|
بسم الله الرحمن الرحيم
اَللهُم عَجِل لِوَلیکَ الفَرجَ والعافیه وَالنَصر وَ اجعَلنا مِن خیر اَنصاره ِو اَعوانه وَالمُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه
اشرافیت؛ خورهای که به جان انقلاب افتاده در تاريخ چهارشنبه سی ام آذر 1390
روح الله رشیدی یکی از تکنوکراتهای
سابقاً دولتی، که امروز نیز در یکی از ارکان حاکمیتی مشغول نظریهسازی
است، در مواجهه با پرسشهای چند جوانِ بیملاحظه در باب «آسیبهای
فرهنگی و اجتماعی اشرافیتِ سیاسی یا دولتی»، ضمن انکار وجود چنین پدیدهای،
خونسردانه و با لحنی تمسخرآمیز گفت: «... بله؛ ما در زمان جنگ اورکت خاکی
میپوشیدیم و لباسهایمان
ساده و بیپیرایه بود و در سالهای بعد از جنگ، کت و شلوار پوشیدیم و کمی
مرتب شدیم و به سر و صورتمان رسیدیم؛
اگر منظورتان از اشرافیت این است، بله وجود دارد»!
*
اگر چه برخی، نسبت به واژگانی نظیر «اشرافیت»
حسایت داشته و کاربرد آن را، ابزاری سیاسی برای منکوب کردن رقیب میپندارند، اما انصافاً به هر وادی که قدم میگذاریم، قهراً ردپایی از این پدیده ی مرموز میبینیم. قوّت و عمقش به قدری است که به راحتی
نمیتوان زبان به نقدش گشود. رسمیت و
اصالتش را مگر میشود انکار کرد؟ سینهچاک و مدافع هم کم ندارد البته. حتی طیفی از
فرودستان نیز، به اصالت «اشرافیت» ایمان آورده و به دفاع از حقوق اشراف
برمیخیزند!
اشرافیت، گونههای
مختلفی دارد که گونهی اقتصادیاش،
بیش از گونههای دیگر شناخته شده است. در
کنار «اشراف اقتصادی»، میتوان از «اشراف سیاسی» و
«اشراف مذهبی» هم نام برد. اگر چه گونههای
دیگر نیز در حال تولدند که از دل همین گونهها
نُضج میگیرند.
اشراف اقتصادی، بر مدار «ثروت» میچرخند. پایهی
«شرافت»شان، ثروت است. پول را به خدمت میگیرند
برای چنبره انداختن بر شئون زندگی مردم.
اشراف سیاسی، «قدرت»محورند. «شرافت»شان را از
قدرتی میگیرند که به واسطهی انتصابشان در یکی از مواضع حاکمیتی نصیبشان شده است. این دسته، فرصتِ در قدرت بودن را
غنیمت شمرده و به تولید نسل و ازدیاد وابستگان در دایرهی
قدرت میپردازند. به طوریکه
بعد از مدتی کوتاه، لشکری حریص را سامان میدهند
که در افتادن با آنها، برابر با ورافتادن است. همهی
موانع را _حتی به قیمت آتش زدن مُلک _ در مینوردند
تا همواره بر اریکه باشند.
اشراف مذهبی، اما تکیه بر تدیُن دارند. موجّهترین گونهی
اشرافیت، همین است. نقطهی عزیمت اشراف مذهبی،
باورهای زلال مردم نسبت به مبانی دینی است. در پشت مجموعهای
از «آداب» و «اَعمالِ» دینی سنگر گرفته و به بسط تسلط مشغول میشوند. اصرار دارند که خود را عامل به فرائض
دینی نمایش دهند. اهل روضه و سلام و صلواتاند؛
حجشان ترک نمیشود؛
خوانِ کرم میگسترند و ولیمه میدهند و...
پیوند وثیقی با اقتصاد دارند این متدینین؛ به
معنای کامل کلمه «سرمایهدار»ند. اما سرمایهداری اینها،
مرزی باریک با سرمایهداری متفرعنانهی اشراف اقتصادی دارد و آن عبارت از
«17 رکعت نماز» است: «سرمایهداری+17 رکعت». و همین 17رکعت است که زبان
خیلیها را میبندد تا هیچ تعرضی به ساحتشان نشود.
همهی
این گونهها، در یک نقطه مشترکاند و آن اینکه؛ همواره برای پنهان نگهداشتن
پدیدهی ظالمانهی اشرافیت از دیدگان، ابزار و اسباب رنگارنگ را
به خدمت میگیرند و با هیاهو و فضاسازیِ
روانی، خود را از موضوعیت انداخته و عناصری در ردیف باقی جماعت نشان میدهند. خود را همیشه در حاشیهها
جای میدهند تا متن را مدیریت کنند. ترجیح میدهند در گوشه و کنار مملکت بپلکند و مردم را
با دعواهای مبتذل روزمره تنها بگذارند. به وقتش، اما با صحنهآرایی
و فراخوانِ اصحاب، راهبری اجتماعی و سیاسی هم میکنند.
هنگام صحبت، چنان خود را به کوچهی
علی چپ مینند که هر آدمِ سادهدلی را متقاعد میکنند
که اصولآً پدیدهای به نام «اشرافیت» و
کسانی به نام «اَشراف» وجود ندارند و اینها
ساختهی ذهنِ بیمارِ عدهای
معلومالحالِ ضد رفاهِ فقرپرورِ مخالفِ توسعه
و باجگیر است! اشرافیت، دروغ بزرگی است که حسودهای بیبهره
از علم اقتصاد رایج کردهاند.
برای دریافت بهتر آفتهای
ریشهدار اشرافیت، بار دیگر مثالی را که در ابتدا آوردم مرور کنید تا
تفاوتها را دریابید. این فرد و امثالش، سالها به وکالت از مردم
قانونگذاری کرده و سالیان درازی نیز در مناصب مختلف حاکمیتی حضور داشته
است. اینها، احیاگر جریان پلیدی به نام اشرافیت شدند که با قیام 57 به
پدیدهای ظالمانه و شیطانی تبدیل شده بود. امروز، این عده با
فروکاستن اشرافیت به مرتب بودن سر و صورت و تمیز بودن لباس، ضمن ارائهی چهرهی
موجّه از خود، توده را نیز به همآوایی با
خود متمایل میکنند. قطعاً هر که چنین تعریفی
از اشرافیت را بشنود، حق را به اشراف میدهد؛
تو گویی امام حسین(ع) یزید را کشته!
اشراف، مانع از دیده
شدن واقعیات جامعه میشوند. اینکه همیشه در
همهی عرصهها
لَنگ میزنیم، معلولِ حضورِ هدفمند
اشراف در ساحتِ تصمیمگیریها
و تصمیمسازیهاست.
آنها، به هیچ روی پای سندی را امضاء نمیکنند
که خود و منافعشان را به رسمیت نشناسد. و با
وجود این دسته، انتظار برپایی عدالتِ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی،
سرابی بیش نیست؛ ریشهی اشراف، به قدری
قدرتمند است که هر رویندهای را جوانمرگ میکند. پس آنها که دلشان
به حال عدالت میسوزد، «اشراف» را دریابند.
سازمان استاندارد مجوز شمارهگذاري وانت پيكان را ابلاغ كرد در تاريخ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390
روز گذشته نيز
قائممقام ايران خودرو تبريز با اعلام توقف كامل فعاليتهاي اين كارخانه،
از پيگيري معاون پارلماني رييسجمهوري براي حل مشكل و ارسال نامه
استمدادخواهي به رييسجمهوري براي ملزم ساختن پليس به اجراي مصوبه هيات
دولت در خصوص ادامه شمارهگذاري وانت پيكان خبر داده بود.
سازمان
ملي استاندارد امروز مجوز شمارهگذاري وانت پيكان را تا پايان امسال به
پليس راهور ناجا ابلاغ كرد.
سيد حسين هاشمي - رئيس
كميسيون صنايع ومعادن مجلس، با اعلام خبر بالا به خبرنگار ايسنا گفت:
درجلسه امروز رسيدگي به وضعيت وانت پيكان كه در كميسيون صنايع و معادن مجلس
شوراي اسلامي برگزار شد، توضيحاتي از سوي مدير عامل ايران خودرو، رييس
پليس راهور ناجا و رييس سازمان ملي استاندارد در اين خصوص داده شد و سپس
اعضاي اين كميسيون نظرات خود درباره شماره گذاري وانت پيكان ارائه كردند.
به گفته وي، در اين جلسه كه
ميرتاجالديني - معاون پارلماني رييس جمهور، مهدي غضنفري - وزير صنعت، معدن
و تجارت، و معاونان وي، اسكندر مومني - رييس پليس راهور ناجا، جواد نجم
الدين - مدير عامل گروه ايران خودرو، و اعضاي كميسيون صنايع و معادن مجلس
شوراي اسلامي حضور داشتند، اعلام شد كه باتوجه به گزارشهاي داده شده از
سوي شركت ايران خودرو محصول وانت پيكان تاكنون 16 استاندارد را پاس كرده،
17 استاندارد را انجام داده كه در حال پياده سازي است و با توجه به اين كه
استانداردهاي وانت 36 آيتم است، سه استاندارد باقي مانده را نيز در سال
آينده (1391) دريافت خواهد كرد.
هاشمي ادامه داد: بر همين اساس و
با توجه به اينكه مسوولان راهور ناجا پيش از اين عنوان كرده بودند كه
سازمان ملي استاندارد بايد صراحتا شمارهگذاري وانت پيكان را به اين نيرو
ابلاغ كند، نظامالدين برزگري، رييس اين سازمان در جلسهي امروز مجوز شماره
گذاري وانت پيكان را تا پايان امسال به پليس راهور ناجا ابلاغ كرد.
به گزارش ايسنا، داستان وانت
پيكان از آنجا آغاز شد كه سازمان استاندارد، ارديبهشت امسال اعلام كرد كه
اين خودرو به دليل نداشتن استانداردهاي 51گانه از ابتداي مهرماه نبايد
شمارهگذاري شود و پليس ناجا هم با همين عنوان از ابتداي مهرماه
شمارهگذاري وانت پيكان را متوقف كرد. بعد از مباحث مطرح شده درخصوص تعطيلي
خط توليد وانت پيكان در تبريز و تبعات اجتماعي و اقتصادي آن، در نهايت
هيات دولت در اواخر آبانماه با ادامه توليد آن تا پايان امسال موافقت كرد و
تداوم توليد اين خودرو بعد از پايان مهلت مقرر را منوط به رعايت
استانداردهاي موردنظر سازمان ملي استاندارد دانست. به فاصله كمي بعد از آن
سازمان ملي استاندارد نيز با ارسال نامهاي به پليس ناجا ادامه توليد اين
خودرو را تا پايان امسال بدون مشكل دانست و از پليس راهور خواست كه
شمارهگذاري اين خودرو را از سر گيرد. اوايل آذر نيز وزارت صنعت، معدن و
تجارت در نامهاي به نقل از دبير كارگروه حمايت از توليد خطاب به پليس ناجا
از اين نهاد خواست كه شمارهگذاري وانت پيكان را از سر گيرد، ولي پليس
راهور تاكنون از اين كار امتناع ميكرد.
روز گذشته نيز قائممقام ايران
خودرو تبريز با اعلام توقف كامل فعاليتهاي اين كارخانه، از پيگيري معاون
پارلماني رييسجمهوري براي حل مشكل و ارسال نامه استمدادخواهي به
رييسجمهوري براي ملزم ساختن پليس به اجراي مصوبه هيات دولت در خصوص ادامه
شمارهگذاري وانت پيكان خبر داده بود.
به گفته غلامرضا صادقيان، با
تعطيلي اين كارخانه 1500 كارگر شاغل در خطوط مونتاژ وانت پيكان بيكار شدند و
علاوه بر آن ده ها هزار نفر نيز در بخشهاي لجستيك، حمل و نقل و قطعهسازي
وانت پيكان فعال هستند كه با توقف فعاليت كارخانه مونتاژ، فعاليت آنها
نيز متوقف خواهد شد.
وي اظهار كرده كه معاونت پارلماني
محترم رييسجمهوري شخصا پيگير حل اين مشكل بودهاند و در نهايت هفته
گذشته نامهاي جهت استمدادطلبي از رييسجمهوري براي ملزم ساختن پليس به
اجراي مصوبه هيات دولت در زمينه آغاز شمارهگذاري وانت پيكان به
رياستجمهوري ارسال شد.
در همين راستا نمايندگان كميسيون
صنايع و معادن مجلس از وزير صنعت، معدن و تجارت و مسئولان نيروي انتظامي
خواسته بودند كه امروز سهشنبه 29 آذر با حضور در خانه ملت در مورد مشكلات
شمارهگذاري خودروهاي وانت ايران خودرو پاسخگوي سوالات آنان باشند.
اسامی ۷۹ نماینده امضا کننده طرح سوال از رئیسجمهور/8 نماینده نماینده امضاء کننده از آذربایجان شرقی در تاريخ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390
طرح سوال از رئیسجمهور بار دیگر با 79
امضا تقدیم رئیس مجلس شد.
علی مطهری در گفتوگو با خبرآنلاین با
بیان اینکه طرح سوال از رئیس جمهور را با 79 امضا تحویل علی لاریجانی داده
است، گفت: ایشان همان زمان دستور ارجاع این طرح را به کمیسیونها دادند و
بنا شد که آقای سبحانینیا عضو هیات رئیسه مجلس نیز در مصاحبهای این موضوع
را به اطلاع رسانهها برساند.
او پیش از این اعلام کرده بود که امضا
کنندگان این طرح با یکدیگر هم قسم شدهاند تا آن را به سرانجام برسد.
اسامی نهایی امضاکنندگان سئوال از رئیس
جمهور به ترتیب حروف الفبا، به قرار زیر است:
1 اخوان-بهمن
2 اسدی-یونس
3 اسلامی پناه-علی
4 اسماعیلی-غفار
5 اکبرنژاد-شکور
6 اکرمی-سیدرضا
7 امیری-حسین
8 انصاری-جمشید
9 اولیاء-علی اکبر
10 بختیاری-محمد تقی
11 برنا-سیروس
12 بنایی-علی
13 پرتوی-محمدعلی
14 پزشکیان-مسعود
15 پور فاطمی-سید محمد مهدی
16 پولادی-شاپور
17 تامینی-حسن
18 ترابی-نصرالله
19 ثروتی-موسی الرضا
20 جعفرزاده-سلیمان
21 جلالی-کاظم
22 جمشیدزهی-عبدالعزیز
23 حسینی-سید عماد
24 حسینی-سیدشریف
25 حسینی-سیدعلی
26 حیدرپور- عوض
27 حیدری-فخرالدین
28 حیدری دستنایی-نورالله
29 خباز-محمدرضا
30 دستغیب-سید احمدرضا فرزند(سید
فخرالدین)
31 دلاور-محمد علی
32 دهدشتی-سیدحسین
33 رجایی-عباس
34 رحیمی-امین حسین
35 رضاحسینی-مصطفی
36 رهبر-محمدتقی
37 زمانی-سید جواد
38 سازدار-سیروس
39 سقائی-محمد
40 شعبانی-محمدرضا
41 شهریاری-محمدمهدی
42 ضابطی-محمد
43 طاهرخانی-امیر
44 طباطبایی نژاد-سید مصطفی
45 عباسپور تهرانی فرد-علی
46 علیخانی-قدرت الله
47 فدایی-صمد
48 فرج زاده-محمد امین
49 فروزش-پیمان
50 فلاحت پیشه- حشمت الله
51 قاضی پور-نادر
52 قنبری-داریوش
53 کاتوزیان-حمیدرضا
54 کرمی-عبدالجبار
55 کریمی-محمدعلی
56 کعبی-عبدالله
57 کمالیان-نصرالله
58 کواکبیان-مصطفی
59 کیخا-احمدعلی
60 لاهوتی-مهرداد
61 محجوب-علی رضا
62 محسنی ثانی-محمد رضا
63 محسنی بندپی-انوشیروان
64 محمدی-اقبال
65 محمودزاده-جلال
66 مسعودی ریحان-غلام حسین
67 مصباحی مقدم-غلام رضا
68 مطهری-علی (تهران)
69 مطهری-علی (شبستر)
70 مقیمی-محمدحسین
71 موسوی-سیدفاضل
72 میرزایی-علی
73 نریمان-محسن
74 نصیرپور-مجید
75 نصیری قیداری- سعدالله
76 نظری مهر-محمد جواد
77 نورا-عباس علی
78 هاشمی-سید حسین
79 یوسف نژاد-علی اصغر
از میان 79 نماینده امضا کننده طرح
سوال از رئیس جمهور، 26 نفر از اعضای فراکسیون اقلیت هستند. البته نام
محمدرضا تابش دبیرکل این فراکسیون، در میان امضا کنندگان طرح سوال از رئیس
جمهور دیده نمی شود. هیچ یک از اعضای هیات رئیسه مجلس و هیات رئیسه
فراکسیون اصولگرایان نیز این طرح را امضا نکرده اند.
تکرار حرکت زشت پشت دروازه در تبریز در تاريخ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390
بازیکن تیم داماش
گیلان حرکت ناشایستی که پیش از این دو بازیکن تیم شاهین بوشهر در تبریز
انجام داده بودند را تکرار کرد.
به گزارش مهر، در جریان دیدار تیمهای
شهرداری تبریز و داماش گیلان که دقایقی قبل با تساوی بدون گل دو تیم به
پایان رسید، علیرضا جهانبخش بازیکن نیمکت نشین تیم داماش گیلان هنگام گرم
کردن بدن خود جهت قضای حاجت به کنار زمین رفت و عملی را که پیش از این دو
بازیکن تیم شاهین بوشهر در تبریز انجام داده بودند را تکرار کرد.
به گفته شاهدان، یکی از عوامل تیم داماش این بازیکن را
به ضلع جنوبی ورزشگاه هدایت کرده و از او خواسته بود که کارش را در آنجا
انجام دهد!
گویا تذکر عکاسان و تصویربرداران پشت دروازه تیم داماش
گیلان نیز، به این کار بازیکن داماش تاثیری نداشته و این بازیکن که از
دقیقه 83 وارد زمین مسابقه شده بود بدون توجه به تذکر عکاسان کار خود را
انجام داد.
ورود دستگاه قضايي به موضوع «سگكشيهاي بيرحمانه» در تبريز در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390
در پي انتشار اخباري مبني بر كشتن سگهاي
ولگرد به طرز غير اصولي، دادستان عمومي و انقلاب تبريز با دستور رييس كل
دادگستري استان آذربايجان شرقي مامور بررسي اين موضوع شد.
به گزارش روابط عمومی دادگستری آذربایجان شرقی، در جلسه شوراي معاونان
دادگستري استان آذربايجان شرقي در خصوص درج خبر استمداد برخي تشکلهاي
مردمنهاد از مسئولان تبريز در يکي از روزنامههاي محلي در مورد «کشتن
سگهاي ولگرد به طرز غير اصولي»، با دستور حجتالاسلام شريفي ـ رييس كل
دادگستري آذربايجان شرقي ـ مقرر شد دادستان عمومي و انقلاب تبريز موضوع را
بررسي كند و در صورت قصور مسئولان سازمانهاي ذيربط يا اشخاص حقيقي و
حقوقي، برخورد قانوني لازم به عمل آيد.
دادستان عمومي و انقلاب تبريز در اين زمينه
تصريح كرد: نظر به اينکه کنترل جمعيت سگها با تعيين راهکارهاي مناسب ضروري
است لذا بر اساس دستورالعمل کنترل جمعيت سگهاي ولگرد، شهرداريها مکلفند
نسبت به کنترل و جمعآوري اين سگها در راستاي پيشگيري از انتقال
بيماريهاي مشترک بين حيوان و انسان و سالمسازي محيط جامعه اقدام كنند.
موسي خليلاللهي با بيان اينکه در کنترل و
جمعآوري سگهاي ولگرد رعايت مقررات و دستوالعمل مربوطه ضروري است، تاکيد
كرد: رييس کل دادگستري آذربايجان شرقي موضوع را براي رسيدگي به دادستاني
عمومي و انقلاب تبريز محول كرده است و دادستاني از باب وظيفه مدعيالعموم و
حفظ حقوق جامعه موضوع را همهجانبه بررسي و اقدام قانوني معمول و
عندالاقتضا جهت تنوير افکار عمومي نيز اطلاعرساني خواهد شد.
اروندین دیبینده غواص اولیدوخ - یارالی غواصا یولداش اولیدوخ در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390
مزار علامه امینی در نجف در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390
عبدالحسین امینی ملقب به علامه امینی (متولد: ۱۳۲۰ هجری قمری در تبریز واقع
در آذربایجان، وفات: ۲۸ ربیع الثانی ۱۳۹۰ هجری قمری یا ۱۲ تیر ۱۳۴۹ شمسی
در تهران که در نجف مدفون شد.)، از روحانیون بنام شیعه و نویسنده کتاب
الغدیر. آثارایشان عبارتند از : الغدیر تفسیر فاتحه
الکتاب شهداء الفضیلة سیرتنا وسنتنا ثمرات الأسفار ریاض الأنس المقاصد
العلیة کامل الزیارات سیـره نبینا اعلام الانام فـی معرفة الملک رساله
در علـم درایه رساله در نیت فرستنده : محسن دارائی باف از مشهد مقدس
جزئیات حادثه مرگ دانشجوی دکتری دانشگاه تربیت معلم آذربایجان در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390
در مصاحبه حجت الاسلام
عباسپور با عصر مبارزه عنوان شد:جزئیات حادثه مرگ دانشجوی دکتری
دانشگاه تربیت معلم آذربایجان حجت
الاسلام عمران عباسپور، مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم در دانشگاه تربیت
معلم آذربایجان در مصاحبه با خبرنگار عصر مبارزه، جزئیات درگذشت فاطمه
ویسی، دانشجوی دکتری این دانشگاه را تشریح کرد. حجت الاسلام عباسپور گفت:
حدود ساعت 11:30 روز شنبه 20 آذرماه اولین نشانه های مسمومیت در خانم فاطمه
ویسی دانشجوی ورودی سال 90 دانشگاه درمقطع دکتری ریاضی در محل خوابگاه
دخترانه الزهرا در داخل سایت اصلی دانشگاه ظاهر می شود و علی رغم اینکه
تلاشهای زیادی برای بازگرداندن سلامت وی صورت گرفت وی حدود 9 ساعت بعد یعنی
حوالی ساعت 8:30 صبح روز یکشنبه 21 آذرماه، دار فانی را وداع گفت. حجت
الاسلام عباسپور ادامه داد: بلافاصله پس از فوت مرحوم فاطمه ویسی، مسئولان
دانشگاه از این اتفاق باخبر شده و به بررسی علل درگذشت وی پرداختند. عباسپور
افزود: از ابتدای زمانی که وضعیت جسمانی خانم ویسی نامساعد می شود تا لحظه
فوت ایشان، خانم مریم سلیمانی که هم رشته ای خانم ویسی هستند همراه ایشان
بودند و به همین خاطر بلافاصله پس از دریافت خبر درگذشت خانم ویسی، بنده و
جناب آقای دکتر اکرمی رییس دانشگاه از خانم سلیمانی دعوت کرده و در جلسه ای
خصوصی که حوالی ساعت 11 صبح روز یکشنبه برگزار شد گزارش ایشان را از
اتفاقات رخ داده شنیدیم. عباسپور سپس به نقل توضیحات مریم سلیمانی از
واقعه پرداخته و گفت: شب یکشنبه خانم سلیمانی از مسافرت شهرستان به خوابگاه
آمد و همراه با خانم ویسی و سایر هم اتاقیها شامی را که بخشی از آن را
خودشان تهیه کرده و بخشی نیز از شام غذاخوری دانشگاه بود به صورت جمعی صرف
کردند و سپس خانم ویسی که خود را برای امتحان کلاسی روز دوشنبه آماده می
کرد کاملاً سر حال و سر زنده به سالن مطالعه خوابگاه رفته و مشغول مطالعه
شد تا اینکه حوالی ساعت 23 برای استراحت و صرف چایی همراه دوستان و هم
اتاقیهایش به اتاق یکی از دوستان می روند. مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم
رهبری در دانشگاه تربیت معلم آذربایجان ادامه داد: هنگام صرف چای و حوالی
ساعت 23:30 روز شنبه بود که ناگهان حال خانم ویسی بد شده و حالت تهوع پیدا
می کند. به همین خاطر خانم سلیمانی به سرپرستی مراجعه کرده و بد شدن حال
خانم ویسی را به ایشان اطلاع می دهد. پس از اینکه سرپرست وضعیت خانم ویسی
را مشاهده میکند از وی می خواهد که خود را برای مراجعه به پزشک آماده کند
اما خانم ویسی امتناع ورزیده و با حال خنده می گوید بنده حالم بد نیست و با
خواب و استراحت مشکلم برطرف می شود. عباسپور گفت: بعد از امتناع خانم
ویسی، هم اتاقیهای او و سرپرست خوابگاه به اجبار او را آماده اعزام به
آذرشهر می کنند و خانم ویسی از طریق شیفت شب به مرکز دارالشفای آذرشهر
انتقال داده می شود. کادر مرکز دارالشفا نیز به تصور اینکه خانم ویسی دچار
مسمومیت غذایی شده اند به وی سرم تزریق می کنند اما با مشاهده تداوم روند
کاهشی فشار خانم ویسی، وی را به بیمارستان شهرستان آذرشهر انتقال می دهند. حجت
الاسلام عباسپور ادامه داد: در بیمارستان آذرشهر نیز آزمایشاتی روی خانم
ویسی صورت گرفت و تیم پزشکی تشخیص داد که خانم ویسی مسموم شده است، به همین
خاطر همانجا عملیات شستشوی معده روی ایشان انجام می گیرد اما وقتی بهبود و
پیشرفتی در وضعیت سلامت خانم ویسی مشاهده نمی شود او را حوالی ساعت 3 الی
سه و نیم شب به تبریز اعزام می کنند. عباسپور گفت: در بیمارستان سینای
تبریز هم همه تلاشها برای احیای خانم ویسی به کار گرفته میشود اما این
تلاشها و مراقبتها روی ایشان اثری نگذاشته و حوالی 8:30 صبح خانم فاطمه
ویسی درگذشت. حجت الاسلام عباسپور سپس در پاسخ به سوال خبرنگار در مورد
عکس العملهای دانشجویان نسبت به درگذشت خانم ویسی گفت: روز بعد از درگذشت
خانم ویسی حدود 100 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه که نسبت به
درگذشت هم دانشگاهی خود متاثر بودند در روبروی ساختمان گروه ریاضی دانشگاه و
حدود 300 نفر از دانشجویان کارشناسی هم در آمفی تئاتر دانشکده علوم جمع
شده بودند. عباسپور گفت: البته این جمع شدن دانشجویان برای هیچگونه تحصن یا
تجمع اعتراضی ای نبوده است بلکه آنها چون در روند کار نبوده اند و از شرح
ماجرا مطلع نبودند سوالات و ابهاماتی داشتند اما عده ای نیز قصد سوء
استفاده از این فضا را داشتند. عباسپور گفت: ما برای اینکه جلوی هرگونه سوء
استفاده افراد مغرض را بگیریم خودمان از تشکیل جلسه در آمفی تئاتر استقبال
کردیم و در آمفی تئاتر هم ما اعتراض خاصی از دانشجویان ندیدیم، البته در
جلسه ای که بعد از جلسه آمفی تئاتری اختصاصاً با دانشجویان تحصیلات تکمیلی
برگزار شد آنها تصور می کردند که اگر آمبولانس در دانشگاه بود می شد از
درگذشت خانم ویسی پیشگیری نمود، که در آن جلسه نظر تخصصی پزشکی برایشان
تشریح شد که بود و نبود آمبولانس در آن شب هیچ تاثیری در پیشگیری از حادثه
نداشت، به این خاطر که زمانی که مرحوم ویسی از دانشگاه به آذرشهر انتقال
داده شد وضعیت اورژانسی و نامساعدی نداشته و حتی گاهاً می خندید و به همین
خاطر حتی در مرکز دارالشفا هم تصور کرده بودند که مسمومیت وی غذایی و ساده
بوده است. عباسپور گفت: البته در مورد اینکه دقیقاً مسمومیت ایشان در
اثر مصرف چه دارویی بوده است فعلاً روشن نیست و باید منتظر نظر نهایی پزشکی
قانونی بود. وی در مورد عدم موافقت خانواده خانم ویسی با کالبدشکافی نیز
گفت: دادستانی تبریز اجازه تحویل جنازه به خانواده مرحوم ویسی را پیش از
مشخص شدن علت دقیق فوت ایشان نداد و به همین خاطر امروز پزشکی قانونی تبریز
عملیات کالبدشکافی را روی ایشان انجام داده است و قرار است به زودی نتیجه
این عملیات اعلام شود. همچنین حجت الاسلام عباسپور از تصویب افزایش
ساعات کاری آمبولانس دانشگاه از ساعات اداری به 24 ساعت و همراه با یک نفر
پزشک در هیئت رییسه دانشگاه خبر داد و گفت: از همین امروز آمبولانس دانشگاه
به صورت 24 ساعته در محوطه دانشگاه و نزدیک خوابگاهها آماده کار است. عباسپور
در پاسخ به سوال خبرنگار درمورد اینکه آیا نمیشد با اطلاع رسانی زودتر،
جلوی ایجاد هرگونه ابهام و ترویج هرگونه شایعه در مورد علت حادثه را گرفت
تا مثلاً افرادی فرصت پیدا نمی کردند که به دانشجویان پیامک بفرستند که علت
مرگ خانم ویسی کمکاری سرپرستی خوابگاه الزهرا یا نبود آمبولانس بوده است
گفت: ما تصور نمی کردیم که چنین سوالاتی برای دانشجویان ایجاد شود و کسی
اعتراضی داشته باشد، و حتی بعداً هم دیدیم که قاطبه دانشجویان اعتراضی نسبت
به مسئله نداشتند و حداکثر سوالاتی داشتند که ما به محض اینکه احساس کردیم
دانشجویان در این زمینه سوال و ابهام دارند ترتیب جلسه پرسش و پاسخ را
دادیم. عباسپور همچنین در مورد چرایی اینکه علی رغم و نیز انتشار خبر حل
و فصل شدن ماجرا و رفع سوالات دانشجویان، پس از آن باز هم برخی سایتها
اقدام به انتشار خبر کذبی در مورد تحصن دانشجویان و نیز علت مرگ خانم ویسی
نمودند گفت: سی سال است که اینگونه اتفاقات برای ما عادی شده است و ما یاد
گرفته ایم که از دشمن نباید انتظار دوستی داشته باشیم و میبینیم که آنها
از همه امکانات و ابزارها برای وارونه جلوه دادن اوضاع ایران استفاده می
کنند. عباسپور گفت: آخرین مثال این عناد دشمنان ماجرای هواپیمای جاسوسی
آمریکا بود که دیدیم علی رغم روشن بودن مسئله، دشمنان سعی می کنند با سخنان
متناقض سعی می کنند موفقیت جمهوری اسلامی را انکار کنند و یکبار می گویند
هواپیمایی درکار نبوده است، یکبار می گویند هواپیما منفجر شده و چیزی از آن
به جا نمانده است و بار دیگر می گویند جمهوری اسلامی ماکت هواپیما را
نمایش داده است. عباسپور گفت ما در فتنه 88 هم وارونه نمایی حقایق را از
طرف دشمنان کشور دیدیم و انتظار دیگری هم از آنان نداریم، ضمن اینکه این
مسئله نشانه دیگری بود برای ما که دقت کنیم و متوجه باشیم که توطئه، توهم
نیست. مسئول نهاد نمایندگی دانشگاه تربیت معلم آذربایجان گفت: البته
الحمدالله قاطبه دانشویان دانشگاه به شایعه پراکنیها و شیطنت های معاندان
جواب منفی دادند و مسئله بدون هیچ مشکلی حل شد. گفتنی است دانشگاه تربیت
معلم آذربایجان با حدود 8000 دانشجو، دومین دانشگاه بزرگ دولتی استان
آذربایجان شرقی محسوب شده و در فاصله 35 کیلیومتری از شهر تبریز و 5
کیلومتری از شهر آذرشهر قرار دارد/.
سانحه در فرودگاه تبریز/ شانس با ایرباس 320 «آتا» یار بود در تاريخ سه شنبه بیست و دوم آذر 1390
به گزارش خبرنگار اجتماعی قاصد ،
مسافران پرواز 5218 مشهد به تبریز شرکت هواپیمایی آتا که حوالی ساعت 2:30
با تاخیر از مشهد وارد فرودگاه تبریز شده بود، نمی دانستند ممکن است تا
دقایقی دیگر با شوکی در نیمه شب مواجه شوند و نه از سرما که از ترس بر خود
بلرزند. ایرباس 320 این شرکت که اخیرا وارد این ناوگان هواپیمایی
شده، به علت یخبندان و شاید دید کم ناشی از پرواز شبانه، ناگهان از محل دور
زدن خود لیز خورده و وارد محوطه خاکی شد که این موضوع باعث وحشت کارکنان
حاضر در فرودگاه و اعلام آماده باش شد.
شاید تنها چیزی که از بروز یک فاجعه هوایی دیگر در ایران جلوگیری کرده
سرعت کم هواپیما بوده است و مهارت خلبان؛ مهارتی که شاید تنها دلگرمی
مسافران در هنگام سوار شدن به هواپیماهای ایرانی باشد. 
این موضوع کاملا بدیهی است که در کشورهای پیشرفته نیز که بر
خلاف ایران تاخیر پرواز در آن ها تنها چند ثانیه است، به هنگام بارش برف و
مناسب نبودن شرایط جوی سلامت مسافران و هواپیما در اولویت قرار دارد اما
دلیل نمی شود که به خاطر هر شرایط جوی، پروازها باطل شوند یا مسافران
ساعتها در فرودگاه منتظر بمانند.
در حال حاضر هواپیمای ایرباس 320 آتا در حال چک های فنی بوده و بررسی این سانحه توسط کارشناسان ادامه دارد.
جوابیه روابط عمومی شهرداری تبریز برای خبر " سگ کشی بیرحمانه در تبریز! " در تاريخ سه شنبه بیست و دوم آذر 1390
مدیریت محترم وبلاگ اخبار تبریز
سلام علیکم
احتراما ضمن سپاس از همکاری های آن خبرگزاری در انعکاس اخبار مربوط به عملکرد و فعالیت های شهرداری تبریز ، نظر به درج مطلبی تحت عنوان "سگ کشی بیرحمانه در تبریز/ استمداد تشکل های مردم نهاد از مسئولان " در مورخه بیستم آذر ماه جاری ، توضیحات ذیل به عنوان جوابیه معاونت خدمات شهری و اجرایی شهرداری تبریز به حضور ارسال می گردد.
" ضرورت مبارزه با سگ های ولگرد در جامعه شهری"
از
معضل سگ های ولگرد به عنوان یکی از قدیمی ترین مشکلات خدمات شهری در زمینه
بهداشت شهری بخصوص کلانشهرها نام برده می شود. سگ های ولگرد علاوه بر پارس
کردن در نیمه های شب و سلب آرامش و آسایش مردم و حمله به شهروندان و خطر گازگرفتگی و ایجاد جو روانی، عامل سرایت بیش از هفت نوع بیماری مشترک انسان و حیوان ( زئوتوز) می باشندکه از مهمترین آنها می توان به بیماری هاری و کیست هیداتیک اشاره کرد که
ویروس هاری 100 درصد کشنده بوده و احتمال بهبودی انسان در صورت ابتلا به بیماری هاری تقریبا صفر است و در مورد کیست هیداتیک نیز که
عاملش انگل می باشد که سگ ها به عنوان میزبان واسط در چرخه زندگی انگل عمل
کرده و تخم انگل با مدفوع سگ در محیط پخش و از طریق سبزیجات وارد دستگاه
گوارشی انسان شده و باعث ضایعات و ایجاد کیست در بافت های داخلی بدن می شود
که این بیماری تنها با عمل جراحی قابل درمان است.
با
توجه به مطالب ذکر شده، مبارزه ، جمع آوری و دفع حیوانات بلاصاحب و مضر و
دارای امراض ساریه انسانی در شهرها بویژه سگ های ولگرد مطابق با بند 15
ماده 55 قانون شهرداری ها از وظایف ذاتی شهرداری ها و حوزه معاونت خدمات
شهری می باشد.
حوزه معاونت خدمات شهری و اجرایی شهرداری تبریز نیز از
این قاعده مستثنی نبوده و در راستای اجرای وظایف محوله قانونی در این خصوص
مطابق دستورالعمل ارسالی از سازمان شهرداری های وزارت کشور عمل می کند.
مطابق این دستورالعمل بطور صریح به زنده گیری سگ های ولگرد از سطح شهر و
شهرک های اقماری و انتقال به کارگاه عملیاتی و معدوم بروش مرگ با ترحم و
دفن لاشه اشاره شده است و شهرداری تبریز به عنوان دومین
کلانشهر بعد از شهر مشهد مقدس می باشد که طی سنوات گذشته این روش را عملی و اجرایی کرده و حتی برخی از مراکز استان ها مثل ارومیه و کرمان نیز
برای اجرای طرح زنده گیری و اتلاف به روش مرگ با ترحم از تجربیات این
معاونت بهره جسته اند و فعلا تنها شهری که برای زنده گیری از اسلحه بی هوشی
استفاده می شود تبریز است و در حال حاضر نیز استفاده از روش های قدیمی مثل
طعمه گذاری و تیراندازی علی الخصوص در کلانشهرها ممنوع بوده و باید روش
نوین جایگزین روش های سنتی شود هرچند که از روش تیراندازی هنوز هم در
بسیاری از شهرها استفاده می شود.
در این میان چند نفر تحت عنوان تشکل حامیان حیوانات ( حامیان طبیعت آذر) با اقدامات نا آگاهانه و خود سرانه علاوه بر تغذیه و ازدیاد سگ های ولگرد در حاشیه شهر و به هدر رفتن زحمات چندین ساله شهرداری با نشر اکاذیب و تهیه تصاویر غیر واقعی باعث تشویش اذهان عمومی و تخریب وجهه شهرداری شده و سعی در اثبات ادعاهای خویش دارند.
در
حالیکه اقدامات معاونت خدمات شهری و اجرایی شهرداری تبریز در این راستا
کاملا علمی و قانونی بوده و در آخرین جلسه کارگروه تخصصی کنترل جمعیت
حیوانات ناقل بیماری به انسان به ادامه روند اتلاف در شهر تبریز و شهرهای همجوار تاکید شده
است.
ضمنا
فرماندار محترم شهرستان تبریز نیز از صدور مجوز در این زمینه به علت
مغایرت فعالیت این گروه با وظایف ذاتی شهرداری، امتناع نموده فلذا فعالیت
تشکل فوق فاقد وجاهت قانونی می باشد و مرکز بهداشت تبریز و اداره کل
دامپزشکی و اداره محیط زیست به عنوان متولیان سلامت و بهداشت
جامعه وحفظ محیط زیست خواستار ادامه روند جمع آوری و اتلاف سگ های ولگرد
می باشند و بحث عقیم سازی و نگهداری سگ های ولگرد را به علت عدم وجود
زیرساخت های لازم عملی ندانسته و قانونی نمی دانند،
پس
آیا شایسته است که با توجه به سخنان احساسی و به ظاهر ترحم آمیز عده ای
سود جو اجازه داد تا بهداشت جامعه به مخاطره افتاده و سلامتی شهروندان عزیز
تهدید شود؟!
و باز آیا شایسته است به چنین افرادی اجازه داد تا با افکارشان باعث ترویج فرهنگ غربی شوند؟!
آیا صحیح است یک عده با افکار آرمان گرایانه خویش زحمات شهرداری در راه خدمت زسانی به شهروندان فهیم را بی اثر
نمایند؟!
عمادی
رئیس روابط عمومی و امور بین الملل
پسري كه خود را ربوده بود! در تبریز دستگیر شد در تاريخ دوشنبه بیست و یکم آذر 1390
فرمانده
انتظامي پارسآباد اظهارداشت: در كوتاهترين زمان ممكن مبدا ارسال
پيامهاي كوتاه آدمربا در يكي از مسافرخانههاي شهرستان تبريز شناسايي كه
اكيپي از پليس به محل عزيمت و پسر متخلف را كه با هويت جعلي در اين
مسافرخانه بيتوته كرده بود، دستگير كنند.
پسري كه با طرح نقشه ربايش خود قصد اخاذي از خانوادهاش را داشت با اقدام ماموران انتظامي پارسآباد به دام افتاد. به
گزارش ايسنا سرهنگ صياد درويشي گفت: به دنبال وصول يك مورد آدمربايي و
درخواست مبلغ 20 ميليون تومان از خانواده فرد ربوده شده به مركز فوريتهاي
پليسي 110 ماموران انتظامي اين شهرستان اقدامات گستردهاي را براي دستگيري
آدمربايان آغاز كردند. وي افزود: در بررسيهاي بيشتر و اقدامات
تخصصي پليس مشخص شد جوان 17 ساله كه قصد خروج از كشور به صورت غير قانوني
را داشته با طرح نقشه آدمربايي قصد اخاذي از خانوادهاش را دارد.
فرمانده
انتظامي پارسآباد اظهارداشت: در كوتاهترين زمان ممكن مبدا ارسال
پيامهاي كوتاه آدمربا در يكي از مسافرخانههاي شهرستان تبريز شناسايي كه
اكيپي از پليس به محل عزيمت و پسر متخلف را كه با هويت جعلي در اين
مسافرخانه بيتوته كرده بود، دستگير كنند.
درويشي تصريح كرد: فرد به
ظاهر ربودهشده در تحقيقات به پليس گفت كه با خريد يك قبضه اسلحه كمري و
تعدادي فشنگ قلابي و طرح نقشه ربايش قصد داشتم از خانوادهام اخاذي كرده تا
به نزد يكي از دوستانم در تركيه بروم كه با اقدام پليس قبل از عملي ساختن
نقشهام به دام افتادم. وي به خانوادهها توصيه كرد: رفتار فرزندان
خود را دقيقاً كنترل و در صورت مشاهده هر نوع مشكل مراتب را از طريق
مشاوران و مددكاران اجتماعي مرتفع تا از بروز مشكلات حاد پيشگيري شود.
به مناسبت 21 آذر؛ پیشه وری از آزادی خواهی تا تجزیه طلبی در تاريخ دوشنبه بیست و یکم آذر 1390
نوشته: "یاشار-ق"
پیشه وری از آزادی خواهی تا تجزیه طلبی
میر
جعفر پیشه وری، مانند همه ریاکاران تاریخ دو رو داشت، رویه ای موجّه قبل
از حاکمیت فرقه دمکرات آذربایجان، که خود را با روزنامه ی" آژیر"و "حزب
دمکرات ایران" و "روزنامه آذربایجان جزء لاینفک ایران" معرفی کرد و اندیشه
های آزادی خواهانه و وطن پرستانه از خود نمایش داد.
اما
دوران ِ پس از آن، هفده ماه پر دغدغه و نفس گیر برای ایران بود، دورانی که
معمولن پیشه وری با آن شناخته می گردد. این هفده ماه، زمان اقتدار اوست که
پرچم، پول و زبان رسمی را تغییر داد و ارتش جداگانه ساخت و سازکار جدا از
ایران تشکیل داد. و همان فرد آزادی خواه و موجه دیروزین، یک سال بعد گفت :
«آذربایجان
ترجیح می دهد به جای اینکه با بقیه ایران به شکل هندوستان اسیر درآید،
برای خود ایرانی آزاد باشد» و «چنانچه تهران راه ارتجاع را انتخاب کند،
خداحافظ. راه در پیش. بدون آذربایجان به راه خود ادامه دهد اینست آخرین حرف
ما»
گوینده
این سخنان کسی نبود جز پیشه وری، همان کسی که یکسال قبل، به میان کشیدن
«پای همسایگان را در مبارزه اجتماعی و داخلی...، از اسم آنها سوء استفاده
کردن ...» را خیانت دانسته و به سید ضیاء، حمله می کرد که چرا می خواهد با
«شعار های تاریک»، «وحدت و یگانگی ملی» را متزلزل کند. همین فرد از ضرورت
تشکیل دولت مقتدر ملی سخن می گفت و می خواست با «مشت محکم» دهان کسانی را
که به دنبال راه انداختن «نزاع ترک و فارس» بودند ببندد. از «ارتجاع بین
المللی» می گفت که از «وحدت ملت ایران خوشش نمی آید و سعی می کند در پیکر
ایران دولت های کوچک کوچک به وجود بیاورد»......
بهرروی
پیشه وری که در روز 21 آذر 1324 با حمایت ارتش شوروی در تبریز اعلام
موجودیت کرد با پیشه وری آزادیخواه و آرمان خواه که در فقر و تهیدستی می
زیست و دارای باورهای ملی و در جهت حاکمیت ملی مقتدر بود، یکسان نبود.!
سرنوشت او نیز مانند زندگی پر رنجش، تلخ بود و می توان آنرا تاوان وطن
فروشی و اعتماد به همسایه کمونیست شمالی و پشت کردن به کشورش، ایران دانست.
مرگ او نیز تلخ تر از زندگی پر فراز و نشیبش بود. هر چند اسناد فرقه
هیچگاه از سوی رژیم شوروی و روسیه کنونی فاش نشد، اما ظاهرن مرگ او طیّ
تصادفی بوده است، اگر مانند بسیاری از اعضای آواره و متواری فرقه ی دمکرات،
سر از اردوگاه های سیبری در نیاورده باشد.
اکنون
پیشه وری های معاصر، بی توجه به سرنوشت او، تنها به ۱۷ ماهه او می
اندیشند، نه به دوران پیش از ۱۷ ماه و نه به دوران پس از آن، به هیچ
کدام، عنایتی ندارند. دورانی که در آن سالهای سخت، پیشه وری از کرده ی خود،
بمانند سلف خود "محمد امین رسولزاده"** پشیمان بود و سرنوشتش را حاصل پشت
کردن به ملت ایران دانسته بود. پیشه وری های کنونی همان راه را می روند!
* موارد داخل گیومه «» مطابق مراجع و منابع تاریخی، از پیشه وری نقل شده است.
**
نامه ی رسولزاده به حسن تقی زاده نشان دهنده پشیمانی از کرده پیشین خویش
است. هر چند به این نامه از سوی دولت وقت ایران وقعی نهاده نشد.
تماشاگرنماهای تبریزی و بلند کردن پرچم مخالفین نظام سوریه در استادیوم در تاريخ یکشنبه بیستم آذر 1390
در بازی روز جمعه تراکتورسازی و مس سرچشمه، عده ای از تماشاگرنماها با بلند کردن پرچم مخالفین نظام سوریه و همچنین آتش زدن عکس های بشار اسد در استادیوم، علناً از این جنبش آمریکایی حمایت کردند.
لزوم احداث مرکز تفریحات زمستانه در تبریز در تاريخ یکشنبه بیستم آذر 1390
منبع:تبریز شهر آرزوها
جذب توریست زمستانی تنها با احداث
مرکز تفریحات زمستانه در تبریز
آت اولاندا میدان اولماز میدان اولاندا آت اولماز!

تبریز دارای پتانسیل لازم برای تبدیل شدن به مرکز تفریحات زمستانه پیستهای اسکی تبریز مورد بی توجهی مسئولین استانی کلانشهر
تبریز بدلیل شرایط آب و هوائی کوهستانی و سرد سیر بودن میتواند به عنوان
مرکز تفریحات زمستانی در کشور و حتی منطقه مطرح باشد و با تجهیز پیستهای
اسکی موجود و تبدیل این پیستها به تفرجگاه زمستانی میتواند سیل عظیم
توریستهای زمستانی را از اقصی نقاط کشور و. حتی کشورهای همسایه به خود جذب
نماید 
ولی
متاسفانه مسئولین کم توجه ما کوچکترین توجهی به این گونه مراکز ندارند و
گویا اهداف بزرگ در ذهنشان وجود ندارد و تنها هدفشان ساخت سالنهای ورزشی
در اقصی نقاط استان میباشد! گویا
مسئولین امر از درآمد هنگفت توریسم زمستانی غافلند و اینکه کشورهای
کوهستانی جهان چطور از این پتانسیل خود استفاده کرده و با تبدیل آن منطقه
به مرکز بازیهای زمستانه و برگذاری مسابقات جهانی اسکی و فستیوالهای مختلف
هزاران توریست و میلیاردها درآمد عایدشان میشود. 
بطور
مثال شهر کوهستانی ارزروم ترکیه با وجود واقع شدن در نقطه انتهایی و مرزی
کشور ترکیه با ساخت یکی از مجهزترین پیستهای اسکی جهان و با ساخت یکی از
پیستهای استاندارد و مطرح جهانی و در کنار آن احداث دهکده تفریحات زمستانه
ارزروم شامل هتل 3و 4 و 5 ستاره و تله کابین و انواع پیستهای اسکی با
شیبهای مختلف و انواع رستورانهای سنتی و مدرن و کافی شاپ و.... در کنار آن
هم اکنون
این مجموعه به عنوان مرکز تفریحات زمستانه ترکیه و جهان مطرح میباشد و از
خود کشور ایران سالیانه چندین تور زمستانه اسکی به آنجا اعزام میشود و
نتیجه این استفاده صحیح از توانمندی ها توسعه روز افزون این شهر 700هزار
نفری شده است. ولی
مسئولین محترم ما از صنعت توریسم زمستانه غافل بوده اند.این در حالی است
که تبریز و کلا منطقه آذربایجان بهترین و مستعدترین منطقه در کشور قلمداد
میگردد که میتواند با ساخت و پیستهای متنوع و زیبا و تجهیز پیستهای فعلی
به مدرنترین امکانات روز دنیا و با احداث مرکز تفریحات زمستانه در تبریز
سیل عظیم مسافران زمستانی را به سوی شهر در ایام سرد سال سرازیر کنند که
نتیجه آن ارز آوری و افزایش رونق اقتصادی و توسعه فرهنگی میباشد .کای که
اکثر شهرهای کوهستانی اقدام به آن کرده اند
مشکل شهر و استان ما در این است که فکرهای کوتاه داریم و به فکر توسعه و تبدیل توانائی های بالقوه به توانائی های بالفعل نیستیم! با
وجود اینکه در تمام کشورهای توسعه یافته جهان توجه ویزه ای به پتانسیلهای
منطقه در تدوین اهداف آتی کشورشان میکنند ولی متاسفانه در کشور ما ایران
تدوین پروزه ها تنها بر اساس رابطه بازی و تبعیض بین شهرها و قومیتها مختلف
است و اگر نگاهی به بهترین پیستهای اسکی ایران بیاندازیم تنها چیزی که در
تعیین محل احداث این پیستها بدان توجهی نمیشود پتانسیل شهرها و توجه به
مناطق جغرافیایی است! از
میان 10 پیست اسکی برتر ایران ردیف یک تا 5 تنها مختص پایتخت و تهران
میباشد که به بهترین امکانات روز مجهز شده اند و این یعنی نهایت تبعیض! http://www.beytoote.com/iran/tafrihi/ski-iran.html و
در مابقی10 پیست اسکی برتر نیز طبق لینک زیر تنها دو پیست اسکی در منطقه
آذربایجان احداث شده اند که جالبتر این که پیست اسکی بین المللی سهند تبریز
دهمین و آخرین در این لیست معرفی شده است .این در حالی است که پیستهای
اسکی منطقه آذربایجان 10 ماه سال پوشیده از برفند و در 10 ماه سال قابل
استفاده هستند ولی پیستهای اسکی سایر استانهایی که دولت سرمایه گذاری
بیشتری بر توسعه ورزشهای زمستانی آنها کرده محدود به 5 یا 6 ماه سال میباشد
با
وجود اینکه در نزدیکی تبریز دو پیست اسکی سهند و پیام وجود دارند ولی هیچ
کدام از این دو پیست اسکی معتبر تبریز امکانات مناسب و استانداردهای لازم
را ندارند و با کمترین امکانات ممکن پذیرای اسکی بازان هستند که در شان و
جایگاه تبریز و آذربایجان نیست 1-پیست
اسکی سهند را باید در 39کیلومتری جنوب شرقی شهر تبریز ببینید که حدود 40
دقیقه از این شهر دورتر است.در حال حاضر دو بالابر تله اسکی به طول 1200متر
و دو دستگاه مبتدی به طول 100متر در این پیست وجود دارد و شما می توانید
در شش ماه از سال از برف های این پیست برای اسکی استفاده کنید.
این در حالی است
که پتانسیل های فراوانی در این پیست اسکی دیده میشود و عمق برف های پودری
این پیست گاهی تا 4متر می رسد اما با این حال، این پیست بهمن گیر نیست و
فضای مناسبی برای انجام هر گونه ورزش زمستانی دارد.
با این وجود باز هم مسئولین استانی از اختصاص کوچکترین امکانات که شامل راه
دسترسی مناسب است به شهروندان امتناع میورزند و راه دسترسی این پیست اسکی
همیشهخ پر برف بوده و در عین حال جزو باریکترین جاده های ساخته شده تاریخ
میباشد!
در این پیست اسکی امکانات رفاهی نیز در حداقلند و واقعا آدم از دیدن این گونه کم کاریها احساس یاس و ناامیدی میکند! 2-پیست اسکی پیام پيست
اسكي پيام كه در 40 کیلومتری جاده مرند واقع است يكي از جاذبههاي منحصر
به فرد براي جذب علاقهمندان به ورزشهاي زمستاني و طبيعتگردان است. پيست
اسكي پيام كه از قديميترين پيستهاي موجود در كشور است با توجه به
موقعيت مناسب اقليمي، زمستانهاي سرد و برفگير سالانه عده كثيري از
اسکی بازان را جذب ميكند.
متاسفانه
این پیست اسکی هم دست کمی از پیست اسکی سهند ندارد و بسنده کردن به کمترین
امکانات موجود توسط مسئولین موجب مطرح نبودن این پیست اسکی در کشور شده
است انتظار ما از
مسئولین امر شامل آقای دکتر بیگی استاندار محبوب استانمان و رئیس سازمان
تربیت بدنی استان آقای مهندس اسبقیان و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری
استان آقای محمدی این است که با وحدت و همدلی در راستای احداث مرکز
تفریحات زمستانه تبریز قدمهای مثبتی بردارند تا با ساخت و تجهیز بزرگترین
مرکز تفریحات زمستانه کشور علاوه بر جاری شدن سیل عظیم گردشگران زمستانه
به شهرمان محلی مناسب برای تفریحات زمستانه شهروندانمان احداث نموده و
مردم را از این کم روحیگی خارج نمائیم چرا
که علنا میبینیم تبریز در زمستان هیچ جای تفریحی ندارد و مردم در زمستان
برای گذراندن اوقات فراغت خود به خیابان گردی و پاساژ گردی روی می آورند که
این کمبود مکانهای تفریحی موجب بی روحیگی و نارضایتی در بین شهروندان
گشته که برای مسئولین امر میتواند نقطه ضعف بزرگی قلمداد گردد
مرکز تفریحات زمستانه تبریز میتواند محلی مناسب برای انواع تفریحات زمستانه ورزشی و غیر ورزشی باشد که شامل امکانات زیر باشد: 1-چندین پیست اسکی با شیبهای مختلف 2- هتل های یک تا 5 ستاره 3- مجموعه های ویلایی 4- سالن پاتیناژ(اسکی روی یخ) 5- تله کابین 6-رستوران سنتی و مدرن 7- کافی شاپ 8-صخره نوردی 9- تله اسکی و تله سیژ 10-کلاسهای آموزشی ورزشهای زمستانی 11- شهر بازی سرپوشیده 12-مراکز خرید جانبی 13-نمایشگاه آدم برفی ها 14-باشگاه تنیس و باشگاه تیر و کمان
15-بانجی جامپینگ
16-پینت بال
17-سوارکاری
18-سورتمه کاری
19-پارک آبی سرپوشیده
و.... انتظار ما از شخص آقای دکتر بیگی بسیار بیشتر از سایرین است
چرا که تا کنون نشان داده اند مرد عمل بوده اند و کارهایی زیر بنایی برای آذربایجان انجام داده اند بنده
به جرات میتوانم بگویم ایشان بهترین استاندار استانمان از بدو تاسیس بوده
اند و خدمات ارزشمند ایشان هرگز از ذهنمان پاک نخواهد شد ولی
در مورد احداث مراکز تفریحی کارهایی بزرگی از ایشان انتظار میرود که انجام
دهند و امیدوارم با قبول پیشنهاد من مبنی بر احداث مرکز تفریحات زمستانه
در تبریز موافقت به عمل آورده و موجب افزایش شادابی در بین مردم با احداث
چنین مراکز تفریحی زمستانی شوند که در نهایت موجب تبدیل شدن شهر و دیارمان
به عنوان مرکز تفریحات زمستانی در کشور و منطقه میشود و موجب درآمدزایی و
افزایش رونق اقتصادی و توسعه فرهنگی در استانمان میگردد.
منبع:تبریز شهر آرزوها
سگ کشی بیرحمانه در تبریز! /تصاوير در تاريخ یکشنبه بیستم آذر 1390
موضوع به اینجا ختم نمیشود زیرا اجساد سگهای ولگرد که با بیرحمانه ترین
شکل ممکن کشتار میشوند به زباله گاه تبریز منتقل و به «کومورچایی» ریخته
میشوند که میتواند فاجعه زیست محیطی دیگری را رقم زند.
مهر:یک تشکل مردم نهاد فعال در آذربایجان شرقی با طرح این ادعا که سگهای
ولگرد و بی سرپرست در تبریز به طرز بیرحمانهای توسط برخی شرکتهای طرف
قرارداد با شهرداری کشتار میشوند، از مسئولان برای جلوگیری از این اقدام
استمداد کرد. اشرف یوسفی، رئیس هیئت مدیره انجمن
حامیان طبیعت آذر گفت: چندی است که سگهای بدون صاحب سطح شهر تبریز به
بهانه جلوگیری از انتقال بیماری، زیباسازی چهره شهر و حمایت از حقوق
شهروندان، توسط برخی شرکتهای طرف قرارداد با شهرداری جمع آوری شده و در
مکانی به نام معدومگاه بعد از دو یا سه روز نگهداری در سخت ترین شرایط کشته
میشوند. وی
با بیان اینکه ظاهرا مسئولان شهرداری در خصوص نحوه معدوم سازی این حیوانات
نظارت کافی ندارد مدعی شد: این حیوانات زبان بسته پس از نگهداری در
معدومگاه، با روشهای بسیار فجیع مانند ضربه به جمجمه توسط لولههای فلزی و
کوبیدن سر آنها به دیوار و یا حلق آویز شدن کشته میشوند. این
فعال حقوق حیوانات با مطرح کردن این موضوع که چنین کشتار بیرحمانهای برای
دستیابی به سودهای کلان توسط عدهای معلوم الحال صورت میگیرد، ادامه داد:
با وجود اینکه پیمانکار مربوطه طبق قرارداد، برای کشتن سگها با داروی
بیهوش کننده هزینه دریافت میکند اما حیوانات یاد شده هرگز با داروی بیهوش
کننده کشته نمیشوند چراکه هزینه داروهای فوق زیاد بوده و با وجود دریافت
مبلغ از سوی شهردرای، پیمانکاران یاد شده از روشهای غیراخلاقی و غیربهداشتی
برای معدوم سازی حیوانات استفاده میکنند. یوسفی
با بیان اینکه هیچ گونه نظارتی بر تعداد حیوانات معدوم شده به صورت مستمر
وجود ندارد، افزود: آمار ارائه شده توسط پیمانکار جهت دریافت هزینه بیشتر
دستکاری شده و آمار غیرواقعی ارائه میشود. وی با اشاره به آمادگی
تشکل «حامیان طبیعت آذر» برای جلوگیری از کشتار حیوانات بی گناه، افزود:ما
آماده ایم بعد از جمع آوری سگهای بدون صاحب از سطح شهر اقدام به
واکسیناسیون و درمان بیماریهای انگلی و جسمی آنها کنیم و طی عمل جراحی
کاملاً علمی توسط دامپزشکان سگهای نر را وازکتومی یا عقیم سازی نماییم. یوسفی
اضافه کرد: این تشکل با تغذیه مناسب و انجام حمایتهای لازم نه تنها امکان
زندگی و مرگ به صورت طبیعی را برای این حیوانات فراهم میکند بلکه با جمع
آوری و درمان حیوانات مانع انتقال بیماریها به انسان از طریق این حیوانات
شده و سطح شهر هم تمیز میشود. وی افزود: انجام عمل عقیم سازی موجب
میشود تا معضل سگهای بدون صاحب و انتقال بیماری در طی دو تا سه سال در
سطح منطقه به طور کامل حل و فصل شده و تحت کنترل درآید. رئیس
هیئت مدیره این تشکل حامی حیوانات با انتقاد از آن دسته از افرادی که طرح
عیقم سازی سگهای ولگرد را طرحی از قبل شکست خورده معرفی میکنند، آنان را
افرادی با نظرات سطحی و فاقد تحلیل کارشناسی توصیف کرد و افزود: با وجودی
که همه کارشناسان معتقدند به جای معدوم سازی حیوانات باید با روشهای اصولی
به عقیم سازی آنها پرداخت اما متاسفانه جای این سئوال است که چرا مسئولان
تبریز به چنین اقدامی دست نزده است. وی ادامه داد: موضوع به اینجا
ختم نمیشود زیرا اجساد سگهای ولگرد که با بیرحمانه ترین شکل ممکن کشتار
میشوند به زباله گاه تبریز منتقل و به «کومورچایی» ریخته میشوند که
میتواند فاجعه زیست محیطی دیگری را رقم زند. یوسفی با یادآوری
بخشنامه وزارت کشور در رابطه با کنترل حیوانات بی سرپرست، کشتار حیوانات
سالم را بر اساس مفاد این بخشنامه فاقد وجاهت قانونی دانست و اضافه کرد: با
توجه به اینکه شهرداری تبریز جمع آوری حیوانات بی سرپرست را به شرکت خصوصی
واگذار کرده و آن شرکت در نقض صریح بخشنامه، حیوانات را به صورت غیراصولی و
خشن جمع آوری و به طرز فجیع، غیراخلاقی، غیرشرعی و غیرقانونی معدوم میکند
لازم است به دلیل عدم صلاحیت، قرارداد با این پیمانکار لغو و طبق ماده 9
همان بخشنامه این امور به تشکلهای مردمی و زیست محیطی واگذار گردد.
هیات منصفه مطبوعات در تاريخ یکشنبه بیستم آذر 1390
هیات منصفه مطبوعات و دیوار کوتاه روزنامه نگاران!
نیما تبریزی
- اگر اختلاف یا مسئله ای در آموزش و پرورش و پرسنل آن
روی دهد، هرگز از روزنامه نگاران برای اظهار نظر و داوری در این رابطه
دعوت نمی شود. حتی روزنامه نگاران اجازه ی اظهار نظر ندارند!
- اگر
در دانشگاه و یک مرکز آموزش عالی موضوع مورد مناقشه ای روی دهد، روزنامه
نگاران به هیات های داوری راه نمی یابند. چرا که «دانشگاه» یک مرکز عالی و
تخصصی است و خبرنگاران و روزنامه نگاران حق قضاوت در اختلافات این مراکز
علمی راندارند!
- اگر
در رابطه با دفترخانه های اسناد رسمی و موارد مبتلابه آنان، اتفاقی مناقشه
برانگیز روی دهد، روزنامه نگاران حق و جرات ندارند وارد مباحث مطروحه
شوند. چون یک کار تخصصی است و مسئولان دفاتر اسناد رسمی به واسطه ی شغلشان
اجازه ی چنین کاری را به جامعه ی خبری نمی دهند.
- اگر
مسئله ای در رابطه با احزاب و تشکل های سیاسی رخ دهد و موضوع به محاکم
قضایی ارجاع شود، روزنامه نگاران و مطبوعات حق دخالت ندارند و حداکثر می توانند به انعکاس اخبار کلیشه ای و کلی در این رابطه قناعت کنند!
- اگر
در بازار و امور صنفی شهر، مشکلی پیش بیاید و قضیه به داوری و قضاوت بکشد،
به خبرنگاران و مطبوعات چه ربطی دارد؟! آنها باید به همان قلم و کاغذ و
نان بخور و نمیر خود اکتفا کنند و در کار بزرگان دخالت نکنند .داوری در
اختلافات امور صنفی که عمراًٌ!
- اگر
اختلاف یا مسئله ای در بین قضات محترم پیش بیاید، اگر نیاز به داوری و امر
قضا باشد، این یک موضوع تخصصی و حرفه ای است و خودشان بهتر از خبرنگاران
می توانند قضاوت و داوری کنند.
- اگر
اختلافی در بین اعضای شوراهای شهر پیش بیاید خبرنگاران تنها می توانند
اخبار کلی ارسالی از روابط عمومی را چاپ کنند و حق دخالت و قضاوت و
اظهارنظر ندارند.
- در
صدا و سیما (رسانه ملی) و اداره کل اوقاف و... هم وضع به همین منوال است.
خبرنگاران و روزنامه نگاران که همواره آنها را با القاب زبیای «چشم و گوش
جامعه» رکن چهارم مردمسالاری و آئینه تمام نمای دموکراسی و... می شناسیم، حق اظهارنظر و داوری و قضاوت ندارند چه رسد به اینکه به هیات های منصفه ی داوری آنها راه یابند!
- اما
در مورد روزنامه نگاران و کار حرفه ای و حساس آنها وضع فرق می کند. دیواری
کوتاهتر از دیوار آنها نیست. چرا که نمایندگان همه ی اصناف و مشاغل اشاره
شده در بالا، در ترکیب «هیات منصفه ی مطبوعات استان ما» حضور دارند و در
مورد سرنوشت یک نشریه و یک روزنامه نگار اظهارنظر و داوری نمایند. در تریکب
14 نفره ی هیات منصفه ی مطبوعات استان، از هر شغل و صنفی می توان مشاهده
کرد. بر اساس قانون مطبوعات نیز اعضای این هیات باید از میان اقشار مختلف
جامعه که آگاه به امور مطبوعاتی و فرهنگی بوده و صلاحیت علمی داشته باشند !
انتخاب می شوند.
هر
چند که دو عضو دیگر این هیات را تحت عنوان «روزنامه نگار» در جمع هیات
منصفه انتخاب کرده اند. اما این دو عضو نیز بیشتر به مشاغلی غیر از روزنامه
نگاری(مدیر مرکز اسناد شمالغرب کشور و شاعر و نویسنده) اشتغال دارند نه
کار رسانه ای!
در
صلاحیت و شخصیت حقیقی تک تک اعضای محترم هیات منصفه ی مطبوعات استان
تردیدی نیست اما ای کاش در مورد صلاحیت علمی و حرفه ای اعضا اندکی دقت
بیشتری به خرج داده می شد.
آیا حق نداریم یگوئیم که: دیواری کوتاهتر از دیوار روزنامه نگاران نیست؟! منبع:آذر قلم
كتابت خط خوشنويسي سبحان و هوالجميل در همايش 72 بغض و بوم در تبريز در تاريخ یکشنبه بیستم آذر 1390
همزمان با
برگزاري هفتمين همايش تجسمي 72 بغض و بوم به مناسبت تاسوعا و عاشوراي حسيني ، خط
خوشنويسي سبحان و هوالجميل به صورت زنده در اين همايش تجسمي با حضور استادان و
صاحب نظران خوشنويسي آذربايجان شرقي توسط سبحان مهرداد محمدپور كتابت شد.
سبحان
مهرداد محمدپور نقاش و تصويرگر حوزه هنري و مبدع رسم الخط سبحان در گفتگو با اين
خبرگزاري ها گفت: هنر اسلامي هميشه شروعي مناسب و پايدار براي يافتن مسير حركت در
مدار بصيرت است ، قيام و حركت امام حسين (ع) سرلوحه تعليمات اسلامي براي همه ملت
ها مي باشد.
وي در رابطه
با برگزاري همايش هاي هنري گفت: همايش هنري و اسلامي الگويي برجسته براي هنرمندان
ساير ملل است و برگزاري هر چه بيشتر اين نوع همايش ها شرايطي ويژه براي دريافت
رحمت الهي براي هنرمندان بوده كه نيز سبب ترويج و گسترش هنرهاي اسلامي در جهان
خواهد شد.
محمدپور
خاطرنشان كرد : برگزاري همايش تجسمي اسلامي 72 بغض و بوم در نوع خود حركتي پر بركت
در عرصه هنرهاي تجسمي اسلامي مي باشد چنانكه آثار توليد شده با توجه به توصيه آيات
مبارك قرآن كريم و اولياي دين براي تفنن و سرگرمي نيست بلكه عبرت گيري و افزايش
سطح بصيرت در جامعه را بدنبال خواهد داشت.
گفتني است
اين همايش هرساله به مناسبت تاسوعا و عاشوراي حسيني در حوزه هنري استان آذربايجان
شرقي با حضور هنرشناسان و هنرمندان در رشته هاي مختلف هنرهاي تجسمي از جمله نقاشي
خط هوالجميل و خط خوشنويسي سبحان برگزار مي شود كه در نوع خود باشكوه ترين همايش
در سطح كشور به شمار مي آيد.
ایمیل وارده:درخواست کارگران تعاونی مسکن صنوف خانه کارگر تبریز از مسئولین در تاريخ جمعه هجدهم آذر 1390
ایمیل وارده مدیریت محترم سایت
با سلام و عرض ادب و تقدیر از زحمات مدیران سایت
در اطلاع رسانی درست ، منطقی و بدون حاشیه
به اطلاع می رساند همانگونه که مستحضرید متاسفانه
در چند سال اخیر بیشتر شرکت های تعاونی
مسکن در کشور و مخصوصا در استان آذربایجان شرقی و شهر تبریز با
مشکلات زیادی مواجه بوده و اعضای این تعاونی ها سالهاست که چشم انتظار خانه
هایی هستند که هنوز اقدامات اولیه برای ساخت آنها انجام نگرفته است.
تعاونی مسکن فرهنگیان ( پروژه بعثت) و شرکت تعاونی
مسکن جماران از مهمترین این شرکت ها بوده است.
اما شرکت تعاونی مسکن کارگران صنوف
وابسته به خانه کارگر از جمله شرکت های مشکل تعاونی مسکن شهر
تبریز است ، این شرکت از 6 سال قبل با دریافت کلیه مبالغ قرارداد بطور 5
میلیون تومان نقد و بقیه بطور اقساط بصورت چک اقدام به نام نویسی و عضو
گیری از کارگران زحمت کشی کرده است که برای خانه دار شدن همه وسایل خانه
خود و طلاهای بچه و زن شان را فروخته بودند.
مبالغ دریافتی توسط این شرکت بعد از کسر حق و حقوق
و دریافت حق الزحمه توسط هیات مدیره و در راس آن صادقزاده
مدیر خانه کارگر تبریز که سالها در مسند این خانه
قرار دارد به شرکت شرکت بهکار قائم آذر به
مدیریت مهندس بیرامی شهردار اسبق منطقه 4 و از انبوه سازان
تبریز تحویل د
اده شد.
شرکت بهکار قائم آذر نیز بدون آنکه پیشرفتی در
پروژه های خود واقع در میدان آذربایجان و سه راهی فرودگاه انجام دهد همه
مبالغ را صرف بدهی های قبلی خود نموده و کارگران زحمت کش بعد
از مدتی مشاهده کردند که فلان مصالح فروش ساختمان به آنها زنگ زده و
درخواست پول از بابت چک هایی می کند که به شرکت تعاونی مسکن صنوف خانه
کارگر شده بود.
بعد از مدتی هم که ویدافر مدیر عامل تعاونی
مسکن صنوف خانه کارگر جای خود را به پورگلی داد وضعیت تعاونی مسکن خانه
کارگر بدتر از قبل شد چون عملکرد نه چندان مثبت وی در دوران
تصدیگری تعاونی مسکن کارگران شرکت تراکتورسازی برهمه مشخص بود.
حال از جنابعالی در خواست دارم با انتشار
این مطلب در سایت خود و پیگیری هایی که خواهید فرمود بتوانید به مشکلات
کارگران و اعضای این تعاونی که در پروژه مربوط به شرکت بهکار
قایم آذر ثبت نام کرده اند برسید
کارگران زحمتکش عضو این تعاونی با پرداخت همه
مبالغ خود به شرکت بهکار قایم آذر و عدم تحویل گیری خانه های
خود از شما استدعای کمک دارند
از طرف جمعی از کارگران تعاونی مسکن صنوف خانه
کارگر تبریز
امضای طومار چهل متری دعوت مسلمانان جمهوری آذربایجان به قیام علیه قوانین ضد اسلامی در تاريخ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390
من و ستارخان و سفارت انگلیس در تاريخ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390
این داستان گونه
را در 22 بهمن 88 نوشته بودم.این روز ها مناسبتی تازه تر پیدا کرده است:
من و ستار خان و سفارت انگلیس
دیشب
خواب عجیبی دیدم...جای غریبی بودم...نمی دانم!...باغ حیاط سفارت انگلیس
بود پنداری...دیگ بار گذاشته بودند و آدم های زیادی دور و برش می پلکیدند.
عده ای هم گوشه و کنار نشسته بودند و داشتند درباره مشروطه می
لاسیدند...سیدی آن کنار داشت برای خودش هی می نوشت. (نمی دانم
انشایی...بیانیه ا...ی ...چیزی) کمی این طرف تر شیخ
شیرین کار شهر آشوبی داشت صیغه زن سیصدم عطاء السلطنه نامی را بلغور می
کرد....ناصر الدین شاه هم آمار حرمسرایش را از سفیر انگلیس می گرفت. خبر
نگار بی بی سی هم افتاده بود دنبال ستار خان و می خواست به مصاحبه اش بکشد
و ستارخان با پای لنگ گلوله خورده اش که خون و چرک ازش می ریخت از دستش در
می رفت و دم به مصاحبه نمی داد....تا اینکه عطاءالسلطنه خلقش تنگ شد و داد
زد: "آهای ستارخان!..چه خبرته با آن پای ناقص شده ات در می ری؟ بیا تو
استودیوی بی بی سی و حالشو ببر" ستار خان نهیب زد: "من میخواهم که
هفت دولت به زیر بیرق امام حسین بیایند؛ من زیر بیرق بی بی سی نمیروم." در
همین موقع صدای آشپز باشی سفارت بلند شد: "سفره ها رو پهن کنید که سبزی
پلو حاضره" نوکرهای سفارت جلدی سفره ها را پهن کردند و جمیع حاضران از
چپ و راست ریختند دور سفره و افتادند به خوردن سبزی پلو؛....غیر از ستارخان
که مهیا می شد برای رفتن. شیخ شیرین کار شهر آشوب رو کرد به ستارخان و در
حالی که داشت می لمباند گفت: "بسم الله" سفیر انگلیس هم دنباله حرف
شیخ را گرفت که: "بیا ستارخان...حیفه سر سفره ی سبزی پلوی ما یه تبریزی
هم نباشه" ستارخان بی اعتنا به حرف سفیر به شیخ طعنه زد: "از تو
بعیده شیخ...یعنی هر کی به تو هر چی داد باید بخوری؟" شیخ از کوره در
رفت و داد زد: " آره.. خوب کاری می کنم...بازم بدن می گیرم و می
خورم..تو هم عرضه داری بیا و بخور" ستار خان که حالا سوار اسب شده بود و
داشت از حیاط سفارت بیرون می رفت برای لحظه ای برگشت ...حالا خون داشت از
زخم ساق پایش فواره می زد... "سبزی پلوی سفارت انگلیس به تبریزی جماعت
نمی سازه...ما همون کیک و ساندیس صلواتی بس مونه. علف بخوریم شرف داره به
این سفره ها." این را ستارخان گفت و هی زد به اسبش و از حیاط سفارت
بیرون رفت. صدای غرش مجاهدین از خیابان می آمد.
رضا
شیبانی-22بهمن
درگذشت یکی از دانشجویان دانشگاه تبریز در تاريخ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390
به گزارش اخبار تبریز به نقل از سایت دانشگاه تبریز ،مازیار قادرمزی دانشجوی ورودی 88 عصر روز شنبه یازدهم آذرماه در یکی از
خوابگاههای این دانشگاه فوت نموده است و علیرغم حضور به موقع پزشک
دانشگاه مستقر در خوابگاه، اورژانس تبریز و مسئولین خوابگاه و تلاش فراوان
متاسفانه احیاء و نجات جان وی میسر نگردید. جزئیات بیشتر از این خبر منتشر نشده است.
ايران خودرو تبريز تعطيل مي شود در تاريخ یکشنبه سیزدهم آذر 1390
با
توجه به زيان ميلياردي كه به دليل عدم شماره گذاري وانت پيكان بر اين شركت
تحميل شده است، مسؤلين و سهامداران عمده ناچار به صدور دستور تعطيلي خط
توليد ايران خودرو تبريز شده است.
كارخانه ايران خودرو تبريز با داشتن 5 هزار نيروي كار به دليل عدم شماره
گذاري وانت پيكان و توقف تولید این محصول، از پايان هفته جاري تعطيل مي
شود.
به گزارش عصر ايران، بر اساس شنيده ها از منابع آگاه، با توجه
به اينكه خطوط توليد ايران خودرو تبريز تنها توانايي توليد محصول وانت
پيكان را دارند و اين محصول در دو ماه گذشته شماره گذاري نشده، کارخانه
ایران خودرو تبریز در آستانه تعطيلي قرار گرفته است. این منبع آگاه
اضافه کرد: آنچه از محدودیت شماره گذاری وانت پیکان می توان استنباط کرد
این است که در نخستین گام بیش از پنج هزار کارگر ایران خودرو بیکار خواهند
شد و این موضوع درست نقطه مقابل سیاست های دولت و نظام جمهوری اسلامی ایران
در حوزه ایجاد اشتغال، رفع بیکاری و محرومیت زدایی است. تاکنون 40
هزار دستگاه از تولیدات وانت پیکان ایران خودرو در پارکینگ ها خاک می خورد و
همین موضوع باعث شده تا با افزایش تقاضا در سطح بازار فضای مناسبی پیش روی
دلالان و واسطه ها ایجاد شود و در عین حال بخش عمده ای از شبکه حمل ونقل
کالا در کشور بلاتکلیف بماند. با توجه به زيان ميلياردي كه به دليل
عدم شماره گذاري وانت پيكان بر اين شركت تحميل شده، مسؤلين و سهامداران
عمده ناچار به صدور دستور تعطيلي خط توليد ايران خودرو تبريز شده است. گفتني
است علي رغم صدور مجوز سازمان ملي استاندارد ايران و همچنين مصوبه هيات
دولت مبني بر توليد و شماره گذاري وانت پيكان تا پايان سال جاري، راهور
ناجا از شماره گذاري اين خودرو امتناع مي كند.
شایعه اعطای تسهیلات غیرقانونی از سوی جوانان خیر به مسئولان تقویت شد؛ فرماندار مرند:مجریان انتخابات ا در تاريخ یکشنبه سیزدهم آذر 1390
شایعه اعطای تسهیلات غیرقانونی از سوی جوانان خیر به مسئولان تقویت شد؛
فرماندار مرند:مجریان انتخابات از دریافت وام جوانان خیر امتناع کنند
مدیرعامل موسسه قرض الحسنه جوانان خیر که یکی از
کاندیداهای احتمالی مجلس نهم از حوزه انتخابیه مرند و جلفاست هر روز در معرض شایعه
های جدیدی قرار می گیرد که اعطای تسهیلات غیرقانونی به مجریان انتخابات در مرند را
باید آخرین نمونه این شایعات دانست.
"رحیم قاسمی" که از بدو تاسیس موسسه
جوانان خیر عهده دار مدیریت این مجموعه مالی است از مدتی قبل نسبت به حضور در عرصه
انتخابات نهمین دوره انتخابات مجلس از حوزه انتخابیه مرند و جلفا ابراز تمایل کرده
است اما مطرح شدن شایعه های مختلف درباره عملکرد او، سلامت انتخابات و اصل بیطرفی
مجریان این جریان بزرگ سیاسی و اجتماعی را با چالش های اساسی مواجه کرده است.
در آخرین مورد از این شایعات، شنیده شد که موسسه
جوانان خیر در حرکتی خارج از روال قانونی، تسهیلات 100 میلیون تومانی به فرماندار
و برخی دیگر از مسئولان محلی مرند اعطا کرده است.
هرچند اعطای این تسهیلات مورد تائید فرماندار
مرند قرار نگرفت اما "بهنام رضوانی" شیوع شایعه هایی از این دست در بین
افکار عمومی را مورد تائید قرار داد.
بهنام رضوانی در این زمینه به خبرنگاران گفت: در
مرند عموماً شایعه هایی مبنی بر اعطای تسهیلات خارج از روال قانونی از سوی موسسه
قرض الحسنه جوانان خیر به مسئولان این شهر و مجریان انتخابات وجود دارد.
وی افزود: در این بین آنچه باید مورد بررسی
سازمان های ذیربط قرار گرفته ونتایجش به اطلاع افکار عمومی برسد این است که آیا اعطای
تسهیلات به مجریان انتخابات و مسئولان شهر در چارچوب روال عادی و رایج موسسه قرض
الجسنه جوانان خیر بوده است یا خیر.
رئیس ستاد انتخابات شهرستان مرند اضافه کرد: هر فردی
اعم از مسئول و یا غیر مسئول، اگر با روال قانونی و مطابق دستورالعمل ها و آیین
نامه های موسسه قرض الحسنه جوانان خیر تسهیلات دریافت کند فاقد اشکال است و دریافت
کنندگان این نوع از تسهیلات نیابد در معرض اتهام قرار گیرند.
فرماندار مرند ادامه داد: هرچند دریافت تسهیلات
از موسسه قرض الحسنه جوانان خیر وجهه قانونی داشته باشد اما مسئولان محلی دست اندرکار
انتخابات، حتی الامکان از دریافت تسهیلات خودداری کنند تا همه تریدها و شبهه ها در
روند برگزاری سالم این جریان بزرگ سیاسی و اجتماعی از بین رود.
رضوانی درباره دریافت تسهیلات 100میلیون تومانی
از جوانان خیر نیز گفت:بنده دو یا سه سال قبل با سپرده گذاری و طی روال قانونی تسهیلاتی
دریافت کردم؛ اتفاقاً موقع دریافت تسهیلات در شهرستان مرند خدمت نمی کردم و لذا
طرح موضوعاتی از این دست که مسئولان انتخابات مرند از سوی عده ای باجگیری کرده
اند، شایعه است.
تیم رسانهای اصلاحطلبان در تبریز فعال شد در تاريخ پنجشنبه دهم آذر 1390
در حالی که چهرههای شاخص اصلاحطلبان
همچنان از عدم حضور خود در رقابتهای انتخاباتی نهمین دورهی مجلس شورای
اسلامی سخن میگویند، تیم رسانهای این گروه در هفتههای اخیر در تبریز
فعال شده است. سران جریان اصلاح طلب در استان آذربایجانشرقی با تشکیل
جلسات منظم به ساماندهی فعالیتهای رسانهای خود پرداختهاند. این جریان با راهاندازی وبلاگهای خبری متعدد و یک
پایگاهخبری - که حتی در سامانهی ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز
ثبت نشده است - فعالیت خود را آغاز کرده است و همزمان نیز در حال رایزنی
با برخی از مدیران مسوول نشریات تبریز برای استفاده در ایام تبلیغات
انتخاباتی و پیش از آن هست. با فعال شدن تیم رسانهای
اصلاحطلبان در روزهای گذشته، یکی از هفتهنامههای چاپ تبریز در یک چرخش
سیاسی و فکری ملموس، در حالی که در شماره قبل، تیتر یک خود را به انعکاس
سخنان یکی از چهرههای انتخاباتی اصولگرا اختصاص داده بود، در شمارهی
جدید خود به بهانهی چاپ مقالهای عکس یکی از کاندیداهای احتمالی
اصلاحطلبان را در صفحه اول چاپ کرده است. همچنین این نشریه در همین شماره،
قریب نصف صفحهی اول خود را به انعکاس خبر یکی دیگر از کاندیداهای
اصلاحطلبان در استان آذربایجانشرقی اختصاص داده است. منبع:گروه مطبوعاتی بهار تبریز
پشت پرده ماجرای هواپیما ربایی در پرواز مشهد - تبریز در تاريخ سه شنبه هشتم آذر 1390
طی روزهای گذشته اخبار غیر رسمی در خصوص تلاش برای هواپیماربایی در مسیر
مشهد - تبریز منتشر شد که بعد از چند روز اخبار رسمی این اتفاق منتشر
گردید.
بر اساس این اخبار، روز چهار شنبه هفته گذشته دو تروریست شامل یک زن و
مرد در فرودگاه بین المللی مشهد قصد ورود به هواپیما را داشتند که با
هوشیاری فرزندان گمنام ملت، شناسایی شده و از آنها سلاح گرم کشف می شود. در
همین رابطه مدیر کل فرودگاه ههای استان خراسان رضوی با تاکید بر اینکه هیچ
هواپیما ربایی در کار نبوده به روزنامه ایران گفت : در این پرواز پس از
عبور یک زن از گیت پرواز ،ماموران بلافاصله به وی مظنون شده و در بازرسی
از یک قبضه اسلحه که در لباس هایش پنهان کرده بود و فشنگ هایی که در کفش
هایش جاسازی شده بود را کشف کردند .
وی با اشاره به توانمندی امنیت پرواز ها در داخل کشور گفت: وقوع چنین
مواردی در پروازهای داخلی بعید به نظر می رسد .
انگیزه ، این زن روستایی که با تپانچه و گلوله های جنگی می خواست سوار
هواپیمای مشهد – تبریز شود هنوز در هاله ای از ابهام است .
این افراد در بازجویی های اولیه به قصد خود مبنی بر هواپیماربایی اعتراف
کردند اما جزئیات بیشتر از برنامه ریزی آنها و عوامل پشت پرده، به زودی
مشخص خواهد شد. حامیان نیوز
وسایل می خوای؟ در تاريخ دوشنبه هفتم آذر 1390
وسایل می خوای؟ جهت
پوشش خبری دیدار تیم های شهرداری تبریز و نفت تهران عازم ورزشگاه یادگار
امام بودیم، اتفاقاً به دلیل نبود اتوبوس و تاکسی مجبور شدیم بلاجبار سوار
تاکسی های ترمینال تبریز شده و بخشی از مسیر را پیاده رویم. راننده تاکسی
ما را در مقابل پارک مشروطه پیاده کرد، کمی بالاتر جوانی را دیدیم به طرف
ما آمده و با دندان های یکی بود ، یکی نبود خود به ما گفت: وسایل می خوای؟ کمی
به او نگریستم و متوجه منظور او نشدم بعد از وی سوال کردم که چه وسایلی ؟
او در جواب گفت: شیشه ، تریاک ... بله منظورش همان مواد مخدر و آلات
تفریحات مرگ آمیز بود! در جواب به او گفتم : من خبرنگارم! تا واژه «خبر»
را شنید ، گفت: خواهش می کنم منو شطرنجی نشون بدید و فوراً به خیال اینکه
شاید دوربین مخفی یا خبرنگار صدا و سیما باشم، به سمت نیمکت پیاده رو رفته و
لباس و وسایلی را که با خود آورده بود، برداشته و فرار کرد! چندی پیش
نیز شهروندی از آخر خیابان امامیه پیامکی برای ستون شهر و شهروند خوش خبر
ارسال کرد که در آن خواستار رسیدگی نیروی انتظامی به وضعیت نابهنجار فروش
مواد مخدر در آن منطقه شده بود. در آن روز در حالی که نگاه ها به طرف
برگزاری مسابقه فوتبال در روز تعطیل معطوف شده بود آن جوان و شاید هم
دوستانش که در کمی آن طرف تر ایستاده بودند با وسایل خود آماده پذیرایی از
جوانان پاک شده بودند که شاید حضور ما در آن خیابان بازار آن ها را برای
مدت کوتاهی به حالت تعلیق کشانید! آنچه مسلم است تعداد افرادی که در جامعه
ما اقدام به فروش مواد مخدر می کنند کم نیستند اما مسئولانی که دم از جنگ
نرم دشمن می زنند، می توانند با اقدامات پیشگیرانه مانع از افزایش آمار
جامعه معتادین شوند چرا این افراد خواسته یا ناخواسته بازی با سرنوشت و
سلامت جامعه را هدف قرار داده اند. سید هادی شاطر موسوی
تماشاخانه تبریز در تاريخ جمعه چهارم آذر 1390
به بهانه تئاتر چیلیس،مولیر و ... آیسان شیوا
1) خیلی سال پیشها، وقتی
که ما نبودیم و پدرها و مادرهایمان بچه بودند، اولین تئاتر آذربایجان به
روی صحنه رفت، اتللو به ترکی سخن گفت و گروهی از اشراف قجری را به خنده
انداخت تا تئاتر در این شهر ماندگارو مردمی شود. بعد از آن، روح و جان مردم
چنان با تئاتر آمیخته بود که پس از خموشی موقت آن، بعدها وقتی مشروطه
پیروز میشود و بساط تئاتر مجدداً رونق میگیرد، اولین اجرا به افتخار
ستارخان به روی صحنه میرود. به روایت همان تاریخ است که تئاترهای خیریه به
نفع فقرای تبریز،به نفع حرق زدگان، به نفع مدرسه سازی و ... برپامیشوند.[1] خیلی سالها میگذرد، تئاتر روزهای افول و فرود بسیاری تجربه میکند، تا به زمان ما برسد.
2) در یک شب پاییزی برای
تماشای تئاتر «چیلیس» به خانه تئاتر رفتم. سالن پر بود و من از تماشای
مردمی که از قشرها و سنین مختلف برای دیدن این تئاتر آمده بودند، هم لذت
بردم و هم حیرت کردم. درباره این نمایش نامه در طول تاریخ نمایشنامه نویسی
دوران کلاسیک، از قرن 17م تا کنون بارها نوشته و نقد نمودهاند. اما چیزی
که این اجرا را با اجراهای دیگر متفاوت مینماید اجرای آن به زبان ترکی
است، به نحوی که بازیگران آن بهترین قابلیتهای نمایشی خود را به راحتی نشان
میدهند و مخاطبان نیز به مدد همین زبان، بیشترین ارتباط را با اثر برقرار
میکنند. به مدد همین زبان است که مرد خسیس و نزول خوار آرپاگون
نامی از فرانسه (با بازی زیبای رضا گل آور) دیگر برایمان غریبه نیست،
تبدیل به مردی آشنا میشود که گویا از نزدیک میشناسیم و با میزان خِسّتش
آشناییم. انگار همان «حاجی جبار نزول خوار» خودمان است که اکنون دربرابرمان
ایستاده و زندگی را به فرزندان خود سخت نموده است! طنزی که در نمایش به
کار رفته را به راحتی درک می کنیم واز ته دل میخندیم. همان طور که خود
مولیر در آثار کمیکش، پیشخدمتان مضحک، فضل فروشان، عشاق جوان دلسوخته،
دختران احساساتی را گرفته و با زندگی فرانسوی تطبیق میدهد و به این ترتیب
آثاری خلق میکند که عناوینی چون کمدی رئالیستی، کمدی انسانی و کمدی
اجتماعی را یدک میکشد.او روابط نامشروع درباریان، اشراف ورشکسته،
قماربازیها، تملق و چاپلوسی را درکمدیهایش به شیوهای جذاب و واقع گرا به
انتقاد گرفته و پوزخندی زهرآگین به اشرافیت متکبر و بورژوازی جاه طلب دوران
خود میزند.

رضا گل آور در نقش آرپاگون( چیلیس)ـ
3) یک هفته بعد، برای
تماشای تئاتر چیلیس، دوباره رفتم. بازهم جا برای نشستن نبود. اجراها به
گمانم در اجرای دوم قویتر شده بود. برخی دیالوگها حذف شده بودند و میزان
طنز، استمرار رابطه بین مخاطب و بازیگر را حفظ مینمود. بازهم اجراها برایم
جذاب بود و مخصوصاً به بازی هنرمندانه لفلش (سجاد رائی) و ژک اوستا(داوود
نورپور) دوباره از ته دل خندیدم.
تئاتر کلاسیک فرانسه وامدار
مولیراست که تا آخرین لحظه حیات خود در صحنه تئاتر حضور داشت. تئاتر ایران
وامدار آذربایجان،تئاتر آرامیان و تماشاخانههای قدیمی است که امروز به
صورت عکسهایی به روی دیوار موزهها و لای کتابهای تاریخ رفتهاند. اکنون
تئاتر تبریز به یاری کامران قربانی پورها[2]
، «تئاتردانان» و تک و توک صاحب منصبانی که پشت سر آن ایستادهاند،حیاتی
تازه به خود گرفته است. امید که به یاری آنها بار دیگر تئاترمردمی شود
وتماشاگر آثار قوی و به یادماندنی باشیم.
[1]
چنان چه به روایت تاریخ، «در 1291 شمسی در تبریز چند آدم خوش ذوق تئاتر
خیریه ای را به نفع فقرای تبریز به راه میاندازند. تیاتر ارامیان در 12
دکامبر(دسامبر) مصادف با ربیعالاول 1336 تشکیل شد به منفعت فقرای مسلمین
شهر تبریز، نمایش تیاتر به منفعت حریق زدگان...به منفعت مدرسه جدید
الاتاسیس اناثیه...، تیاتر داشت ذهن و روح و جان مردم را تغذیه مینمود.»
شرمین نادری،قمر در عقرب،ص 255
[2] وهمه اساتیدف هنرمندان و بازیگران خوب این تئاتر و تئاترهای دیگر
قتل «رافق تقی» و فتوای پنج سالهٔ آیتالله فاضل لنکرانی در تاريخ پنجشنبه سوم آذر 1390
نویسنده مقاله روزنامه صنعت، «رافق ناظر اوغلو تقیزاده» مشهور به «رافق
تقی لی»، عضو سابق اتحادیه نویسندگان جمهوری آذربایجان است که پیش از این
طی مقالهای توهینآمیز به نام «عاشورا»، مسجد تازه پیر باکو را بهترین محل
برای لذتجویی جنسی دانسته و با توصیفات پورنوگرافیک، عاشورا و مراسم
عزاداری مردم آذربایجان را در سطح یک التذاذ پایین آورده بود. روزنامهٔ جمهوری اسلامی در خبری نوشت:
 «سلمان
رشدی جمهوری آذربایجان، به قتل رسید. «رافق تقی» که به دلیل اهانت به
پیامبر اکرم در جمهوری آذربایجان به سلمان رشدی معروف بود، دیروز توسط یک
فرد ناشناس به قتل رسید. وی به دلیل اهانتهای بیسابقه به حضرت رسول
اکرم، مورد نفرت مردم جمهوری آذربایجان بود. به همین دلیل، مردم آذربایجان
از آیتالله العظمی فاضل لنکرانی درباره وی استفتاء کردند و ایشان در
همان زمان این شخص را محکوم به اعدام دانستند. دیروز، رافق تقی درحالی که
از اتوبوس پیاده میشد توسط یک مرد ناشناس به قتل رسید.»
به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی پارسینه،
«رافق تقی» که روز ۱۹ نوامبر در پی اصابت هفت ضربه چاقو، به بیمارستان
منتقل شده بود، بعد از ظهر چهارشنبه ۲۳ نوامبر در بیمارستان جان خود را از
دست داد.
نویسنده مقاله روزنامه صنعت، «رافق ناظر اوغلو تقیزاده» مشهور به «رافق
تقی لی»، عضو سابق اتحادیه نویسندگان جمهوری آذربایجان است که پیش از این
طی مقالهای توهینآمیز به نام «عاشورا»، مسجد تازه پیر باکو را بهترین محل
برای لذتجویی جنسی دانسته و با توصیفات پورنوگرافیک، عاشورا و مراسم
عزاداری مردم آذربایجان را در سطح یک التذاذ پایین آورده بود. وی در سال
۲۰۰۴ از اتحادیه نویسندگان آذربایجان اخراج شد.
او همچنین در سال ۲۰۰۶ با انتشار مقالهای مشابه با نام «اروپا و ما»،
جنجال فراوانی در میان جامعهٔ مسلمانان ایجاد کرد. در پی اوج گرفتن
اعتراضات مسلمانان آذربایجان، دولت آذربایجان «رافق تقی» را دستگیر و به سه
سال زندان محکوم کرد. وی بعد از دو سال، با عفو ریاست جمهوری آزاد شد.
به گزارش رادیو فردا، «رافق تقی» در بیمارستان، دینداران افراطی و جمهوری
اسلامی ایران را به سوء قصد نسبت به خود متهم کرده بود. سفارت ایران روز سه
شنبه با صدور اعلامیهای برای مطبوعات آذربایجان، با رد دست داشتن ایران
در سوء قصد به جان این نویسنده آذربایجانی عنوان کرده است که انتشار این
اخبار توسط مطبوعات آذربایجان طرح «رژیم صهیونیسیتی و امریکا» برای ضربه
زدن به روابط ایران و آذربایجان است که محکوم به شکست است. هنوز مقامات
آذربایجان در رابطه با این واقعه واکنش رسمی نشان ندادهاند.
به گزارش پارسینه، درست پنج سال پیش یعنی ۴ آذر سال ۱۳۸۵ و پس از انتشار
مقالهٔ «اروپا و ما» در روزنامهٔ صنعت، متن یک استفتاء از آیتالله فاضل
لنکرانی در رسانهها منتشر شد. در این استفتاء آمده است:
«بسمه تعالی
حضور محترم مرجع عالیقدر جهان شیعه آیت الله العظمی حاج شیخ محمد فاضل لنکرانی (دام عزه)
با سلام
اخیرا یکی از روزنامههای جمهوری آذربایجان به نام «صنعت» مقاله رافق تقی
روزنامه نگار مرتد آذری را در صفحات خود درج نموده است که مورد خشم و غضب
مسلمانان منطقه قرار گرفته است. (همین مقاله همراه با ترجمه خدمتتان تقدیم
میگردد.)
نویسنده مقاله با تحلیلی میکوشد اروپا و دین آن را که مسیحیت است، از هر
لحاظ برتر و خاورمیانه و دین آن را که اسلام است، از هر جهت پست و بیارزش
نشان بدهد. او در قسمتی از مقاله ساحت مقدس حضرت رسول اکرم (ص) را با
کلمات ناپسند و نالایق توهین کرده تمامی مقدسات اسلام را به تمسخر گرفته و
در پایان مقاله اعلام کرده است که همه این مطالب را آگاهانه از روی عمد
نوشته است و باز هم خواهد نوشت.
ضمنا همین روزنامه بارها مقدسات اسلام را مورد هجوم و تحقیر قرار داده حتی
در چند شماره خود کتاب منفور «آیات شیطانی» سلمان رشدی را منتشر کرده است.
سئوال: وظیفه مسلمانان در قبال این امر غیرقابل تحمل چیست؟
مقلدین حضرتعالی از آذربایجان ***
بسمه تعالی
چنین شخصی چنانچه مسلمانزاده باشد، با اعترافات مذکور مرتد است و چنانچه
کافر بوده، از مصادیق ساب النبی است و در هر صورت برفرض چنین اعترافاتی قتل
او بر هر کسی که دسترسی داشته باشد لازم است و مسئول روزنامه مذکور که
چنین افکار و عقائدی را با علم و توجه منتشر میکند همین حکم را دارد.
خداوند اسلام و مسلمین را از شر دشمنان حفظ فرماید. یریدون لیطفوا نورالله
بافواهم والله متم نوره ولوکره الکافرون.
محمد فاضل لنکرانی
۴ / ۹ / ۸۵» اهراب نیوز در مورد حکم قتل این مرتد نوشت: درست پنج سال پیش بود که مرحوم آیت الله بنی فضل خبرنگاران را
در خانه جمع کرد و به آن ها گفت: «حكم مرتد در اسلام وجوب قتل است و به
اين علت قتل او (رافق تقي، نويسندة مقالة موهن) واجب ميباشد.» آيت الله
بني فضل در آن جمع اعلام کرد براي هر شخصي كه رافق تقي را به هلاكت برساند،
جايزه تعيين كرد. جايزة تعيين شده هم منزل مسكوني ایشان بود كه از پدر
بزرگوار ايشان به ارث مانده است.
سرقت دسته جمعی مغازه های یک پاساژ در تبریز! در تاريخ پنجشنبه سوم آذر 1390
معاون اجتماعی پلیس آذربایجان شرقی از دستبرد عده ای سارق
به پاساژ تجارت واقع در خیابان فردوسی تبریز خبر داد.
به گزارش خبرگزاری مهر، سرهنگ صمد فرامرزی اظهار داشت: در اولین ساعات
بامداد امروز بدنبال اعلام سامانه 110 مبنی بر وقوع سرقت در پاساژ تجارت
واقع در خیابان فردوسی تبریز بلافاصله رئیس پلیس آگاهی استان و فرمانده
پلیس تبریز به همراه کارآگاهان اداره آگاهی و کارشناسان کلانتری در محل
حضور یافته و بررسی همه جانبه موضوع را در دستور کار خود قرار دادند .
وی گفت: سارقان با استفاده از سهل انگاری و بی توجهی نگهبانان شخصی پاساژ و
ضعف حفاظت فیزیکی محل به داخل پاساژ راه یافته و اقدام به سرقت وجوه نقدی
از تعدادی از مغازه های پاساز کرده اند.
فرامرزی افزود: موضوع این سرقت تحت اقدام کارآگاهان آگاهی بوده و نتیجه متعاقبا به آگاهی شهروندان تبریزی خواهد رسید.
جای خالی فضای نقادانه در آذربایجان شرقی تبریز در تاريخ پنجشنبه سوم آذر 1390
افزایش جوابیه ها پس از انتشار گزارش های انتقادی از
دستگاه های اداری آذربایجان شرقی در کنار هتک حرمت فعالان رسانه ای این
استان، این روزها نگرانی جامعه مطبوعاتی را افزایش داده و پایین بودن
آستانه تحمل مسئولان را حکایت می کند. به گزارش خبرنگار مهر، روند رو به افزایش ارسال جوابیه، توضیح و یا
تکذیبیه دستگاه های اداری به محض انتشار گزارش های چالشی و انتقادی به
همراه برآشفته شدن مسئولان در مواجهه با خبرنگارانی که فعالیت یک دستگاهی
را مورد انتقاد قرار می دهند، بیانگر نبود فضای نقادانه در آذربایجان شرقی و
پائین بودن آستانه تحمل کارگزاران دولت است.
واقعیت امر این است که غالب رسانه های آذربایجان شرقی مبتلا به مرض ستایش
مسئولان شده اند و از سویی، مقامات مسئول نیز با قرار گرفتن در این فضا،
تنها به شنیدن تعریف و تمجید از خود و دستگاه متبوع شان عادت کرده اند.
در این میان، ساختار شکنی برخی رسانه ها و انتشار گزارش هایی متفاوت و
چالشی از دستگاه های اداری و یا پخش برنامه های انتقادی از رادیو و
تلویزیون محلی موجب شده است این رسانه ها و فعالان آنها به شدت مورد عتاب و
خطاب مسئولان قرار گیرند!
در آخرین نمونه از این بی مهری ها، رئیس سازمان مسکن و شهرسازی آذربایجان
شرقی که در برنامه چالشی "مطالبه" در شبکه سهند حضور یافته بود علاوه بر
واکنش های عجیب و متهم کردن مجری این برنامه به بی اطلاعی از شرح وظایف
سازمان تحت مدیریتش، از پاسخگویی کامل به سئوالات مطرح شده شانه خالی کرد!
موضوع قابل تامل در این برنامه، قضاوت آقای مدیرکل درباره برخی مسایل نظیر
"حاشیهنشینی" و یا به بیان مسئول مذکور "سکونتگاههای غیررسمی" بود.
طرح این موضوع در برنامه مطالبه، باعث شد تا وی مجری برنامه را متهم به
"بیاطلاعی" از شرح وظایف مسکن و شهرسازی کرده و از پاسخگویی کامل به مسائل
مربوط به "سکونتگاههای غیررسمی" شانه خالی کند!
موضوع از آنجا بالا گرفت که مجری برنامه این منطق را که "بعضیها معتقدند
اگر به مناطق حاشیهای یا همان سکونتگاههای غیررسمی برسیم، دیگران را هم
تشویق به مهاجرت به این مناطق کردهایم" را "منطقی نادرست" دانست.
اگر از منظر رسانه ای به این موضوع بنگریم توهین به یک مجری تلویزیون و
بیسواد دانستن او که اجرای یکی از پرمخاطب ترین برنامه های تلویزیونی کانال
سهند را عهده دار است، یکبار دیگر پائین بودن آستانه تحمل مسئولان استان
را به نمایش گذاشت.
باید اذعان کرد که عدم انتشار گزارش های نظارتی و بازرسی نهادهای مسئول
باعث شده است کوچکترین انتقاد توسط رسانه ها، مورد عتاب و خطاب قرار گرفته و
برآشفته شدن مسئولان و عکس العمل های غیرمنطقی آنان را سبب شود.
نمونه دیگر واکنش های غیراصولی مسئولان به دنبال انتشار گزارشات انتقادی
در حوزه های مختلفی مانند: وضعیت مدارس روستایی آذربایجان شرقی، دانشگاه
تبریز و ... در خبرگزاری مهر بوده که به جای پاسخی
روشن و تلاش برای رفع کاستیها، برای برخی جوابیه های روتین و از سر شانه
خالی کردن ارسال شده و برای گزارشات دیگر نیز در حال تدوین است!
به هرحال باید گفت که روال طبیعی مسائل ارتباطی بر این موضوع استوار است
که دستگاه های اداری به قدری شفاف سازی کنند که حتی اگر رسانه معاندی بر
اساس عناد، اقدام به انتشار مطلب یا گزارشی کند این مطالب و یا گزارش ها
خنثی شود.
بی شک ارتباط موثر مسئولان با مخاطبان و فعالان رسانه ای از طریق بهره
بردن از انواع کانال های ارتباطی، فرصت سوء استفاده مغرضان از فضای
بیمارگونه رسانه ای موجود را از بین خواهد برد.
با وجود اینکه انتقاد و بازنمایی مشکلات و نارسائی ها از رسالت های اصلی
رسانه هاست ولی متاسفانه ارتباط با رسانه ها در آذربایجان شرقی حالت
تشریفاتی به خود گرفته و مسئولان محلی بر این تصور نادرستند که اگر تعامل
مناسب با چند خبرنگار یا فعال رسانه داشته باشند، نباید خبر، گزارش یا مطلب
انتقادی از سازمان تحت مدیریتشان منتشر شود.
نکته آخر اینکه اگر باز شدن فضای رسانه ای را یکی از الزامات توسعه و مردم
سالاری بدانیم -که چنین است - باید همگان نهایت اهتمام خود را بکار گیرند
تا این فضا در عین رعایت مرزهای اخلاقی و حرمت ها، مطلوب تر از هر زمان
دیگری شکل بگیرد.
|