|
خبرهايي از شوراي شهر تبريز
قلدری در شورای شهر و اقلیت جبهه حق در این شورا/ میر مهدی محمدیبه گزارش مبارز چند ماهی است که شورای شهر تبریز تقسیم به ۲ دسته شده است. یک دسته به دنبال توجیه تخلفات شهرداری تبریز و اخذ برخی امتیازات هستند و دسته ای دیگر برای مقابله با این دسته خود را به آب و آتش می زنند. محمد حسن اسوتچی که در اولین دفاع خود از حقوق کارگران مورد غضب مجموعه شهرداری قرار گرفته است و در جلسات مختلف شورا معترض سیاست های غلط و نا عادلانه شهرداری تبریز بوده است ُ جهت طرح در شورای حل اختلاف مربوطه مورد پرونده سازی قرار گرفته است. حتی در جلسه اخیر شورا از نطق قبل از دستور جلسه منع شده است. وی در قبال این توطئه ایجاد خفقان جلسه را ترک نموده است. اسوتچی به خبرنگار فارس در این رابطه گفته است:قرار بود بنده به عنوان عضو شوراي اسلامي شهر نطق پيش از دستور در جلسه امروز داشته باشم كه متاسفانه با ممانعت علا الدين نور محمدزاده، رئيس شوراي اسلامي شهر تبريز رو به رو شدم. یک نفر دیگر از اعضای شورا حجت الاسلام سید هاشمی از خطبای متنفذ شهر تبریز می باشد که به علت عدم رعایت شئونات جلسات شورا از اظهار نظر خودداری می نماید و بیشتر به دنبال حل معضلات فرهنگی می باشد. حال این اعضای محترم شورا باید پاسخگو باشند. با صرف نظر از حق بودن دسته های شورا برخورد ناشایست رئیس جلسه شورا محل تامل می باشد که سکوت اعضای شورا لکه شرم بر پیشانی آنهاست.چرا باید اسوتچی و شکوری معترض باشند و مابقی بی تفاوت و یا مخالف؟ اگر شکوری و اسوتچی راست می گویند : مدارک خود را جهت انتشار جهت قضاوت افکار عمومی در اختیارمان قرار دهند که در اینصورت جبهه بندی های شورای شهر مشخص خواهد شد. اگر سایرین راست می گویند باید حقانیت و مدارک آنان نیز در اختیارمان قرار گیرد طی ۱۰ پست مطلب مصاحبه تمامی اعضای شورای شهر تبریز از این وبلاگ منتشر خواهد شد: معتمدین در قبال اعتماد مردم۱-۱۰ |+| نوشته شده توسط شاهد در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت 7:35 يك عكس قديمي از تبريز
Iranian beggar families lining the long half of an unfinished jail.
|+| نوشته شده توسط شاهد در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 16:57 نا مردي در همه عرصه ها
این روزها بارها و بارها براتون اس ام اس و آفلاین میاد با این مضمون که :
نظرسنجی در CNN : آیا اسرائیل حق حمله به فلسطین را دارد ؟ این نظر سنجی در سایت زیر در حال انجام است تا حمله به فلسطین و کشتار وحشیانه زنان و کودکان بی دفاع و مظلوم را خواست عمومی جلوه بدن : از فیلتر شکن پایین استفاده نمائید ولی دوستان هرچه سعی میکنن نمیتونن به اون سایت برن . چون مدیران سایت ، آی پی ایرانو بستن !؟ حالا که اینقدر کثیف و نامردند و از ترس آبروی نداشتشون در افکار عمومی بین المللی آی پی ایرانی ها رو می بندند حتما" همه ی شما عزیزان برید و رای بدین پرسیده اند شما حمایت می کنید از : فلسطین یا اسرائیل ؟ روی پرچم فلسطین (I SUPPORT PALESTINE ) کلیک کنید از این آدرس تشریف ببرید : خواهش می کنم به همه دوستان اطلاع بدین و همه با هم جلوی این جنگ اینترنتی را بگیریم . |+| نوشته شده توسط شاهد در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 و ساعت 11:48 خواهرخواندگي تبريز و غزه؛
سخنگوي شوراي شهر تبريز از تصويب طرح خواهر خواندگي شهرهاي تبريز و غزه خبر داد. به گزارش مهر حبيب شيري آذر اظهار داشت؛ بر اساس اين مصوبه شهرداري تبريز مکلف شد در اسرع وقت برنامه ريزي هاي لازم را براي عقد قرارداد خواهرخواندگي با غزه انجام دهد.به گفته وي رايزني هاي ديپلماتيک در اين زمينه از سوي وزارت امورخارجه آغاز مي شود. |+| نوشته شده توسط شاهد در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 و ساعت 7:34 به بهانه سالروز شهادت ثقه الاسلام تبريزي در روز عاشورا
![]() مهدی نعلبندی گفتگو با مرحوم صمد سرداری نیا ، محقق و تاریخ پژوه اشاره : این مصاحبه در دی ماه ۱۳۸۱ با مرحوم صمد سرداری نیا به مناسبت شهادت ثقه الاسلام بعمل آمده که به مناسبت فوت آقای سردارنیا ، تقدیم دهم دی ماه سالروز شهادت میرزا علی ثقه الاسلام تبریزی است . روس ها ثقه الاسلام را در دهم دی ماه ۱۲۹۰ شمسی برابر با عاشورای ۱۳۳۰ هجری قمری در محل میدان دانشسرای تبریز به دار کشیدند و پیکر او بر بالای دار رفت تا بیرق بیگانه بر تیرک ها و بام های این شهر بالا نرود . آقای سرداری نیا ! این سوال همیشه برای من مطرح بوده است که چطور می شود در شهری مثل تبریز آن هم در روز عاشورا ، ثقه الاسلام را در مقابل چشمان مردم عزادار به دار می کشند و ندایی از کسی بر نمی خیزد ؟ چرا؟ بسم الله ارحمن الرحیم . من پیش از هر سخنی اجازه می خواهم عرض ادب کنم به روح شهید بزرگوار میرزا علی ثقه الاسلام تبریزی که آن بزرگوار خیلی بر گردن ما حق دارد . اما در جواب سوال شما باید بگویم که از چند روز قبل از آن حادثه ، جنگ چهار روزه ای در تبریز اتفاق افتاد که تبریزیها در آن جنگ حماسه آفریدند.کسروی می گوید که هر کس بخواهد غیرت و مردانگی را ببیند باید آن روزها به تبریز می آمد و جنگی را که از روزهای آخر آذر شروع شد و تا سوم دی ماه ادامه پیدا کرد ، می دید . یعنی یک هفته قبل از شهادت ثقه الاسلام . این چهار روز جنگ نشان می دهد که تبریزی ها چقدر بیگانه ستیزند و تا چه حد به سرنوشت و استقلال کشورشان اهمیت می دهند . لاشه روس هایی که در آن جنگ چهار روزه توسط مجاهدین تبریزی کشته شدند . تا هشت روز روی خیابان های تبریز افتاده بود . به اعتقاد من باید درباره این جنگ چهارروزه ، فیلم ها ساخته شود و رمان ها نوشته شود . همین جنگ چهار روزه هم به هدایت ثقه الاسلام بود . ببینید ، در روزهای آخر آذر آن سال ۱۲۹۰ ه.ش . سالدات های روس به نظمیه تبریز می آیند و دو تن از مجاهدین تبریزی را می کشند . وقتی به ثقه الاسلام تلفن می شود و کسب تکلیف می شود ، ایشان جمله ای می گویند که همین جمله سندی شد تا روس ها با استناد به آن حکم اعدام ثقه الاسلام را صادر کنند . وقتی از ایشان می پرسند که تکلیف چیست ، می گویند ” علیکن بالدفاع ! ” یعنی همان جمله حضرت سید الشهدا در روز عاشورا را با کمی تغییر . همین علیکن و مونث بودنش هم نشان از ذوق ثقه الاسلام دارد. حضرت سید الشهدا به اهل خیام فرمودند . ” علیکن بالفرار ” و ثقه الاسلام هم با همان جمله حضرت سید الشهدا مردم تبریز را به دفاع دعوت کردند و تکلیف شان را در این حمله مختصر مشخص کردند . اما بعد از آن جنگ چهار روزه که خبر اعزام قشون ایروان هم به تبریز رسید ، وقتی مجاهدان از ثقه الاسلام کسب تکلیف کردند . آقا از آنها خواستند تا تبریز را ترک کنند و به دست دشمن نیفتند . همان شب هم همه مجاهدان در خانه ایشان جمع شدند و شام را در محضر آقا خوردند و راهی خاک عثمانی شدند . آیا می توان ثقه الاسلام را به عنوان پدر معنوی قیام مشروطه تبریز نام برد ؟ با توجه به اینکه ستارخان هم بارها در محضر او تلمذ کرده است ؟ قطعاً همین طور است . ستارخان که بازوی مسلح انقلاب بود همیشه از ثقه الاسلام الهام می گرفت . ثقه الاسلام مرجع تقلید ستارخان بود . می دانید که هم ستارخان و هم ثقه الاسلام ، هر دو شیخی بودند . اما شما عظمت معنوی ثقه الاسلام را ببینید که می آید دست ستارخان شیخی و باقرخان متشرع را در دست هم می گذارد و همه اختلاف ها را به کنار می زند . می دانید که اختلاف ها در زمان مشروطه زیاد بود و خیلی خونها به هیمن خاطر ریخته شده است … استاد! ۹۰ سال از شهادت ثقه الاسلام می گذرد . انسان وقتی به دست نوشته های این آدم نگاه می کند و اندیشه هایش را مرور می کند ، احساس می کند که این آدم ، حداقل پنجاه شصت سالی جلوتر از زمانش می زیست . شاید او زمانی بسیار دورتر را می دید . غلو که نمی کنم ؟ ! نه؛ اصلاً ! ایشان با آنکه در روزگار خودشان در کسوت روحانیت جایگاه بلندی داشتند و در زمینه فقه و اصول از چهره های شاخص آن زمان بودند، به چندین زبان خارجی از جمله زبان فرانسه تسلط کامل داشتند . این آشنایی در آن زمان خیلی حرف بود . ایشان همیشه در حال مطالعه بودن و نظراتش خیلی روزآمد بوده است . ایشان در آن گرماگرم جنگ ، پیشنهاد تشکیل دانشکده های حقوق و کشاورزی را می دهند . توجیه شان هم این بوده که منطقه حاصلخیزی مثل تبریز با استفاده از امکانات روز و آشنایی با علم روز باید در زمینه افزایش محصولاتش قدم بردارد . و در زمینه حقوق معتقد بودن که مردم تبریز از حقوق اساسی اشان آگاه نیستند . آنهایی که حقوق خوانده اند می داند که حقوق اساسی یعنی چه . ایشان می گفتند که اگر دانشگده حقوق در تبریز راه بیفتد ، باعث می شود که مردم با حقوق اساسی شان آشنا شوند . حقیقتاً هم این افکار و کردار ، پنجاه شصت سالی جلوتر از زمان زندگی ایشان بود . از نثر ایشان صحبت کنبم . ما وقتی نود سال بعد این نثر را می خوانیم می بینیم که نثری محکم و گیرا است . شما با نثر متداول آن زمان بیشتر مانوس بوده اید . آیا این نثر در آن زمان هم از زیبایی و محکمی برخوردار بوده است ؟ نثر ایشان در میان نثرهای متداول آن زمان دارای نوعی تازگی است . همین تازگی و سادگی هم باعث می شد که خیلی روشنگر باشد . علاوه بر این من به تالیفات ایشان هم اشاره ای می کنم . ایشان ۲۷ جلد تالیف دارند که به نظر من ” مرءات الکتب ” هفت جلدی ایشان در راس تالیفاتشان است . همین طور ” رساله لالان ” ایشان که معروف است . و ” حوادث روزمره مشروطیت ” که اصلاً خودش تاریخ مستند و روزنویس است . در همه این آثار هم ما با نثری عمیق و تاثیر گذار و در عین حال ساده و روان مواجه می شویم . معروف است که ایشان از کودکی به مطالعه کتاب علاقه داشتند و کتابها و روزنامه های ایرانی و فرانسوی را می خواندند . آن شعر معروف که در روزهای آخر زمزمه می کردند ، از خودشان است ؟ ” منصور وار عشقم و ترسم که عاقبت / بر پای دار کشد این پایداریم . ” به اعتقاد من انقلاب مشروطه که بخشی از همین تاریخ آذربایجان است ، آن طور که اتفاق افتاده مورد بازنگری واقع نشده است . به ویژه از جنبه قیام فکری و اندیشه ایش . باید صاحبان فکر و اندیشه یکبار دیگر به این واقعه مهم تاریخی نگاه کنند و تحولات را از جنبه های مختلف فکری ، سیاسی ، اعتقادی و اجتماعی بررسی کنند و به کتابها و مقالات تبدیل کنند . این طور بگویم که نه تنها در مورد ثقه الاسلام ، بلکه در مورد نقش تبریز در انقلاب مشروطیت ، جا دارد که یک انستیتو ایجاد شود و امکاناتی برای اهل تحقیق فراهم شود . ثقه الاسلام آدمی است که در یک برهه حساس تاریخی ، نقش بزرگ را به عهده می گیرد و آن را به نحو احسن به انجام می رساند . حماسه رزوهای آخر عمر ایشان برای ملت ما یک شناسنامه است و باید به نسل های بعدی معرفی شود … پس چرا مثلاً آقای سرداری نیا کتاب مستقلی برای ایشان ننگاشته است ؟ من که با دست خالی نمی توانم . این یک کار گروهی را طلب می کند که جوان های اهل کار بیایند و آستین ها را بالا بزنند و مسئولین هم حمایت شان بکنند . باید محقق به روزنامه های آن روزها دسترسی داشته باشد و اسناد آن دوره را بتواند ببیند . آن وقت بله می شود . البته من هم بیکار ننشسته ام . دارم کار می کنم . این کاری هم که شما می گویید ؛ بله ! اعتقاد دارم که کتبی در مورد ایشان نوشته شود . اگرچه مرحوم نصرت الله فتحی با نگارش زندگی نامه شهید ثقه الاسلام تبریزی، بخشی ار این خلاء را جبران کرده است . اگر اجازه دهید همین جا گریزی بزنیم به مقطع قیام مشروطه . قیام مشروطه از تهران شروع شد ولی در نیمه های راه تهران پا پس گذاشت . ولی تبریز دنبال قضیه را گرفت و کار نیمه کاره تهران را به سرانجام رساندند . چرا تبریز ؟ چرا وقتی تهران تسلیم شد ، تبریز تسلیم نشد ؟ اول اینکه آگاهی سیاسی تبریزیها در میان سایر شهرهای ایران آن زمان بیش از بقیه بود . دومین علت هم به دو ویژگی عمده تبریزیهای بر می گردد .که آن دو هم بیگانه ستیزی و ظلم ستیزی این مردم است . هیمن عثمانی ها و سربازان سلطان سلیم را نگاه کنید ! آنها که خودشان هم ترک هستند به آذربایجان حمله می کنند و موفق نمی شوند. آذربایجانیها و تبریزیها راهشان را سد می کنند . آنها تا قلب اروپا به راحتی رفته اند ، ولی در اینجا با مانع برخورد می کنند ، چون تبریزیها بیگانه ستیزند . ظلم ستیزی این مردم یک طرف قضیه است . این مردم با دیکتاتور سازش نمی کند . شما نگاه کنید مشروطیت در تهران آغاز می شود ، اما با چه ؟ ! با تظلم و تحصن و دادخواهی! همین هم است که محمد علی شاه یک روزه با توپخانه اش بساط مشروطه را در عرض چند ساعت جمع می کند . ولی تبریز در مقابل همین محمد علی شاه یازده ماه می ایستد و بینی اش را به خاک می مالد و اورا از ایران خارج می کند . و بازهم وقتی پای بیگانه به میان می افتد به خاطر مملکتش سلاح را زمین می گذارد . این ایستادگی ها سمبل مقاومت یک ملت است . ایستادگی و شهادت ثقه الاسلام یک سمبل است . ما خلی شهیدها داده ایم ولی اگر بخواهیم برای انقلاب مشروطه یک سمبل انتخاب کنیم ، به نظر من آن ثقه الاسلام است . این شخصیت فرزند تبریز است . در اینجا متولد شده ، در همین شهر بزرگ شده و در همین شهر هم به شهادت رسیده است . او قبل از شهادت دو ركعت نماز به جا آورد و خطاب به شيخ سليم گفت: « چه سعادتي بالاتر از اينكه در اين ايام به فيض شهادت نايل مي شويم و همه با شهيدان كربلا محشور خواهيم شد. »
منزل شهید ثقه السلام پايين تر از پي قاري
|+| نوشته شده توسط شاهد در چهارشنبه هجدهم دی 1387 و ساعت 20:30 گریزی به مقام راست در آوازهای مذهبی علاقه مندان موسیقی دستگاهی، نیک می دانند که چارچوب موسیقی امروز ایران چه از نظر محتوا و چه از نظر اسامی گوشه ها و آوازها، به موسیقی قدیم خیلی شبیه است و در عین حالت تفاوت های چشم گیری هم با آن دارد. یک نمونه اش نام و ساختار مقام راست است که در گذشته، یکی از ارکان موسیقی ایران بود و امروزه دیگر به آن شکل شناخته نمی شود. این مقام هم اینک در موسیقی دستگاهی وجود ندارد و اصولاً موسیقیدانان نامدار و ردیف شناس، رسمیتی برای آن قائل نیستند. فقط در برخی نوشته های قدیمی نام "راست" به تعداد زیاد دیده می شود ولی هیچ یک از راویان ردیف نه عنوان و نه فواصل آن را در مجموعه الحان خود ندارند. اما در چند نقطه ایران، هنوز می توان نشانه هایی از حضور عملی مقام راست پیدا کرد. در شرق خراسان، منطقه بوشهر و کوه های بختیاری، نشانه هایی از اجرای سازی و آوازی این مقام، شنیده می شود. از نمونه های خراسانی می توان به آهنگ "اشتر خجو" ، از نمونه های بوشهری به آهنگ خیام خوانی" و از نمونه های بختیاری به نوعی آواز سوگ موسوم به "گاگریو" اشاره کرد. نمونه دیگری که اینک می خواهم آن را معرفی کنم، مربوط به موسیقی مذهبی آذربایجان با صدای کم نظیر استاد سلیم موذن است. گر چه نمی دانم این گونه آوازی آیا در سنت موسیقی مذهبی یا غیر مذهبی آذری ها وجود دارد یا این که استاد موذن زاده با تسلط ویژه ای که بر ردیف ها موسیقی ایرانی دارند، خود شخصاً این گونه منحصر به فرد را وارد موسیقی مذهبی معاصر کرده اند. در هر حال گونه ارزشمندی است که سال های متمادی و دست کم در یکصد سال اخیر به ندرت استفاده شده است. البته رد پای این مقام، امروزه در موسیقی عربی همچنان دنبال می شود و اصولاً مقام بسیار مهم در موسیقی سنتی عربی به حساب می آید.
چند نمونه از اجراهای استاد سلیم موذن زاده را در این جا آورده ام تا علاقه مندان آواز ایرانی، آن ها را به نیکی بارها و بارها بشنوند. یکی از ویژگی های مقام راست، دور گردانی (مدولاسیون) آسان است. در بخش دوم از نمونه های زیر، استاد موذن زاده به زیبایی وارد فضای گوشه عراق می شود. در نمونه چهارم، با رویکردی غیر منتظره، سر از بیات ترک در می آورد و اذان معروف برادرش زنده یاد رحیم موذن زاده را سر می دهد. وی سپس، گریزی به مقام "صبا" یا همان شور عربی می زند و در پایان پیش از فرود به مقام راست، گریزی هم به بیات اصفهان می زند.
بخش اول از آواز مذهبی سلیم موذن زاده را بشنوید
بخش دوم از آواز مذهبی سلیم موذن زاده را بشنوید
بخش سوم از آواز مذهبی سلیم موذن زاده را بشنوید
بخش چهارم از آواز مذهبی سلیم موذن زاده را بشنوید مطالب مرتبط: ممد نبودی ببینی (بر اساس مقام راست) منبع:وبلاک مـوســــیــقـی مـا |+| نوشته شده توسط شاهد در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت 13:53 اقدام ضد ايراني يك مركز در استانبول تركيه" فعاليت مشكوك براي اغفال جوانان آذري"
بعد از آن دختري جواب تلفن را مي دهد و بلافاصله به شما خوش آمد مي گويد و وارد بحث مي شود. جالب اينكه دختر قبل از آنكه از او بخواهي،خود را به طور كامل برايتان معرفي مي كند من ... هستم اينقدرسالمه ،فلان اندازه قد و فلان مقدار وزنم هست.
انتشار اخباری مبنی بر پخش شماره تلفنهای مشكوك در اروميه و چند شهر ديگر و دعوت به تماس جوانان با اين تلفنها از سوی پخش كنندگان،نگرانيهايي را براي خانواده هاي آذربايجاني به وجود آورده است.
به گزارش "جهان"،اين مركز تلفن كه اپراتورهای آنرا دختران جوان تشكيل ميدهند با پخش شماره تلفنهای خود در شهرهای استانهاي آذري نشين كشورمان وايجاد ارتباط با نوجوانان وجوانان ايرانی،آنها را به دام تورهای خود انداخته و با گفتن پيامهايی فريبنده، برخي از آنها راجذب كرده و با آنها طرح دوستي مي ريزند غافل از اينكه به گفته يكی ازاوپراتورهای اين مركز،دختران زيادی در اين مركز حضور دارند واينجا محل كارآنها مي باشد و آنها در قبال صحبت با پسران ايرانی مبالغی از صاحب كاران خود دريافت ميكنند. اين افراد در ميان حرفهای به ظاهرعاشقانه اي كه به خورد مخاطب خود ميدهند سعی دارند در آنها بدبينی به كشور ونظام را القاء كنند. خبرنگار سولدوز كه پيگير اين شمارهها شده است در خصوص اين پيگيريهاي مينويسد كه برای پی گيری ماجرا بعد از بدست آوردن شماره تلفن اين مركز در استانبول تركيه!با واقعيت تلخی روبرو گرديده است كه بخشي از اين مطالب را به نقل از وبلاگ وي ميخوانيم: «در سفر چند روزاخيري كه به آذربايجان و شهرهاي تبريز و اروميه داشتم متوجه شدم كه شماره تلفن نهادي در تركيه به صورت گسترده در بين مردم پخش شده است كه برخي جوانان عزيز ناخود آگاه و بدون تحقيق به صورت گسترده با آن شماره در تماس هستند ، وقتي قضيه را اينگونه ديديم با به دست آوردن شماره ياد شده - كه سهل ترين كاربود- تماسي با آن گرفتيم كه آن سوي خط اپراتور اعلام مي كند كه شما به سايت ... خوش آمده ايد و براي وصل شدن و صحبت كردن صبر نماييد! ![]() بعد از آن دختري جواب تلفن را مي دهد و بلافاصله به شما خوش آمد ميگويد و وارد بحث مي شود. جالب اينكه دختر قبل از آنكه از او بخواهي،خود را به طور كامل برايتان معرفي مي كند من ... هستم اينقدرسالمه ،فلان اندازه قد و فلان مقدار وزنم هست.رنگ پوستم اينجوريه و عاشق ... و جالبتر اينكه اين مطالب را با لهجه آذري – عليرغم آنكه خودشون لهجه استانبولي دارند- صحبت ميكنند و فاجعه آميز اينكه بسيار علاقه مندند در زمينه روابط نامشروع صحبت كنند.
وقتي با يكي از اين اپراتورها صحبت نموديم از اينكه ما از دليل كارشون صحبت كنيم زياد رضايت نداشتند و از پرداختن به موضوعات ديگر ناخرسند بودند ولي يكي از آنها فقط در اين حد ما را راهنمايي نمود كه كار ما ارتباط با پسراني هست كه موفق نشده اند دوست دختري براي خود ترتيب دهند و ما به صورت تلفني مشكل آنها را حل مي كنيم ولي در عوض از صاحب شركت خود نسبت به ميزان صحبتي كه با پسران ميكنيم پول دريافت ميكنيم. اما قضيه تاسف آور تر اينكه برخي از جوانان قضيه رو اشتباه گرفته اند و تمام گفته هاي دختران مركز ياد شده اعم از اينكه قرار ملاقات در ايران مي گذارند و به ايران خواهند آمد راباور مي كنند! غافل از اينكه علاوه بر هزينه سنگيني كه به دليل ارتباط با خارج از كشوردر قبوض تلفن خود مشاهده خواهند كرد بلكه يك زمان متوجه خواهند شد در دام باندهاي فساد در تركيه كه براي جوانان ما گسترده شده است گرفتار شده اند و نه از دختري كه با او دوست شده اند خبري هست و نه كسي آنها را به اين نام و نشان مي شناسد و بعد از آن نه راه پيشي هست نه راه پس. » گفتني است با شدت گرفتن فعاليتهاي ضد فرهنگي عليه جوانان شهرهاي مرزي كه پيشتر نيز جهان خبر از فعاليت ضد اخلاقي شبكههاي آذربايجان داده بود هوشياري مسئولين مرتبط و خانواده ها و جوانان بيش از پيش لازم باشد. منبع : روزنامه نگارمستقل |+| نوشته شده توسط شاهد در چهارشنبه یازدهم دی 1387 و ساعت 8:50 بيانيه انصار حزب الله تبريز
بیدار باش نامه مسئول انصار حزب الله تبریز به امت حزب الله تبریز هوالعزیز خدمت نمازگزاران جمعه تبریزو امت حزب الله آذربایجان سلام علیکم بما صبرتم با صلوات بر محمد (ص) و فرزندان پاکش و سلام بر منتظِر منتظَربدینوسیله با طلاع امت حزب الله می رساند اینجانب بخاطر تداوم امر به معروف و نهی از منکر و تحصیل و تهذیب بیشتر جهت مقابله با مافیاهای قدرت و تخریب بتکده های سیاسی به قم عزیمت نموده و در کنار حرم مطهرحضرت فاطمه معصومه (س) و حرم مطهر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و مزار شریف شهیدنواب صفوی (ره) دعاگوی طول عمر مقام معظم رهبری و شما امت حزب الله هستم. متاسفانه اخیرا خبری از طریق طلاب بسیجی و دوستان اهل فضل در خصوص برگزاری چندین کنسرت موسیقی حرام در تبریز به گوشم رسیده است. خصوصا اینکه یکی از نشریات محلی نیز اقدام به تعظیم و اشاعه و تبلیغ این اقدام شنیع اشد از دیاثت نموده است. بنده با تسلیت محضر امام زمان (عج) در خاطر شما عزیزان وصیت شهید حمید باکری را زنده می کنم و از خود می پرسم آیا دین اسلام در تبریز از رسمیت افتاده است ویا اینکه مسلمانان و شیعیان مرده اند؟ وقتی چند ماه گذشته نماینده محترم مقام معظم رهبری در استان به کارناوال های مطرب توسط شهرداری تبریز!!معترض گردید ، گستاخانه عوامل و عربده کشان در مطبوعات امام جمعه محترم را تخریب کردند وهمه بسیجیان سکوت اختیار کرده و هیچ اتفاقی نیفتاد ، باید آنروز منتظر این حادثه ها بود. آیا امر به معروف و نهی از منکر از فروع دین حذف شده است؟ آیا آنقدر مرده ایم که عده ای دیاثت زده در شهر شهیدان و شهر غیرت روزی براحتی عربده کشی نموده و کارناوالهای حرام را با عناوین مختلف برگزار می کنند و روزی دیگر چند کنسرت از باکو به تبریز می آیند و به ریش همه ما می خندند؟ آیا مدیر کل ارشاد استان در تبریزحضور دارد؟ مگر او سپاهی نیست؟ آیا آنهمه زمان دوم خرداد معترض سیاست های لهوو لعب گستر دولت خاتمی بود، همه کشک بود؟ جواب به اصطلاح آقا مهدی وحمید آقاو آقا مرتضی و حسن آقا را چه خواهد داد!؟ آیا بزرگان و حامیان دین در تبریزخبر ندارند؟ مگر امام رضا(ع) از پیامبر اکرم (ص) نقل نکرده است که پیامبر (ص) می فرمود: اگر روزی بر امتم برسد که امر به معروف و نهی از منکر را به یکدیگرواگذار کنند آن روز باید اعلان جنگ با خدا بکنند؟ آیا العیاذ بالله امام رضا و یا پیامبر با ما شوخی میکرد؟ همه تان بخوبی به سند و صحت این حدیث نیز به نیکی آگاهید . وقتی بنده در تبریز در مقابل دشمنان خدا می ایستادم عده ای از روی حسادت و عده ای بخاطر اینکه تنبلی شان به چشم نخورد، آنقدر برایم نوحه افراطی گری خواندند که کم کم باورم می شد که شاید من افراطی هستم . اما چنانچه یقین داشتم و حالا می بینم برخی افراد اهل تفریط و تعطیلی دین خدایند. اینجانب با اعلام تسلیت بمناسبت وفات جامعه ،اظهار تاسف می نمایم از اینکه چرا بجای طرح عناصر ضد انقلاب در مراجع مربوطه ، آن مراجع ذی صلاح را محل باز خواست حقیر قرار داده بودند. چونکه بنده پرده از معامله گری هایشان برداشته بودم. بسیاری از مسائل است که بیان آن ها را صلاح نمی دانم . شهرام جزائری ها در حال غارت بیت المال هستند و با استخدام در آوردن برخی چهره های موجه و مساعدت مالی به برخی ارگانها زمینه هجوم به آمران به معروف را محیا می کنند تا مبادا در تیررس آنان قرار گیرند و اینجانب از بیان آن می گذرم. من از ابا عبد الله خجالت می کشم که همگی طشت گذاری کرده ایم و از حالا شال عزا بر گردن نهاده ایم ، در حالیکه امر به معروف و نهی از منکر را که حضرت بخاطر این دو رکن مهم دین خود را فدا کرده بود، تعطیل نموده ایم. آیا ما عزیزتر از ابا عبد الله هستیم. آیا ابا عبدالله نیز نمی توانست تنها به فکر آسایش اصغر و رقیه و سکینه اش بوده و از پاسداری دین خدا بی خیال باشد؟ ما متاسفانه دچار رفاه طلبی و رفاه زدگی شده ایم. اینجانب در کنار حرم حضرت معصومه (س) از محضر ایشان احساس شرم کرده و به نوبت خویش این بیدار نامه را برایتان می نگارم و ایام محرم را به تبریز آمده و به تکلیف عاشورایی ام عمل خواهم نمود. چرا باید حلال خدا (بلکه واجب خدا( امر به معروف و نهی از منکر)) حرام گردد و حرام خدا(لهو ولعب ) حلال گردد. در پایان خطاب به بسیجیان سلحشور اعلام می دارم که ای زنده ترین مردم جامعه سرنوشت خود را به معامله گران سیاسی نسپاریم و اجازه ندهیم که عده ای بر سر سکوت ما با یکدیگر معامله کنند. ما سربازان ولایت هستیم و برخی مسئولین تشکیلاتی ما تنها موظف به انسجام وخدمت رسانی هستند و هیچ کس حق ندارد دین مارا با برخی متخلفین معامله کند. خاتمه کلام یاد اور آیه های کلام نور باشم که قوم ها و شهرهای زیادی بخاطر ترک امر به معروف و نهی از منکر مبتلا به بلایای الهی شده اندو امروز شاهد به قدرت رسیدن برخی اراذل و اوباشها و مسلط شدنشان بر مومنین شده ایم و شاید بزودی بخاطر گناه بزرگ تعطیلی دین الله ، شاهد زلزله و یا قحطی شدید و یا سایر بلایای الهی باشیم. به امید جامعه ای زنده بیاری خدای توانا سرباز ولایت روح الله بجانی |+| نوشته شده توسط شاهد در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 17:3 درياچه اروميه
|+| نوشته شده توسط شاهد در پنجشنبه پنجم دی 1387 و ساعت 16:45 رئيس سازمان آموزش و پرورش آذربايجان شرقي:خبر استعفاي من كذب است
خبرگزاري فارس: رئيس سازمان آموزش و پرورش آذربايجان شرقي خبر استعفاي خود را تكذيب كرد. ![]() فيروز رضايي امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در تبريز افزود: خبرهايي كه طي روزهاي اخير در مورد استعفاي من در برخي محافل مطرح شده، صحت ندارد و آن را تكذيب ميكنم. چ اخبار تبریز:يكي از استيضاح كنندكان وزير آموزش و پرورش سازدار نماينده مرند در مجلس شوراي اسلامي است علت امضاي استيضاح اين وزير عدم تمكين رئيس آموزش و پرورش استان در برابر خواسته وي (عوض كردن رئيس آموزش و پرورش مرند )است ولي سازدار رئيس سازمان آموزش و پرورش استان را فردي ناكارآمد و متخلف !عنوان مي كند اين در حالي است كه فرزند وي تا سال گذشته در مدرسه غير انتفاعي رئيس آموزش و پرورش استان مشغول به تحصيل بود و بعد از انتخاب شدن به نمايندگي مردم مرند محل تحصيل فرزند خود را به تهران انتقال داد.سازدار كه خود قبل از رياست جمهور ي دولت نهم مدير عامل شركت گاز استان بود به دنبال خود حرف و حديث هايي داشت !و يكي از مخالفان جدي وي در مجلس ششم و هفتم اعلمي بود. اخبار مرتبط :متخلفان ديروز مدعيان امروز
|+| نوشته شده توسط شاهد در سه شنبه سوم دی 1387 و ساعت 17:7 خبر ویژه روزنامه جمهوریاسلامی
كنسرتي كه قرار بود چند روز پيش در باكو و با اجراي خوانندگان لس آنجلسي اجرا شود حاشيه هاي پرمعنايي را به همراه داشته است . به گزارش خبرنگار « تابناك » اين كنسرت كه با تبليغات سراسري شبكه داخلي جمهوري آذربايجان با نام « ليدر » همراه شده بود به ادعاي مسئولان اين كشور بيشتر بليت هاي آن توسط ساكنان شهرهاي تبريز تهران اردبيل و آستارا خريداري شده بود. نكته جالب توجه اينكه تبليغات اين شبكه كه به راحتي در شهرهاي شمال غرب كشور قابل دريافت بود درحالي مردم را ترغيب به شركت در اين كنسرت مي كرد كه شبكه هاي استاني و داخلي در اين شهرها به سختي قابل استفاده هستند. بنابر اين گزارش به گفته مسئولان آذربايجاني اين كنسرت با حمايت و سفارش و سرمايه گذاري اسرائيل در باكو برگزار شد كه با هدف جلب توريست هاي ايراني و توسعه گردشگري انجام شده است . |+| نوشته شده توسط شاهد در یکشنبه یکم دی 1387 و ساعت 15:53 |
|






