اين هم از خاتمي گفتگوي تمدنها:
متن جوك
«… و این تخصصش در خواندن روضه یعنی، داستان عروسی حضرت زهرا بود. و خصوصیتش هم این بود و این جور میگفت، خیلی هم میپسندیدن اردبیلیها٬ می خواست نبوغ اردبیلی ها را نشون بده (یکی از حضار: ترک بود - صدای خنده). گفت شبی که حضرت را عروس کردند و میبردند به خانه، حضرت پیامبر جلو جلوی حضرت زهرا حرکت میکرد. در طرف راستش امام حسن، در طرف چپش امام حسین و حضرت خدیجه به سینه میزد (خاتمی با با دست به سینه می زند) که قربان مظلومی تو دخترم بروم. (خندهی حضار). بالاخره اردبیل اینه٬ حالا به من میگن چرا تو …(نامفهوم).»

نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت
9:18 توسط شاهد| |

