد ضوابط و استانداردهای ملی و ایمنی ممنوع است. در همین حال امارهای رسمی وزارت نفت نشان می دهد که از سال 1384 شهرستان پیرانشهر و روستای شین آباد به شبکه ملی گاز ایران متصل شده است اما به مدرسه روستائی این منطقه سردسیر تاکنون به دلیل نداشتن استاندارد ایمنی لازم گازرسانی نشده است. در نهایت با دستور جواد اوجی مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران اعتباری بالغ بر 3 میلیارد و 150 میلیون ریال به منظور لوله کشی داخلی گاز مدارس استان آذربایجان شرقی اختصاص یافته است و پیش بینی می شود با اختصاص این منابع مالی بخاریهای نفتی در بیش از 60 مدرسه شهری و روستائی این استان سردسیر جمع آوری شود. ولی االله دینی مدیرعامل شرکت گاز استان آذربایجان شرقی درباره جزئیات اجرای این طرح، گفت: از جمع 4528 مدرسه استان آذربایجان شرقی، 4105 مورد گازدار بوده و با توجه اجرایی کردن بند 10-3 قانون بودجه سال 91 در جهت مساعدت واحدهای آموزشی به منظور تامین زیرساختهای انرژی، توسعه سیستم گازرسانی داخل مدارس باقیمانده آذربایجان شرقی تداوم دارد. این مقام مسئول با اشاره به اختصاص اعتبار 315 میلیارد ریالی مطابق با بند10-3 قانون بودجه سال91 در بخش گازرسانی به مدارس استان که مشمول مبحث 17 ملی ساختمان می باشد، اظهار داشت: این اعتبار صرف گازکشی داخلی 63 مدرسه شهری و روستایی خواهد شد. وی، افزود: بر اساس مصوبه هیئت وزیران از ابتدای سال 90 تعرفه مصرفی گازبهای واحدهای آموزش و پرورش در تمامی مقاطع تحصیلی به میزان 50 درصد تعرفه و نرخ مصوب قبلی تعیین شده و 50 درصد مابقی نیز از طریق دولت به طور مستقیم به عنوان کمک پرداخت می شود. با این وجود پیش بینی می شود با ارائه تسهیلات لازم در بخش آموزش و ارتقای تعاملات سازنده با این بخش زیرساختی در استان آذربایجان شرقی، امکان بهبود کمی و کیفی خدمات گازرسانی در حوزههای مختلف فراهم شود. مدیر عامل شرکت گاز استان آذربایجان شرقی همچنین با اشاره به افزایش هماهنگیهایی با اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی اعلام کرد: برنامههای اجرایی مدونی در راستای فرهنگ سازی مصرف بهینه و ایمن از گاز طبیعی از طریق بخش آموزش و پرورش به عنوان مهمترین متولی نهادینهسازی فرهنگ صحیح مصرف در بین خانوادهها تهیه شده که با همکاری این نهاد آموزشی دانش آموزان بیش از گذشته با گاز طبیعی به عنوان سرمایه ملی و اصلی ترین انرژی نسل آینده کشور آشنا شوند. به گزارش پانا نیوز، برگزاری جنگهای آموزشی مصرف بهینه و ایمن از گاز در بین دانشآموزان، تهیه و تدوین کتابچههای داستان با موضوعات آموزش مباحث مصرف بهینه و ایمنی گاز، حضور مداوم کارشناسان در مدارس، برگزاری نشستهای علمی با مربیان آموزشی برای بهره گیری از روشهای جدید اطلاع رسانی، برگزاری مسابقات مختلف بین دانش آموزان با موضوع مصرف بهینه و ایمنی، تهیه و توزیع اقلام آموزشی تبلیغاتی از برنامههای اجرایی در حوزه آموزشی و آگاهی شرکت گاز در این حوزه است. سرنوشتی که نواب برای سوزاننده قرآن رقم زد + تصاویر در تاريخ دوشنبه هجدهم دی 1391
نواب صفوی به کسروی گفت: شنبه صبح توي روزنامه اطلاعات و كيهان مينويسي كه من سيد احمد كسروي غلط كردم آن حرفها را در آن مجله (شيعهگري) نوشتم و الا... به گزارش مشرق، 27 دیماه امسال پنجاه و هفتمین سالروز شهادت جمعی از فدائیان اسلام است. جمعیتی که اولین گروه در تاریخ مبارزات ملت مسلمان ایران علیه طاغوت با هدف تشکیل حکومت اسلامی بودند. به همین دلیل سایت مشرق سعی دارد تا در سلسله مطالبی که با همین موضوع از امروز منتشر میشود، به بررسی برخی مقاطع و زوایای مبارزاتی این گروه به رهبری سید مجتبی میرلوحی (نواب صفوی) بپردازد. فدائیان اسلام اولین بار پس از ترور ناکام احمد کسروی از روزنامه نگاران و محققان منحرف آن سالها توسط شهید نواب صفوی بود که توسط برخی جوانان متدین و مبارز و انقلابی شکل گرفت و بعدها آنها توانستند تعدادی از سران حکومت پهلوی ازجمله عبدالحسین هژیر وزیر وقت دربار، حاجیعلی رزم آرا نخست و وزیر وقت و همین احمد کسروی را اعدام انقلابی کنند. در این بخش به ماجرای احمد کسروی و نحوه به قتل رساندن او در دو مرحله توسط فدائیان اسلام خواهیم پرداخت. اسدالله صفا از اعضای این گروه در گفتگویی به روایت ماجرای درگیری شهید نواب صفوی با احمد کسروی از زبان خود شهید می پردازد که منجر به مجروحیت او و دستگیری نواب صفوی شد؛ اقدامی که اولین جرقه را برای تشکیل گروه فدائیان اسلام زد. اسدالله صفا میگوید: احمد كسروي ابتدا، معمم بود و درسخواندهی نجف. وقتي آمد در تهران و اوضاع تهران، قم و حوزه علميه را ديد، آرام آرام از لباس روحاني درآمد و سرو صورت خودش را تيغ انداخت و با كت و شلوار و كراوات رفت و آمد كرد. ![]() احمد کسروی در ایام جوانی ابتدا كارهاي قضاوت و وكالت و حتي چند كار دولتي هم يادم هست كه در دستگاه پهلوي گرفت. اول خيابان فردوسي خياباني است كه در قديم به نام سوم اسفند معروف بود؛ نبش همين خيابان، ساختماني بود با چند اتاق، آنجا را گرفت و شروع به فعاليت كرد. اول مجلهاي به نام «بهائيگري» چاپ كرد. وقتي اين مجله را چاپ كرد، عدهاي از متدينين بازار خوششان آمد كه اقلاً يك نفر پيدا شد كه بهائيها را بكوبد و به آنها حمله كند، چون آن موقع اگر كسي ميخواست از اين حرفها بزند، برايش دردسر درست ميكردند. در اين مجله كسروي شروع كرد حمله به بهائيها كه دينشان غلط است، خرافي هستند، يك دين جعلي است و ... خوب! بين يك عده بازاري و روحاني جا باز كرد. اين مجله خوب كه جا افتاد، بعد از مدتي مجلهاي چاپ كرد به نام «صوفيگري». بعد اين مجله هم طرفداراني بين مردم پيدا كرد زيرا مردم دوست داشتند اين صوفيگريها و درويشبازيها جمع شود. ![]() احمد کسروی در اين مجله هم به عقايد و مناسك صوفيها به شدت حمله ميكرد. اين دو مجله كه خوب در اذهان مردم جا افتاد، يك دفعه كسروي مجلهاي چاپ كرد به نام «شيعهگري». اين سه مجله را كه ميگويم، الان هست و اسناد آن موجود است. اين مجله «شيعهگري» كسروي، به دست آقاي نواب ميافتد. آن موقعي كه ما در زندان بوديم، با شهيد نواب، غذاي زندان را نميخورديم؛ بچهها از بيرون وسايل غذا را ميآوردند و خودمان غذا درست مي كرديم. يك روز گوشه حياط نشسته بوديم و داشتيم به همراه شهيد نواب براي غذا برنج پاك ميكرديم. به مرحوم نواب گفتم: «آقا، ميخواهم چند چيز را از شما بپرسم، اجازه ميدهيد؟» گفت: «هرچه سؤال دلت ميخواهد بپرس.» اول چيزي كه سؤال كردم، همين بود كه شما اول كسي بوديد كه كسروي را زديد، دوست دارم اين ماجرا را برايم تعريف كنيد. مرحوم نواب گفت كه من آن مجله «شيعهگري» كسروي را خدمت آيتاللهالعظمي حاج آقا حسين قمي بزرگ كه در زمان خود از مراجع بزرگ نجف بودند، دادم و گفتم: «حاج آقا! اگر كسي به اين گفتهها اعتقاد و باور داشته باشد، حكم آن چيست؟» حاجآقا گفت: «يك هفته به من وقت بده.» حاجآقا مجله را برد و بعد از يك هفته داد به من و گفت: «هركس اعتقادش بر اين مطالب باشد و با آگاهي نوشته باشد، حكم قتلش بر هر فرد مسلماني واجب است.» من اين را كه از حاج آقا شنيدم، بلند شدم و يكسره آمدم منزل آيتالله كاشاني. آنجا خودم را به آقاي كاشاني رساندم و گفتم كه يك چنين جرياني است و من خود آمادهام. تكليفم اين است كه بروم و آن (كسروي) را بزنم. آقاي كاشاني به من گفت: «فرزندم، حالا صبر كن، دست نگه دار.» حالا مرحوم آيتالله كاشاني چه حسابي ميكرد، نمی دانم. ![]() شهید نواب در کنار آیتالله کاشانی نواب گفت كه بيرون آمدم و گفتم: «خدايا كمكم كن.» به چند نفر ديگر از علما هم سر زدم. سراغ يكي ازعلما كه در خيابان ظهيرالدوله (ظهيرالاسلام فعلي) نرسيده به ميدان بهارستان، مسجدي داشت، به نام آقاي طالقاني (نه مرحوم آيتالله سيد محمود طالقاني) رفتم. وقتي مسايل و قضايا را گفتم به ايشان، گفت: «چه كمكي از دست من بر ميآيد كه به شما بكنم؟» گفتم: «من هيچ چيز از شما نميخواهم. فقط يك اسلحه براي من فراهم كن.» گفت: «من يك نفر را پيدا ميكنم كه اين اسلحه را به تو بدهد، اما به مادرت فاطمه زهرا(س) ما را ديدي، نديدي!» گفتم: «باشد.» اسلحه را گرفتم و بستم كمرم و رفتم طرف دفتر مجله كسروي. از پلهها بالا رفتم. ديدم كسروي آنجا نشسته است و براي تعدادي از جوانان دارد سخنراني ميكند. سلام كردم و نشستم. سخنرانياش كه تمام شد، كسروي گفت: «سيد، با من كار داري؟» گفتم: «بله» رفتيم در يك اتاقي و نشستيم. گفتم كه يك چنين مطالبي در مجله شما چاپ شده است. گفت: بله، همينطور هم هست؛ اين مفاتيح هرچه درش نوشته شده است، درست نيست و اينكه پيامبر و اهل بيت (نعوذبالله) مال 1400 سال پيش هستند؛ حرفهايشان براي آن روز خوب بود نه الان كه عصر اتم و برق، پيشرفت و... است. با همديگر مقداري صحبت كرديم. آخر سر به من گفت: «ببين سيد! اگر وضعت از نظر اقتصادي و مالي خراب است، اگر هم بيكاري، من كار برايت درست ميكنم، چه ميخواهي؟» گفتم: «اينهايي كه گفتي هيچ كدامش به درد من نميخورد.» گفت: «خب، پس يك چيز ديگه به تو بگويم؛ بيا نزديك.» من را برد سر يك كمد. در كشو را باز كرد و گفت: «به جدت، دفعه ديگر بيايي مزاحم من بشوي، با اين جوابت را ميدهم.» ديدم يك هفتتير در آن كشو است. خنديدم. به من گفت: «چرا ميخندي؟» گفتم: «من هم اتفاقاً آمدم همين را به تو بگويم. امروز چهارشنبه است، فردا پنجشنبه است، جمعه هم هيچ، شنبه صبح توي روزنامه اطلاعات و كيهان مينويسي كه من سيد احمد كسروي غلط كردم آن حرفها را در آن مجله (شيعهگري) نوشتم. اگر نوشتي و آن را پخش كردي كه هيچ؛ اگر نه، سروكارت با هماني است كه در آن كشو است... خداحافظ شما.» از پلهها آمدم پائين و رفتم. شنبه روزنامهها را گرفتم، ديدم هيچي در آنها نيست. قبل از آن، منزلش را شناسايي كرده بودم. (نزديكيهاي ميدان حر فعلي كوچه خورشيد بود.) روز يكشنبه يا دوشنبه، تك و تنها رفتم كه در خانهاش را بزنم، ديدم در را باز كرده، دارد از خانه بيرون ميآيد. تا من را ديد، دستش را برد براي اسلحه؛ من هم اسلحه را از كمرم درآوردم و سه تير به طرفش شليك كردم كه افتاد. صداي تير كه بلند شد، مردم ريختند بيرون. (آن موقعها كسي باور نميكرد طلبه اسلحه به دست بگيرد. اگر يك فشنگ ازت ميگرفتند پوست سرت را ميكندند.) مردم ميگفتند بگيريدش. (فكر ميكردند كس ديگري زده است.) گفتم: «كي را بگيرند؟ من او را زدم.» مردم باور نميكردند. كسروي را بردند. چند پاسبان هم من را به پاسگاهي در ميدان توپخانه بردند و من هم چند وقتي آنجا زنداني بودم. علماي نجفنامه زدند به تهران، تلگراف زدند. حتي خود آيتالله كاشاني اعلاميه پخش كردند در بين مردم و تهديد كردند كه اگر يك مو از سر اين سيد (نواب) كم شود، دست به اقدامات جدي و اساسي خواهيم زد. مردم و علما دستگاه را بيچاره كردند. آنقدر كه اعتراض و داد و فرياد زدند، دستگاه مجبور شد اعلام كند: «سند بياوريد تا نواب را موقتاً آزاد كنيم تا محاكمهشان شروع شود.» به جدم فاطمه زهرا(س) مردم دو تا گوني سند كولشان كرده بودند عوض يك سند! براي آزادي بنده و سرانجام مردم از زندان شهرباني ما را با سلام و صلوات گذاشتند روي كولشان و با شعارهاي الله اكبر، زندهباد اسلام، زنده باد قرآن، در كوچه، بازار و خيابان نقل و شيريني پخش كردند، گاو و گوسفند سر بريدند. كسروي را هم بردند بيمارستان، چند وقت بيمارستان بود و نمرد. بعد دوباره برگشتم نجف، علماي نجف هم بسيار استقبال گرم و خوبي از ما كردند. بعد از این ماجرا، عدهاي كه بعدها به جمعیت «فدائيان اسلام» مشهور شدند، دور و برما جمع شدند. ...... وقتی مواجهه نواب و کسروی در اردیبهشت 1324 نتیجه نداد و نواب به زندان افتاد، موضوع لزوم از میان برداشتن کسروی مطرح شد. عده زیادی به این فکر افتادند، ولی فدائیان اسلام در این میان آمادگی و برنامه مناسبتری برای اقدام داشتند. در این بین، احمد کسروی هم خود بر تحریک مخالفانش میافزود. او در مراسم جشن کتابسوزان با صراحت به سوزاندن قرآن اذعان و حتی به آن افتخار کرد و گفت: «چون دیدیم سرچشمه گمراهیها کتاب است، این است که داستان کتاب سوزان پیش آمدهاست. جشن کتابسوزان در یکم دیماه است و یک دسته سوزاندن مفاتیحالجنان و جامعالدعوات و مانند اینها را دستاویز گرفته و هوچیگری راه انداختهاند. قرآن هم هر زمان که دستاویز بدآموزان و گمراهکنندگان گردید، باید از هر راهی قرآن را از دست آنان گرفت. گرچه نابود گردانیدن آن باشد» (احمد کسروی دادگاه- ص13 شرکت سهامی چاپاک) در آن زمان، براساس شکایات فراوان مردم علیه کسروی، دادگستری تهران، وی را محاکمه میکرد. یک روز که او عازم جلسه دادگاه بود، فدائیان اسلام براساس طرح قبلی دست به کار شدند. از میان داوطلبان شرکت در قتل وی، سیدحسین امامی، سیدعلیمحمد امامی، مظفری، قوام، علی فدایی، الماسیان، رضا گنجبخش، صادقی، مداح، علیحسین لشکری، حسن لشکری (دو برادر ارتشی) برای شرکت در عملیات انتخاب شدند. ![]() از راست: شهید سید عبدالحسین واحدی، شهید سید مجتبی نواب صفوی و سید شهید حسین امامی روز بیستم اسفند 1324 کسروی و ده همراهش به کاخ دادگستری تهران وارد شدند که دو نفر از اعضای فدائیان اسلام (سید حسین امانی و سید علیمحمد امامی) به وی حمله کرده و با ضربات متعدد چاقو، او را از پای درآوردند امامي وقتي كه از دادگاه بيرون آمد در حالي كه كارد خونآلودي در دست داشت فرياد الله اكبر سر داد و گفت: «من كسروي را كشتم. همان كسي كه قرآن ميسوزاند.» این موضوع تأثیر زیادی در روحیه دیگران داشت، به گونهای که مطبوعات روز بعد نوشتند: «فدائیان اسلام ده روز پس از صدور اعلامیه «دین و انتقام»، کسروی را با افتخار از پای درآوردند.» ضاربان کسروی بازداشت شدند و این موضوع بازتاب زیادی در جامعه داشت. اکثر علما و مراجع با صدور بیانیه یا ارسال نامه به دربار یا فراهم کردن تجمع مردمی، خواستار آزادی زندانیان شدند. آیتالله العظمی حسین قمی (از مراجع بزرگ شیعه) از نجف به نخست وزیر (احمد قوام) تلگراف زد و خواستار آزادی سریع ضاربین شد. ایشان حتی از قتل کسروی دفاع هم کرد و گفت: «عمل آنان مانند نماز، از ضروریات بوده و احتیاجی به فتوا نداشته؛ زیرا هر کسی به پیغمبر(ص) و ائمه(ع) جسارت و هتاکی کند، قتلش واجب و خونش هدر است.» چند روز بعد، دادگاه تجدید نظر نظامی، تحت فشار علما و افکار عمومی، حکم به برائت فدائیان اسلام داد و سید حسین امامی و سید علیمحمد امامی را آزاد کرد. ![]() شهید سید حسین امامی چهار سال بعد حسین امامی، عبدالحسین هژیر (وزیر وقت دربار) را در مسجد سپهسالار در ۱۳ آبان ۱۳۲۸ به قتل رساند و خود نیز چهار روز بعد اعدام شد. سایت تاکسیرانی تبریز هک شد در تاريخ جمعه پانزدهم دی 1391
از امروز صبح سایت تاکسی رانی تبریز هک شده و از دسترس خارج شده است و عبارت زیر در آن دیده می شود:
Hackeado por HighTech Brazil HackTeam در عبارت فوق نام هکر(CrazyDuck) و کشورآن(Brazil) ذکر شده است. بازی جدید ترکیه با ایران در تاريخ جمعه پانزدهم دی 1391
ترکیه که در ماههای اخیر سعی کرده نقش ژاندارم منطقه را بازی کند. با عقاید "نئوعثمانیسمی" سعی کرده به اصطلاح با حکومت های شیعی منطقه مقابله نماید. حال پایش را از گلیمش درازتر کرده و می خواهد شانس خودش را در مورد ایران هم امتحان کند. به گزارش صراط، دو روز قبل اظهارات "احمد اوبالی" ضد انقلاب فراری کشور و مدیر شبکه ماهواره ای "گوناذ تی وی" که عقاید تجزیه طلبانه دارد سوژه داغ برخی رسانه های ترکیه شد. اوبالی مصاحبه هایی با شبكه تلويزيوني "BENGUTURK" و روزنامه "تودی زمان" ترکیه انجام داده بود. احمد اوبالی در این مصاحبه ها در یک سناریوی از پیش نوشته شده ایران را متهم به دخالت در امور داخلی ترکیه کرد. این ضد انقلاب فراری کشور از دولت اردوغان خواست که از پان ترکیسم های ایران بیشتر حمایت کند. حمایت ایران از گروهک پ.ک.ک و آزار و اذیت آذری ها توسط حکومت، از جمله موضوعات سناریوی از پیش نوشته شده اوبالی بود، که در این مصاحبه ها مفصلا به آنها اشاره کرد. اوبالی در این مصاحبه ها از پخش مجدد شبکه ماهواره ای تجزیه طلب "گوناذ تی وی" از ماهواره ترکست خبر داد. آنچه که اذهان عمومی را به خود معطوف کرده است این سوال است که ترکیه با حمایت از پان ترکیسم ها در ایران به دنبال چه اهدافی است؟ ترکیه که در ماههای اخیر سعی کرده نقش ژاندارم منطقه را بازی کند. با عقاید "نئوعثمانیسمی" سعی کرده به اصطلاح با حکومت های شیعی منطقه مقابله نماید. سوریه ترکیه که رویای نئوعثمانیسمی را در سر می پروراند و نمی خواهد حکومت علوی سوریه در منطقه پا برجا باشد، با مداخلات سیاسی و نظامی اش سوریه را تا حد بحران کنونی پیش برده است. مقامات ترکیه با حمایت از شورشیان سوریه و تجهیز این گروهک های تروریستی کارگردان اصلی ناامنی سوریه هستند. عراق دولت اردوغان تنها به سوریه بسنده نکرده و با مداخلات سیاسی در عراق دیگر کشور شیعی منطقه، باعث ناامنی این کشور شده است. چندی پیش "احمد داوود اغلو" وزیر خارجه ترکیه بدون اطلاع مقامات عراقی به کردستان عراق سفر کرده و با مقامات کرد آنجا دیدار و گفتگو کرد. اردوغان در یک اقدام مداخله جویانه، از "طارق الهاشمی"، معاون سابق رئیس جمهوری (سنی مذهب) که به اتهام دست داشتن در پروندههای تروریستی به اعدام با چوبه دار محکوم شده حمایت کرد و وی را به مقامات عراق تحویل نداد. ترکیه در نهایت آتش اختلافات طایفه ای را در عراق روشن کرده و به این اختلافات دامن زد تا این کشور شیعی را هم ناامن کند. ایران ترکیه حال پایش را از گلیمش درازتر کرده و می خواهد شانس خودش را در مورد ایران هم امتحان کند. رسانه های ترکیه بازیگران اصلی و سربازان جبهه مقدم این قمار از پیش باخته هستند. رسانه های ترکیه با مصاحبه و حمایت از تجزیه طلبان می خواهد شانس خودشان را در مورد ایران هم آزمایش کنند. غافل از اینکه ایران سوریه و عراق نیست. هر گونه مداخله سیاسی و غیر سیاسی در ایران بازی کردن با آتش است که در اول ریشه ترکیه را خواهد سوزاند بانک مرکزی به حامیان جوانان خیر هشدار داد:اگر در كار نظارتي بانك مركزي مداخله كنید؛ اسناد و مدارك تخ در تاريخ سه شنبه دوازدهم دی 1391
معاون نظارتي بانك مركزي از ساماندهي و ادغام 110 موسسه تعاوني اعتبار آزاد خبر داد و گفت: از اين تعداد 86 موسسه ادغام و مجوز 30 موسسه نيز باطل شده است.
ابراهيم درويشي افزود: هم اكنون حدود 10موسسه اعتباري وجود دارد كه 4 موسسه تجميع مي شود، زيرا با رديابي بانك مركزي مشخص شد، سرمايه اين موسسه ها مال خودشان نيست. وي گفت: بقيه موسسه هاي اعتباري هم اگر خودشان سرمايه نداشته باشند و از تسهيلات دولتي يا پول مردم استفاده مي كنند؛ تجميع خواهند شد. وي همچنين از ادغام موسسه ها و بانك هاي كارسازان آينده، بانك الكترونيكي پيشگامان، متقاضيان بانك امين و موسسه در شرف تاسيس مشيز (به فتح م) و ريحانه گستر خبر داد و افزود: همه آنها با عنوان يك بانك يا موسسه مالي- اعتباري فعاليت خواهند كرد. معاون نظارتي بانك مركزي گفت: تا پايان امسال 6 موسسه مالي- اعتباري ديگر و صندوق هايي كه بيش از يك شعبه دارند، نيز تجميع و ساماندهي مي شوند. اما صندوق هاي مساجد، تكايا و محلات، مشروط به اينكه با سپرده هاي مردم زمين، طلا و ارز نخرند؛ به فعاليت خود ادامه مي دهند و با متخلفان به شدت برخورد مي شود. درويشي به مردم هشدار داد: وجوه خود را در موسسه هايي سپرده گذاري كنند كه مجوز بانك مركزي گرفته اند. وي افزود: بانك مركزي علاوه بر صدور مجوز كلي، براي تك تك شعب هم مجوز جداگانه صادر مي كند كه اين مجوز بايد بالاي سر رئيس شعبه نصب شود. درويشي گفت: متاسفانه عده اي با عنوان صندوق قرض الحسنه، منابع را از استان هاي مختلف جمع آوري و مورد سوء استفاده قرارمي دهند كه يكي از اين صندوق هاي متخلف، صندوق جوانان خير است. وي هشدار داد: صندوق جوانان خير از بانك مركزي مجوز ندارد و هيئت مديره اين صندوق هم فاقد صلاحيت قانوني است. درويشي خطاب به برخي از حاميان اين صندوق هم هشدار داد: اگر در كار نظارتي بانك مركزي مداخله كنند؛ اسناد و مدارك تخلف آن را برملا مي كند. وي گفت: اگر موسسه، بانك يا صندوقي، سودهاي بالا مي دهد، ناشي از كمبود نقدينگي آنهاست. بنابر اين مردم به سراغ اين موارد نروند، زيرا آنها فقط مي خواهند كمبود نقدينگي خود را تأمين كنند. معاون نظارتي بانك مركزي درباره تغيير نامگذاري موسسه هايي كه نام ائمه اطهار(ع) را دارند، افزود: بيشتر اين موسسه ها، تغيير نام داده اند يا درحال تغيير نام هستند. درويشي به تغيير نام موسسه مالي- اعتباري ثامن الائمه به ثامن خبر داد و گفت: تغيير نام نزديك به 7 هزار صندوق قرض الحسنه و موسسه تا پايان سال تمام مي شود. مرندی ها ؛ پیامک حمایت از صندوق جوانان خیر دریافت کردند! در تاريخ سه شنبه دوازدهم دی 1391
در اطلاعیه ای از سوی جوانان خیر؛ مرندی ها ؛ پیامک حمایت از صندوق جوانان خیر دریافت کردند!:صندوق قرض الحسنه جوانان خیّر پیرو اطلاعیه بانک مرکزی در خصوص اطلاعیه ای که در آن اعلام شده صندوق جوانان خیّر فاقد مجوز از بانک مرکزی است پیامک هایی را در خصوص حمایت از این صندوق به مردم شهرستان مرند ارسال کرد . به گزارش اختصاصی پایگاه خبری مانداگارانا از مرند عصر امروز همشهریان مرندی با پیامکی به شماره 30007957950220 مواجه شدند که در متن این پیام آمده است : همشهریان عزیز معاون نظارتی بانک مرکزی جهت تحقق برنامه های خود ، قصد دارد با ایجاد مشکل برای موسسه جوانان خیر متعلق به این منطقه آن را به موسسه دیگری واگذار نماید . اگر از موسسه خودتان راضی هستید به حمایتتان نیاز داریم / مدیریت موسسه
این پیامک در حالی از سوی مسئولین صندوق مذکور ارسال می شود که بانک مرکزی جمهوری اسلامی ايران به هموطنان عزیز هشدار داد از هرگونه سپردهگذاری درصندوق یاد شده خودداری نمایند. در بخش دیگری از اطلاعیه بانک مرکزی تصریح شده است: بدیهی است با توجه به اعلام قبلی بانک مرکزی مبنی بر این که «صندوق جوانان خیّر» فاقد مجوز فعالیت میباشد، درصورت بروز هر گونه مشکل، این بانک هیچگونه مسئولیتی در قبال سپردهگذاران نخواهد داشت. روابط عمومی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در آن زمان اعلام کرد:، عطف به خبر منتشره در برخی از نشریات و سایت ها مبنی بر دریافت مجوز فعالیت صندوق قرض الحسنه جوانان خیر (مرند) از بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، به اطلاع می رساند صندوق یاد شده تاکنون هیچ مجوزی از این بانک دریافت نکرده است. و همچنان این پرسش باقی است که چرا این موسسه در این مدت و با وجود اطلاع مسئولان استانی به خدمات خود و البته غیرقانونی از نظر بانک مرکزی ادامه می داده است بر پایه همین گزارش انتشار خبر دهم دی ماه بانک مرکزی موجب برخی نگرانی ها در سطح شهرهایی از جمله تبریز ، مرند ، جلفا ،میانه و... شد اما پرسش این است که چرا بانک مرکزی فعالیت این موسسه را طی 10 سال گذشته به یکباره غیرقانونی اعلام و موجب نگرانی در میان سپرده گذاران این موسسه شده است. حال آنکه مسئولان بانک مرکزی می توانستند با همکاری مسئولان استان آذربایجان شرقی اقدام بهتری به عمل می آوردند و مانع از بروزهر بحرانی در سطح منطقه می شدند به هر روی انتظار می رود مسئولان استانی هر چه سریعتر اطلاعات جامع تری برای رفع نگرانی سپرده گذاران ارایه نمایند تا مردم نیز تکلیف خودشان را بدانند . |
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
علمي
اجتماعی اقتصادي حوادث فرهنگي سياسي ورزشي اخبار و نظرات ارسالي اخبار ایران شمالی اخبار انتخابات مجلس نهم انتخابات مجلس هشتم شهداي آذربايجان خدمات تاريخ طنز عكس هفته برچسبها
زلزله (40)
نورالدین پسر ایران (9) تبریز (6) آذربایجان شرقی (4) روح الله رشیدی (4) انتخابات مجلس نهم (4) مزار شهدای وادی رحمت (3) رد صلاحیت (2) محمدامین خوش نیت (2) تعاونی مسکن جماران (2) نتایج انتخابات (2) شایق (2) نتایج کامل (1) نصیرپور (1) منادی (1) مهدی باکری (1) شهید مرحمت بالازاده (1) قلاده های طلا (1) صمد ممد (1) لیست انتخاباتی (1) آرشیو مطالب
اردیبهشت 1392
فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 آرشيو نویسندگان
امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by khabartabriz.Blogfa.com
This Template Designed By www.kohsorkh.com